زمان حل‌وفصل بحران افغانستان فرا رسیده است

زمان حل‌وفصل بحران افغانستان فرا رسیده است

شرق/ متن پیش رو در شرق منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.

بحران افغانستان با توجه به تشدید تنش‌ها و ورود بازیگر مخرب دیگری در قامت «داعش» به متن بحران، به مرحله‌ای رسیده است که امروز دولت مرکزی کابل و قدرت‌های جهانی بیش‌ازپیش نسبت به وخامت اوضاع این کشور احساس خطر می‌کنند. به‌همین‌دلیل به‌تازگی اجماعی ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی برای خروج از این بن‌بست در افق پدیدار شده است. با ورود چین به عرصه میانجیگری سیاسی در بحران افغانستان با توجه به احساس خطری که این کشور نسبت به گسترش بنیادگرایی اسلامی در بین اقلیت «اویغور» در استان «سین‌کیانگ» کرده، در کنار نفوذ انکارناپذیر این کشور روی دولت پاکستان که به‌نوعی پشتیبان اصلی گروه‌های مخالف افغانی ازجمله «طالبان» است، چشم‌انداز نسبی صلح بیش از هر زمانی ایجاد شده است. نشست چهارجانبه صلح متشکل از نمایندگان کشورهای افغانستان، پاکستان، آمریکا و چین در تاریخ ١١ ژانویه در اسلام‌آباد را می‌توان شروع مرحله‌ای از تلاش‌های سیاسی صلح به حساب آورد که این‌بار برخلاف دفعات پیشین، موازنه مثبت را بین اضلاع بازیگران عرصه منازعه فراهم کرده است. هرچند نشست اسلام‌آباد درگیر بحث‌های کلی برای تعیین روند مذاکرات شد و هیچ دستاورد مشخصی را به همراه نداشت، اما به دلیل واقع‌بینی و مواضع پراگماتیسم مذاکره‌کنندگان تا حدود زیادی در مسیر یک «نقشه راه» درست قرار گرفت. در طول هر دو نشست نمایندگان گروه طالبان شرکت نداشتند اما خبرها حاکی از آن است که حداقل جناح اصلی این گروه به رهبری «ملااختر محمدمنصور»، رهبر طالبان، در تماس دائم با مقامات پاکستانی دراین‌‌باره قرار دارند. چنانچه یکی از رهبران این گروه به خبرگزاری فرانسه ضمن تأیید تماس‌های بین آنان و دولت پاکستان، گفته است «رهبران این جناح می‌خواهند بدانند آیا نمایندگان جناح‌های انشعابی نیز در مذاکرات شرکت خواهند کرد». از طرف دیگر، گفته می‌شود جناح «ملا رسول آخوند» مخالفت خود را با حضور هیأت پاکستانی در این مذاکرات صلح اعلان کرده است و تاکنون جناح‌های کوچک انشعابی دیگر از طالبان دراین‌باره سکوت کرده‌اند که با توجه به حمایت‌‌نکردن قدرت‌های منطقه از آنان، قادر به تأثیرگذاری و تخریب مذاکرات صلح نخواهند بود. از آنجا که تا به امروز به اذعان مقامات افغانی و تحلیلگران امور این کشور، نقطه قوت طالبان در حفظ حیات و موقعیت قدرتمند خود منوط به حمایت جدی پاکستان و به‌ویژه سازمان اطلاعات ارتش این کشور موسوم به «آی‌اس‌آی» بوده، به نظر می‌رسد جناح اصلی طالبان به رهبری ملااختر همچنان نقش تعیین‌کننده در تعیین آینده سیاسی این گروه و «شکست یا پیروزی» هرگونه فرایند صلحی خواهد داشت. از طرف دیگر، به دلیل حضور پکن در مذاکرات صلح جدید به دلایل امنیت داخلی- منطقه‌ای و همچنین منافع ژئوپلیتیک این کشور برای حفظ ثبات در آینده افغانستان، این‌بار برای طرف پاکستانی و گروه‌بندی نظامی این کشور بسیار سخت خواهد بود که طبق تجارب قبلی، همچنان سیاست «الاکلنگی» خود را در بی‌ثبات‌سازی کشور همسایه ادامه دهد.
در ماه‌های اخیر با ورود بازیگر جدیدی در شمایل داعش به بحران افغانستان که متشکل از بخشی از انشعابیون طالبان و تروریست‌های صادراتی از آسیای میانه، قفقاز، سین‌کیانگ، خاورمیانه عربی و حتی غربی است، زنگ خطر به همان پرطنینی که برای دولت و جامعه افغانستان به صدا درآمده، برای امنیت منطقه و به میزان زیادی، طالبان نیز آوای گوش‌خراشی داشته است. درگیری و جنگ‌های اخیر بین گروه طالبان و هسته‌های شورشی وابسته به داعش در ولایت «ننگرهار» و از جمله مجادلات خونینی که در ولسوالی «اجین» در این ایالت بین طالبان و داعش انجام گرفته و تا به امروز ده‌ها نفر از دو طرف را معدوم کرده است، هشداری جدی به طالبان بود که می‌دید میهمان تازه از راه‌رسیده به سر سفره‌ای نشسته که همیشه به آنان تعلق داشته است.
از آنجا که گروه واپس‌گرا و تروریستی طالبان جدا از تعلق ایدئولوژیک خود به بنیادگرایی دینی، به نوعی ریشه در «ناسیونالیسم پشتون» نیز دارد، همین تهدید هژمونی جایگاه اپوزیسیونی طالبان از سوی یک میهمان ناخوانده و «فراناسیونالیستی»، می‌تواند بزرگ‌ترین انگیزه‌ای باشد که این گروه را به روند سیاسی و مذاکرات صلح تشویق کند. با چیدن قطعات این پازل به‌هم‌ریخته در ابعاد ملی و منطقه‌ای، می‌توان امیدوار به‌نتیجه‌رسیدن فرایند صلح در یک بازه زمانی میان‌مدت بود، البته به شرطی که اراده و همکاری لازم بین قدرت‌های چهارگانه حاضر در مذاکرات جدید صلح وجود داشته باشد. با درک منطقی از سیر تحولات جاری و خطری که هم‌اکنون جهان از تروریسم داعشی احساس می‌کند، به نظر می‌رسد این‌بار تا حدود زیادی این اراده تأمین شده است. هم‌اکنون هیچ نیرویی در منطقه وجود ندارد که این خطر را احساس نکرده باشد و به‌همین‌دلیل زمان آن رسیده است تا بحران افغانستان خرج سفره خود را از نفوذ جناح عربی جدا کرده و سعی خود را فقط معطوف به منطقه پیرامونی برای انفکاک بحران از بی‌ثباتی کلی خاورمیانه کند. پاکستان به‌عنوان اصلی‌ترین حامی طالبان، با توجه به این دلایل، دیگر نمی‌تواند به سیاست بی‌ثبات‌سازی گذشته خود ادامه دهد و افغانستان نیز به نقطه‌ای رسیده است که باید برای بازتوزیع قدرت در سطوح ملی اقدام کند. این وضعیت در کنار خواست علنی و اجتناب‌ناپذیر بازیگران بزرگ بین‌المللی ازجمله آمریکا و چین، برای ایجاد ثبات در این منطقه شرایطی را ایجاد کرده است که از درون آن می‌توان در انتهای تونل تاریک کنونی، کورسویی از روشنایی و امید را دید.

*اردشیر زارعی‌قنواتی

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «زمان حل‌وفصل بحران افغانستان فرا رسیده است» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات