عصر ایران نوشت: جاهلان و متحجران؛ از صدر اسلام تا ماجرای برجام

عصر ایران نوشت: جاهلان و متحجران؛ از صدر اسلام تا ماجرای برجام

عصر ایران/ متن پیش رو در عصر ایران منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.

در دوران سازندگی وقتی پروژه مهم مترو تهران در دستور کار قرار گرفت، کارشکنی ها ومخالفت ها شروع شد. می گفتند: ما چه نیازی به مترو داریم. همین اتوبوس های شرکت واحد وتاکسی نارنجی ها کفایت می کند. مترو مظهر اشرافی گری و تجمل گرایی است! چرا مردم ما را رفاه طلب و تنبل بار می آورید!
عصر ایران - مورخان وتحلیل گران در آثار خود برای نهضت وقیام اباعبدالله الحسین علیه السلام اهداف گوناگون عنوان کردند. «مبارزه با ظلم وستم » ، « امربه معروف ونهی از منکر» ، « احیای سیره وسنت نبوی وعلوی» ، « اصلاح درمیان امت اسلامی » از جمله آنهاست والبته همه نیز از لابلای کلمات گهر بارخود آن حضرت استفاده می شود. جاهلان و متحجران: از صدر اسلام تا ماجرای برجام

در فرازی از زیارت اربعین سید الشهداء علیه السلام ، خطاب به حضرت باری تعالی می خوانیم: « وبَذَلَ مُهجَتَه فِیک لِیَستَنقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهاله وحَیره الضَلاله » خدایا ! امام حسین خون قلب خود را در راه تو نثار کرد تا بندگانت را از جهالت ونادانی وحیرت گمراهی نجات دهد.

از این جمله استفاده می شود که یکی دیگر از اهداف قیام عاشورای حسینی ، رفع نادانی و برطرف کردن سردرگمی وسرگردانی از امت اسلامی بوده است.

حال این سوال پیش می آید مگر مردم در آن زمان گرفتار جهالت وگمراهی شده بودند؟ این جهالت وحیرت چگونه بود و چه کسانی آن را به امت اسلامی تحمیل می کردند؟

تعریف جهالت

اما قبل از ورود به بحث اصلی لازم است توضیحی درباره واژه جهالت داده شود. مرحوم شهید مطهری (رضوان خدا بر او باد) در اینجا مطلب دقیقی دارد و می فرماید: « مقصود از جهالتِ مردم این نبود که چون مردم بی سواد بودند و درس نخوانده بودند ، مرتکب چنین عملی شدند و اگر درس خوانده وتحصیل کرده بودند ، این گونه نمی کردند، نه. در اصطلاح دین ، جهالت بیشتر در مقابل عقل گفته می شود و مقصود آن تنبه عقلی است که مردم باید داشته باشند و به عبارت دیگر قوه تجزیه وتحلیل قضایای مشهود وتطبیق کلیلات بر جزئیات است واین چندان ربطی به سواد وبی سوادی ندارد. علم ، حفظ وضبط کلیات است وعقل قوه تحلیل است.» ( حماسه حسینی ، ج3 ، ص47)

به عبارت ساده تر در قرآن مجید و احادیث چهارده معصوم ، عقل همیشه در مقابل جهل قرار دارد نه در برابر علم.
یعنی چه بسا آدم هایی باشند از نظر تحصیلات دانشگاهی وحوزوی سطوح عالی را طی کرده و مدرک دکتری ، پرفسوری و اجتهاد را هم کسب کنند و واقعا به تمام اصطلاحات واصول آن رشته مربوطه هم تسلط لازم و کافی داشته باشند ، اما از نظر عقلی هنوز درحد یک پسر بچه پنجم ابتدائی بمانند و عقل شان کمتر از علمشان باشد.

این گونه افراد معمولا در تجزیه وتحلیل مسائل اجتماعی و رخداد های سیاسی نه تنها خودشان عاجز وسردرگم هستند دیگران را نیزگمراه و سرگردان می کنند.چرا که رشد عقلی غیر از رشد علمی وتحصیلی می باشد چنانکه در قرآن هم می بینیم برای عالمان یهودی جاهل خطاب شده است.

نکته دیگری که باید به آن توجه داشت ودقت کرد این که معمولا جهالت یک امت در واقع به جهالت و نادانی خواص آنان بر می گردد واین نادانی خواص است که در میان مردم رواج پیدا کرده و آنان را گمراه وسرگردان می کند.

زمینه های جهالت

معاویه پس از جنگ های طولانی با امیر مومنان علی علیه السلام ، وقتی به حکومت رسید، بعضی از اصحاب جاهل وخواص نادان در این مقطع مانند: مغیره بن شعبه ، سَمُرَه بن جُندب ، ابوهریره ، ولید بن عُقبه ، کعب الاحبار ، اشعث بن قیس ، مروان بن حکم ، زیاد بن ابیه و... را به استخدام گرفت و با همکاری آنان فرهنگ دینی واسلامی جامعه را به کلی دگرگون ساخت.

این افراد اگر چه اغلب از اصحاب پیامبر بودند ، در واقعه غدیر حضور داشتند و اکثر احادیث پیامبر را از زبان خود آن حضرت شنیده و حفظ بودند ولی چون ظاهرنگر بودند واز اسلام فقط پوسته آن را داشتند و از روح وهسته آن غافل و بیگانه بودند، نتوانستند یا نخواستند اوضاع ، شرایط ومسائل روز را درست تجزیه وتحلیل کنند.
با مدیریت و شیطنت معاویه شروع به جَعل حدیث علیه امیرالمومنین علیه السلام کردند. معاویه از حماقت اینان بهترین استفاده را برد و صدها منبر به راه انداخت و در آن لعن امام علی را به عنوان یک ارزش جا انداخت تا جایی که وقتی آن حضرت در محراب عبادت به شهادت رسید، اغلب مردم تعجب می کردند ومی گفتند مگر علی هم نماز می خواند؟!

در صلح با امام حسن مجتبی علیه السلام با این که معاویه امضا کرده بود، بعد از خود جانشین انتخاب نکند، اما وی خلافت را به سلطنت تبدیل کرد وپسرش یزید را وارث خود معرفی نمود. وقتی هم که اعتراض شد ، همین عالمان جاهل گفتند که نمی شود کاری کرد چون اراده و علم خداوند سبحان به این تعلق گرفته که معاویه وپسرش یزید ، حاکم بر مردم باشند.

بیست سال (از سال 40 تا 60 ه ق) حکومت معاویه نتیجه همین «مکتب جبری» بود که بدست عالمان جاهل تاسیس شد و مردم هم در قلمرو شام ، کوفه و حجاز درآتش این جهل سوختند وساختند. عالمان عاقل در آن مقطع ، هیچ جایگاهی نداشتند. یا کشته شده و یا در تبعید بودند و یا در انزوا به سر می بردند و سخنانشان خریدار نداشت.

این وضع برای امام حسین علیه السلام قابل تحمل نبود. قیام حضرت برای این بود تا ریشه این جهل را از بیخ و بن برکَنَد وبه جای آن نهال عقل بکارد وحکمت درو کند.

بعضی افرادی که روز عاشورا در لشکرعبیدالله بودند می دانستند که حسین ذریه پیامبر است ولی می گفتند او علیه یزید که خلیفه و جانشیتن پیامبراست قیام کرده است.
لشکر خود را لشکرخدا (خیل الله) می دانستند. فرمانِ جنگ عمر بن سعد در روز عاشورا تحت عنوان «یا خیل الله ارکبی و بالجنه ابشری » بود. آنها امام حسین را به خاطر دفاع از پیامبر کشتند و اهل و عیالش را به اسیری بردند. لذا امام حسین را می توان ازاین حیث کشته جهل و حماقت خواص و گمراهی و سرگردانی عوام دانست. اگر خواص ظاهربین نبودند، مردم گمراه نمی شدند و واقعه تلخ عاشورا نیز هرگز اتفاق نمی افتاد.

جهالت در تاریخ معاصر

جالب است رد پای همین جهالت در طول تاریخ ، لابلای انقلاب ها ونهضت های اسلامی هم به چشم می خورد. لیکن شکل و شمایل آنها با یکدیگر فرق دارد و در هر دوره ای به یک صورتی خود را نشان داده است. انقلاب مشروطه که با آن همه خون دل ها وتلاش ها به پیروزی رسید یکی از مهم ترین عامل شکست آن همین جهالت ها بود.
بعضی فرنگ رفته ها یک جور جهالت داشتند و جهل تحصیل کرده های داخلی وحوزوی هم یک نوع دیگر بود. دست به دست هم داد و عقلای قوم به چوبه دار آویخته یا کشته و یا جلای وطن شدند.

جهالت ها در انقلاب اسلامی

امام خمینی سال ها پیش از آغاز نهضت ، نسبت به وجود این معضل ومانع ، توجه داشته وهشدار می داده است. ایشان خود می فرماید : « روزی مرحوم آقای بروجردی ، مرحوم آقای حجت ، مرحوم آقای صدر، مرحوم آقای خوانساری ( رضوان الله علیهم) برای مذاکره در یک امر سیاسی در منزل ما جمع شده بودند به آنان عرض کردم که شما قبل از هر کار ، تکلیف این مقدس نما ها را روشن کنید. با وجود اینها مثل این است که دشمن به شما حمله کرده و یک نفر هم محکم دست های شما را گرفته باشد. اینهایی که اسمشان مقدسین است -نه مقدسین واقعی- متوجه مفاسد و مصالح نیستند.( حکومت اسلامی ، ص 172)

این افراد جاهل از همان آغاز نهضت طبق پیش بینی امام ، نق زنی ها وکار شکنی های خود را به شکل های گوناگون ادامه دادند. به تعبیر خودشان : «خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است.» ( صحیفه امام ، ج21 ، ص 278)

امام امت گاهی آنها را «مارهای خوش خط وخال» و در مقابل تندروی بعضی از آنها در چند مورد با تعبیر « عالمان متهتک وجاهلان متنسک» نام بردند. ( صحیفه امام ج11 ص314 وج 17 ، ص 186 و ج18 ، ص410 وج 20 ، ص 93 و512) گاهی تعبیرات امام در این باره به قدری کوبنده و آتشین است که نگارنده هنوز جرات نمی کند همه آنها را نقل کند.

اینها در آغاز نهضت می گفتند ، کارهای آقای خمینی غیر عاقلانه است. مگر با گوشت ، پوست واستخوان می شود جلوی توپ و تانک ایستاد؟

می گفتند کار عاقلانه این است که ما به نماز و روزه ودرس وبحث خودمون بپردازیم ودیگر چکاری به شاه و وزیر و وکیل داریم. ( ر، ک : خاطرات آیت الله استادی ، ص 190)

وقتی تجاوز صدام آغاز شد و کشور نیاز به جانبازی و فداکاری داشت، همان جاهلان نوعی، خود که به جبهه نمی رفتند به حضرات آقایان : شهدای محراب ، خامنه ای ، هاشمی و حسن روحانی که با لباس رزمی در جبهه ها حاضر می شدند کنایه زده و می کفتند : طلبه و روحانی نباید لباس جُندی بپوشد.

در دوران سازندگی وقتی پروژه مهم مترو تهران در دستور کار قرار گرفت، کارشکنی ها ومخالفت ها شروع شد. می گفتند : ما چه نیازی به مترو داریم . همین اتوبوس های شرکت واحد وتاکسی نارنجی ها کفایت می کند. مترو مظهر اشرافی گری و تجمل گرایی است! چرا مردم ما را رفاه طلب و تنبل بار می آورید!

در تاسیس دانشگاه آزاد هم شبیه همین اشکالات بنی اسرائیلی تکرار می شد به اضافه این که می گفتند : برای جوانان مرکز فساد درست کردند، دانشگاه آزاد را فاحشه خانه معرفی می کردند، تا جائی که آقای هاشمی ناچار شد چند خطبه از نماز جمعه را به دفاع و توضیح پیرامون این دو پروژه بنیادین قرار داد ومنافع و فواید هر دو را برای مردم تشریح کرد.

شاخصه های جهالت

ظاهر بینی ، سطحی نگری ، خود بزرگ پنداری و منفی بافی ، کله شقی ، خود محوری ، دروغگویی و بخصوص فرافکنی از جمله رذائل اخلاقی است که می توان آنها را از شاخصه های بارز جاهلان شمرد. در تمام این برهه ها، این چند عنصردر وجود این افراد به صورت آشکار مشاهده می شود.

مرحوم شهید مطهری یکی از ویژه گی های خوارجِ زمان امام علی علیه السلام را همین جهالت می داند ومی نویسد : «اینها چون جاهل بودند، تنگ نظر بودند وچون تنگ نظر بودند زود تکفیر و تفسیق می کردند تا آنجا که اسلام ومسلمانی را منحصر به خود می دانستند» ( جاذبه ودافعه امام علی ، ص 158)

بعد اضافه می کند: « خطر جهالت این گونه افراد و جمعیت بیشتر از این ناحیه است که ابزار و آلت دست زیرک ها قرار می گیرند و سد راه مصالح عالیه اسلام واقع می شوند، همیشه منافقان بی دین ، مقدسان احمق را علیه مصالح اسلامی بر می انگیزند، اینها شمشیری می گردند دردست آنها وتیری در کمان آنها. ( همان ، ص 151)

هدف شهید مطهری از نقل این حادثه تاریخی ، داستان سرایی نبود، می خواست آن را به جاهلانی که خود ایشان گرفتارش بود ، تطبیق کند ، چنانکه می نویسد : « اینها اگر چه با مرور زمان ، خودشان منقرض شدند و رفتند ولی روح تفکر ومذهبشان کم وبیش در میان بعضی افراد وطبقات همچنان زنده و باقی است» ( همان ، ص 158)

بعضی از این افراد در دوره نهم ودهم انتخابات ریاست جمهوری، همه مسئولین در بیست وشش سال گدشته را به خیانت متهم کرده و گفتند ما آمدیم و می خواهیم آب رفته را به جوی باز گردانیم. یک فردی را که نه رجل سیاسی بودنش معلوم بود و نه رجل دینی بودنش محرز، برای ریاست جمهوری کاندیدا کردند و با نقل معجزات و کرامت او را به این کرسی نشاندند. بعد هم دیدیم که چه بر سر انقلاب ، نظام و مردم آوردند و در آن هشت سال همه را به سخره گرفتند.

اخیرا هم در مساله هسته ای و برجام ، ماهیت وهویت خود را کاملا نشان دادند. البته باید توجه داشت ، بعضی از مخالفین برجام انسان های شریف ، دلسوز بودند و هستند و نقدهایشان هم کارشناسانه وخیرخواهانه بود و همین تذکر ها و نقدها باعث شد تیم مذاکره کننده به نقاط ضعف وقوت خویش بیشتر واقف شده وحواسشان جمع باشد، اما در این میان افراد سطحی نگر ومنفی باف هم بودند که نه تخصص لازم را داشتند و نه از تعهد بهره ای برده بودند. حرکاتشان کاملا سیاسی وجناحی و گاهی کینه توزانه و انصافا از روی جهالت بود.
می خواستند هر جور شده از رقیب انتقام بگیرند. از سوی دیگر رسانه ملی هم با آنها به خوبی کنار می آمد وخیلی تلاش و تکاپو داشتند تا برجام در مجلس تصویب نشود.

جنگ میان عقل وجهل در همه اعصار و دوره ها وجود داشته است و عقلای قوم همیشه گرفتار تعدادی از آدم های جاهل ونادان بودند و جالب است اینها با این که خود فاقد عقل وخرد وتدبیر هستند در عین حال عقلای قوم را به این امورکه خود گرفتار هستند متهم کرده و فرافکنی نمودند.

در صدر اسلام خود پیامبر از سوی مشرکین متهم به «دیوانگی» شد،نعوذبالله. چنانکه در صحنه عاشورا نیز از این فرافکنی ها مشاهده می کنیم.زیرا واقعه عاشورا نیز جنگ میان عقل وجهل بود.

این جدال هنوز هم ادامه دارد: «کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا» در این جبهه هر دو طرف قابلیت وظرفیت وجودی خودشان را به معرض نمایش وقضاوت می گزارند. فرماندهان ، سربازانِ پیاده نظام وتدارکاتچی های هر دو طرف مشخص می شوند. در این میدان رفتار ، کردار و اخلاق نیروها به چالش کشیده می شود. بعضی در این عرصه ، رقیب خود را به زنده بگور کردن با آجر، شن وماسه و سیمان تهدید می کند. در آن سوی ، همین تهدید کننده وقتی مریض می شود ، تهدید شونده به عیادت او می رود.

جاهلان از هر فرصتی به نفع خود بهره می گیرند. وقتی سیل می آید و خسارت می زند در روزنامه هایشان تیتر می زنند که «سیل تدبیر را برد» فردا هم اگر خدای ناکرده اگر زلزله ای بیاید خواهند گفت : چون ظریف با اوباما دست داد خدا هم بلا نازل کرد و... پس همه اینها بهانه است تا بی هنران جاهل از هنرمندان عاقل تفکیک داده شوند.
حال سوال این است ما در صف کدام یک از این جبهه قرار داریم؟ یا اصلا بی تفاوت به هر دو جبهه هستیم؟ آیا با خود اندیشیده ایم؟ دوست داریم افراد کدام یک از این سه ضلع باشیم؟ عاقلان ، جاهلان یا بی تفاوتان؟


*عبدالرحیم اباذری

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «عصر ایران نوشت: جاهلان و متحجران؛ از صدر اسلام تا ماجرای برجام» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات