داستان های واقعی خواب و رویای شهید

داستان های واقعی/ خواب و رویای شهید

جام نیوز/ در عملیاتی که انجام می‌شد معمولاً افرادی که فعالیت بیشتری انجام می‌دادند توسط فرماندهان یگان‌ها به قرارگاه خاتم(ص) معرفی می‌شدند و آن‌ها را به مدت چهل‌وهشت ساعت به زیارت حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) در سوریه می‌فرستادند. روزی که به سید علی اعلام شد که قرار است به قرارگاه خاتم(ص) جهت عزیمت به سوریه اعزام شود ایشان در جمع مسئولینی که حضور داشتند خوابی را که دیده بود این‌گونه تعریف کرد: در همین سنگر داشتم آماده حرکت می‌شدم تا به سوریه بروم وقتی می‌خواستم از سنگر خارج شوم باخانمی مواجه شدم. آن خانم از من سؤال کرد که سید کجا می‌روی؟ گفتم: عازم زیارت حضرت زینب (س) به سوریه هستم. آن خانم در پاسخ گفت: لازم نیست به سوریه بروی من خود به استقبال شما آمده‌ام. وقتی این خواب را تعریف کرد همه افرادی که آنجا حضور داشتند در سکوت فرورفتند و چیزی نگفتند. سکوت مطلق سنگر را فرا گرفته بود. پس از لحظاتی آقای قاآنی از سنگر بیرون رفت و به دنبال وی سایر بچه‌ها هم یکی‌یکی از سنگر خارج شدند.
خاطره ای از شهید سید علی ابراهیمی
راوی: محمدحسن نظر نژاد


[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «داستان های واقعی خواب و رویای شهید» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات