کتابخوان وای اگر پرنده ای را بیازاری

کتابخوان/ وای اگر پرنده ای را بیازاری

آخرین خبر/ پسرک بی آنکه بداند چرا، سنگ در تیرکمان کوچکش گذاشت و بی آنکه بداند چرا، گنجشک کوچکی را نشانه رفت.
پرنده افتاد، بال هایش شکست و تنش خونی شد

پرنده می دانست که خواهد مرد. اما پیش از مردنش مروت کرد و رازی را به پسرک گفت تا دیگر هرگز هیچ چیزی را نیازارد.
پسرک پرنده را در دستهایش گرفته بود تا شکار تازه خود را تماشا کند.اما پرنده شکار نبود، پرنده پیام بود. پس چشم در چشم پسرک دوخت و گفت: کاش می دانستی که زنجیر بلندی ست زندگی، که یک حلقه اش درخت است و یک حلقه اش پرنده. یک حلقه اش انسان و یک حلقه سنگریزه، حلقه ای ماه و حلقه ای خورشید.

و هر حلقه در دل حلقه ای دیگر است و هر حلقه پاره ای از زنجیر؛ و کیست که در این حلقه نباشد و چیست که در این زنجیر نگنجد؟
و وای اگر شاخه ای را بشکنی، خورشید خواهد گریست.
وای اگر سنگریزه ای را ندیده بگیری، ماه تب خواهد کرد.
وای اگر پرنده ای را بیازاری، انسانی خواهد مرد.
زیرا هر حلقه را که بشکنی، زنجیر را گسسته ای ؛ و تو امروز زنجیر خدا را پاره کردى.

پرنده این را گفت و جان داد.
و پسرک آنقدر گریست تا عارف شد.


عرفان نظرآهاری
از کتاب" وای اگر پرنده ای را بیازاری



[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «کتابخوان وای اگر پرنده ای را بیازاری» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات