استاد دانشکده وزارت خارجه: بحران سوریه نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده‌ خاورمیانه دارد

استاد دانشکده وزارت خارجه: بحران سوریه نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده‌ خاورمیانه دارد

آرمان/ متن پیش رو در آرمان منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

بازیگران حاضر در صحنه میدانی سوریه، دیگر آمریکا و اتحادیه اروپا نخواهند بود و این‌بار تحولات جدی و عمده خاورمیانه به‌ویژه سوریه در منطقه به دست ایران، روسیه و برخی کشورهای عربی چون عربستان همراه با سایر کنشگران عرصه بین‌المللی رقم خواهد خورد. شرایط جدیدی در صحنه میدانی سوریه رو به وقوع است که به نظر اگر در مذاکرات آتی وین که به عقیده برخی از تحلیلگران مسائل بین‌الملل بازتابی از تحرکات اخیر روسیه، افزایش مشارکت و همکاری‌های ایران با بشار اسد بوده است و اراده سیاسی لازم از سوی همه بازیگران حاضر در منطقه و عرصه جهانی برای حل و فصل بحران کنونی سوریه موجود باشد می‌توان شاهد تحولاتی بسیار گسترده در سوریه بود. اما در نهایت یک ابهام بسیار بزرگ برای همه بازیگران در منطقه وجود دارد و آن‌هم اینکه در نهایت آینده خاورمیانه پس از پایان درگیری و بحران در کشورهای درگیر جنگ و تروریسم چه خواهد شد؟ آیا با پایان دادن به بحران تررویسم در سوریه می‌توان شرایط جدیدی در خاورمیانه متصور بود و آیا با تمام شدن بحران باز هم باید شاهد حضور کنشگران فرامنطقه‌ای در خاورمیانه بزرگ بود؟ کاظم سجادپور معتقد است بحران سوریه نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در آینده خاورمیانه نیز دارد و با اطمینان می‌توان گفت خاورمیانه آینده با گذشته تفاوت اساسی دارد. یکی از تفاوت‌های آن، این خواهد بود که صرفا خاورمیانه توسط قدرت‌های فرامنطقه‌ای شکل نخواهد گرفت بلکه آنها بخشی از کنشگران منطقه‌ای خواهند بود و قدرت‌های منطقه‌ای از جمله ایران نقش بسیار موثری می‌توانند در آینده خاورمیانه ایفا کنند. همه آنچه از نظر می‌گذرانید گفت‌وگوی «آرمان» با کاظم سجادپور، تحلیلگر مسائل بین‌الملل و استاد دانشگاه، پیرامون اهداف روسیه از تحرکات اخیر خود در منطقه و آینده خاورمیانه پس از خروج بحران سوریه از تروریسم است.

روسیه به دنبال جلب مشارکت کشورهای عربی و گردهم آوردن همه آنها زیر یک چتر است و از سویی نیز با تهران و عراق وارد فاز همکاری در بحران سوریه می‌شود، هدف مسکو از این اقدامات چیست؟ به عبارتی در نهایت مقصد قطار مسکو کجاست؟
درباره قسمت نخست این سوال باید اذعان داشت آوردن همه این کشورها زیر یک چتر توسط مسکو شاید زیاد هم درست به نظر نرسد. اما به‌طور کلی آنچه از مشاهدات بیرونی درباره سیاست روسیه در خاورمیانه دریافت می‌شود این است که بیان اهداف مستقیم روس‌ها در سوریه روش و مسیر مشخصی را دربردارد. روسیه در وهله نخست یک نگاه امنیتی را در خاورمیانه دنبال می‌کند، بدین مفهوم پوتین امنیت کشور خود را با امنیت خاورمیانه هم‌پیوند می‌داند. به‌طور دقیق‌تر به علت نزدیکی جغرافیایی و ارتباط با برخی از دولت‌ها مانند سوریه به خاطر چالش افراط‌گرایی در بخشی از سرزمین سوریه از جمله سرزمین قفقاز شمالی. از سویی مسکو به دلیل مطرح شدن به عنوان یک قدرت جهانی خاورمیانه را جهت تحرک و فعالیت خود مدنظر قرار داده است. همچنین باید اشاره کرد که یک زمینه و استعداد برای تحرک روس‌ها در خاورمیانه وجود دارد. مسکو از دیگر سو تقریبا دارای روابط خوبی با همه کشورهای خاورمیانه بوده و از یک اشتراک نظر در برخی از مسائل مانند انتقاد به بعضی از سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه برخوردار است. در واقع می‌توان گفت شاید روسیه یک نوع خلأ از نظر روانی و سیاسی احساس کرده که از این طریق می‌تواند آن خلأ را پر کند. لذا تحرک روسیه در خاورمیانه بسیار قابل توجه، گسترده و تا حدودی پس از دوران فروپاشی شوروی کم‌سابقه به نظر می‌رسد. البته این تحرکات را می‌توان در اقدامات اخیر پوتین، از توسعه در روابط خود از مصر گرفته تا عربستان، دیدگاه و تحرک جدید درباره سوریه و تشدید روابط با اسد مشاهده کرد. در مجموع روسیه به تدریج در حال تبدیل شدن به یک بازیگر فرامنطقه‌ای عمده‌ در خاورمیانه است.
برخی از تحلیلگران معتقدند که عربستان و کشورهای پیرو آن مانند قطر، اردن و کویت از آنجا که مخالف نقش‌آفرینی ایران در بحران سوریه و عراق هستند به سهولت می‌توانند با روسیه کنار بیایند. به عبارتی می‌توان گفت حتی سکوت کشورهای مذکور و سایر کشورهای عربی حکایت از این امر دارد. آیا در نهایت این کشورها به بلوک ضد تروریستی روسیه خواهند پیوست؟
نمی‌توان از مجموع کشورهای عربی به عنوان یک واحد یکدست سخن به میان آورد چرا که در میان این کشورها، برخی دولت‌های عربی از دیدگاه‌های تند و افراطی مقامات عربستان فاصله داشته و برخی از کشورها مانند سوریه، لبنان و عراق با ایران دوستی دارند و کشوری مانند مصر که فاقد روابط دیپلماتیک با ایران است طی ماه‌های گذشته حداقل درباره سوریه تلویحا دیدگاه‌های مشترک خود با ایران را ابراز کرده است. به همین دلیل بعضا ما با یک مجموعه متکثر و متنوع از کشورهای عربی روبه‌رو هستیم که به هیچ روی با یکدیگر یکدستی ندارند. حتی در شورای همکاری خلیج فارس میان عمان، کویت و عربستان سعودی درباره روابط با ایران و سایر مسائل منطقه‌ای اختلاف دیدگاه نیز وجود دارد. در روزهای گذشته وزیر خارجه عمان به دیدار بشار اسد رفت و درباره بحران موجود در سوریه و مواضع منفی برخی کشورهای عربی نسبت به این کشور با او گفت‌وگو کرد. لذا از این روی در اینجا نمی‌توان از یک دیدگاه عربی واحد سخن به میان آورد اما اکنون موضوع بحث بیش از هر چیز عربستان است. بنابراین در پاسخ به این پرسش که روسیه می‌تواند دیدگاه مشترکی ایجاد کند، باید گفت روس‌ها بر اساس شواهد موجود به خوبی می‌دانند که دنیای عرب یکدست نیست و بر این اساس روابط مسکو با هر یک کشورهای عربی منطق خاص خود را دارد. به عبارتی منطق حاکم در روابط روسیه و عربستان با منطق حاکم در مورد سوریه و عراق متفاوت است. به‌طور کلی باید گفت پوتین در هر یک از این کشورها به دنبال منافع خود است. اما منافع روسیه در هر یک از این کشورها به صورت مشخص و معینی تعریف شده است و گمان نمی‌رود که روسیه در پی این مسأله باشد که وحدت نظری میان اعراب ایجاد کند یا به عبارتی یک رابطه یکدستی با اعراب شکل دهد. مسأله مسلم این است که روسیه در حال توسعه روابط خود با هر یک از این کشورهای عربی است و همراه با توسعه روابط دیپلماتیک، روس‌ها به نوعی حد و مرز خود را می‌دانند و بسیار خوب به این مسأله واقفند که همه کشورهای عربی سقف معین و محدودی را نسبت به مسکو خواهند داشت. به نظر می‌آید هیچ‌یک از این کشورها نگاه کهن جنگ سردی به روسیه ندارند.
مسکو در هفته‌های گذشته به رژیم صهیونیستی پیشنهاد همکاری داده و یک خط تلفنی مستقیم با مرکز فرماندهی نیروی هوایی اسرائیل برقرار کرده است، در حالی که روسیه به خوبی از موضع بشار اسد نسبت به این رژیم آگاه است و باز هم به این کشور پیشنهاد همکاری می‌دهد. چرا روسیه دست به چنین اقداماتی در منطقه می‌زند؟
به‌طور کلی درباره روابط روسیه و رژیم صهیونیستی باید چند نکته را در نظر داشت. نخست آنکه روابط سنتی و کهن روسیه و رژیم صهیونیستی در دو دهه گذشته بر پایه روابط توسعه‌آمیزی استوار بوده به‌ویژه در دوران پس از فروپاشی شوروی سابق روابط آنها دچار تنزل نشده بلکه بالعکس همواره در حال گسترش نیز بوده است. علت‌های توسعه روابط مسکو و رژیم صهیونیستی متنوع و پیچیده است اما یکی از علت‌ها به ساخت و بافت داخلی در رژیم صهیونیستی بازمی‌گردد که آن‌هم از سیاست‌های شوروی سابق به‌ویژه در دوران گورباچف درباره صدور اجازه به مهاجرت یهودیان شوروی سابق نشات می‌گیرد. این سیاست‌های شوروی سابق در قالب روابط شرق و غرب منجر به استقرار وجود یک میلیون روس‌تبار در رژیم صهیونیستی شد و این جمعیت مذکور دارای موقعیت قابل توجهی در این رژیم هستند. یک میلیون روس تباری که وارد سرزمین اشغالی شدند همراه با بخش قابل توجهی از نخبگان این رژیم که از قسمت‌های اروپای شرقی و شورای سابق ملل دارای یک بلوک اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هستند و در داخل روسیه کنونی نیز رژیم صهیونیستی یک لابی دارد. لذا روابط میان این‌دو مسأله‌ای است که جنبه‌های داخلی در آن حائز اهمیت است و در روابط میان روسیه و رژیم صهیونیستی بیشتر ابعاد سیاسی، تجاری و اقتصادی مسأله متصور است و این ابعاد دارای اقلام مبادلاتی و نظامی قابل توجهی است و روابط نظامی رژیم صهیوینیستی و روسیه در حال افزایش است، اما در پاسخ به پرسش مذکور باید گفت که در تحرک اخیر نظامی روسیه در سوریه، روس‌ها اقدامات پیشینه انجام دادند، از جمله برای اینکه میان هواپیمای روسی و هواپیمای رژیم صهیونیستی که بعضا هرازچندگاهی در آسمان سوریه ممکن است با یکدیگر تلاقی کنند برخوردی به وجود نیاید. روس‌ها سعی کردند اطمینان‌هایی به رژیم صهیونیستی بدهند. در اوایل اکتبر مذاکرات گوناگونی میان مقامات نظامی رژیم صهیونیستی و روسیه انجام گرفت و از چگونگی توافقات به صورت دقیق اطلاعی در دست نیست اما در میان بسیاری از تحلیلگران این گمانه بسیار غالب است که به نوعی از برخوردهای احتمالی به خاطر عملیات روس‌ها در این کشور جلوگیری به عمل ‌آید. در عین حال به گونه‌ای روابط میان دو دولت نزدیک است که به نظر مذاکرات اخیر پوتین با مقامات رژیم صهیونیستی آنها را متقاعد ساخته که عملیات روسیه در سوریه جنبه‌های ضد رژیم صیونیستی در بر نخواهد داشت.
آیا بهره بردن مسکو از همه گزینه‌های موجود در منطقه نمی‌تواند برای خاورمیانه خطرساز باشد و منافع حزب‌ا... و ایران در سوریه را تهدید کند؟
گمان می‌رود مسائل بین‌المللی صرفا دو صورت سیاه یا سفید ندارد و در هر کدام از آنها ده‌ها عامل و پیچیدگی وجود دارد. اقدامات کنونی روسیه در سوریه بی‌تردید بیشتر در جهت تقویت دولت سوریه بوده و تقویت دولت سوریه یک سیاست مشترک میان حزب‌ا... و ایران است اما اینکه گمان برود که روسیه صرفا به خاطر حزب‌ا... و ایران به مواضع گروه‌های مخالف رژیم اسد لطمه وارد کند تفسیر دقیقی نیست. یک همپوشانی منافع میان روسیه و ایران وجود دارد. مخالفت مشترکی از سوی تهران و مسکو نسبت به برآمدن گروه‌های تروریستی وجود دارد اما در عین حال باید در نظر داشت که نحوه نگاه ایران، حزب‌ا... و نحوه نگاه روسیه نسبت به مسائل سوریه در عین همراه بودن با اشتراکات و همپوشانی‌هایی که بعضا انکارناپذیر است تفاوت‌هایی از زاویه شناخت‌شناسی و نگرش بنیادین نیز دارد. در یک نگاه کلان باید همه این مسائل را با یکدیگر دید و از یک قضاوت صریح و سیاه و سفید پرهیز کرد. آنچه از لحاظ تحلیلی درباره روسیه به‌راستی جالب و قابل توجه به نظر می رسد آن است که اقدامات روسیه در سوریه نشانگر به اصطلاح غربی‌ها یک game changer است و به نظر روسیه در حال دگرگونی بازی‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در سوریه است. کنفرانس وین بازتابی از دگرگونی‌هایی است که در اثر تحرکات نظامی روس‌ها به وجود آمده است. خوب یا بد بودن این مسأله، سودمند و غیرمفید بودن اقدامات روسیه در این کشور به نظر بستگی به نحوه نگاه سایر کنشگران دارد. هر بازیگر و کنشگری یک نگاه خاصی نسبت به این مسأله دارد اما آنچه درباره سوریه مهم به نظر می‌رسد در حقیقت پیچیده‌تر شدن بحران در این کشور درگیر تروریسم است. لایه‌های بین‌المللی آن به مرور بیشتر خواهد شد، به عبارتی سطح بین‌المللی بحران روزبه‌روز در سوریه عمیق‌تر شده و در مواردی عمق یک بحران ممکن است به راه‌حل‌های خاصی نیز منجر شود. اما مسأله مسلم مجموع عملیات روسیه است که یک وضعیت ابتکاری و تغییراتی جدی در مسیر را با خود به همراه آورده است.
چه تضمینی وجود دارد که با پیوستن همه کشورهای عربی منطقه، اتحادیه اروپا و آمریکا به بلوک روسیه باز هم همچنان سیاست‌های پوتین در سوریه و منطقه راهگشای بحران منطقه باشد؟
مسلما ما در سیاست با یک سرنوشت قطعی روبه‌رو نیستیم کما اینکه اقدامات روسیه با توجه به وضعیت کنونی منطقه برخلاف تصور سایر کشورها که گمان می‌بردند به یک بن‌بست خواهد انجامید را دچار دگرگونی ساخت. به‌طور طبیعی هیچ‌گاه نمی‌توان به‌جد از موفقیت و شکست در مسأله‌ای سخن به میان آورد. قدر مسلم عملیات نظامی به خودی خود هدف نهایی نیست. عملیات نظامی می‌تواند یک هدف سیاسی را دربر داشته باشد. این مسأله بستگی به ظرفیت، توان و قدرت مانور دیپلماتیک روسیه و چگونگی بهره‌برداری سیاسی از این عملیات نظامی دارد که می‌تواند سرنوشت سوریه را دچار دگرگونی کند. لذا برای اعلام موفقیت یا شکست باید مشاهده کرد که پیامد سیاسی این مسأله چه خواهد بود. باید اذعان داشت تا این لحظه روسیه سایر کنشگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را دچار شوک ساخته است. چرا که این کشورها انتظار انجام این اقدامات از سوی روسیه را نداشتند. با استفاده از این شوک نظامی، سیاسی و روانی روس‌ها قطعا در پی ارتقای موقعیت بین‌المللی و منطقه‌ای خود خواهند بود.
آیا روسیه در فکر قدم گذاشتن در جای پای آمریکا است و می‌توان در آینده شاهد هژمونی پوتین در منطقه بود؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت که مقایسه هژمونی آمریکا با روسیه در خاورمیانه ایرادات مفهومی و ساختاری دارد. بدین مفهوم که اکثر کشورهای عربی در خاورمیانه و تقریبا به استثنای ایران، کشورهای خاورمیانه از نظر استراتژیک، نظامی و امنیتی به روابط خود با واشنگتن متکی هستند حتی رژیم‌هایی مانند رژیم صهیونیستی که روابط خوب و نزدیکی با روسیه دارند از لحاظ امنیتی وابسته به واشنگتن هستند و حضور آمریکا در منطقه عربی یا مجموعه کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، یک حضور گسترده امنیتی است. تنها کشوری که در خاورمیانه نه تنها در امنیت خود به ایالت متحده آمریکا متکی نیست بلکه امنیت خود را خودش تولید می‌کند ایران است. به عبارتی ایران تنها کشوری است که از نظر سخت‌افزاری و نرم‌افزاری و همچنین تولید امنیت خودکفاست. آیا روسیه ظرفیت جایگزینی برای کشورهای عربی در مقابل آمریکا را دارد؟ آیا روسیه از کشش ساختاری نظامی و اقتصادی لازم برخوردار است؟ به نظر من در این مقایسه روسیه فاقد آن ظرفیت‌هاست. آیا روسیه به دنبال تمایل به بودن در خاورمیانه و حضور بیشتر در آن است؟ به نظر این تمایل همراه با موقعیت ساختاری باید مورد مطالعه قرار بگیرد.
گفته می‌شود معادلات ژئوپلیتیک خاورمیانه از چهارسال پیش دچار تغییر شده است اما اکنون با حضور جدی روس‌ها در سوریه و افزایش نقش‌آفرینی ایران در سوریه و عراق، آیا جایگاه آمریکا به عنوان کشوری که در منطقه صاحب هژمونی است و از سویی نیز روزی سکاندار بحران‌آفرینی در منطقه بود، تغییر نخواهد کرد؟
منطقه خاورمیانه در سیاست بین‌المللی باقی خواهد ماند و سرنوشت کاملا ثابتی را نمی‌توان برای خاورمیانه تصور کرد. بدین مفهوم می‌توان گفت که خاورمیانه در حال شدن و دگرگونی است و در این دگرگونی باید به رویدادها و تحولات در قالب کلان نگریست. در این چارچوب آمریکا صرفا یکی از بازیگران عمده است اما تنها بازیگر نخواهد بود. نکته دیگر آنکه به‌طور کلی باید اذعان داشت که منطقه خاورمیانه در دو دهه گذشه پس از فروپاشی نظام دو قطبی شوروی بازتر شده و از تسلط پیشین جنگ سردی نیز خارج شده است. به عبارتی می‌توان گفت خاورمیانه به روی بازیگران منطقه‌ای، ملی و حتی فرامنطقه‌ای باز شده است. بدین مفهوم که اکنون در خاورمیانه صرفا مانند دوران جنگ سرد با دو بازیگر اصلی تحت عنوان آمریکا و شوروی روبه‌رو نیستیم بلکه با مجموعه‌ای از بازیگران مواجه‌ایم که در آن قدرت‌های منطقه‌ای از جمله ایران، ترکیه و عربستان نقش بسیار عمده و اساسی دارند. به علاوه گروه‌هایی مانند داعش در برخی از کشورهای منطقه به وجود آمدند که از نظر ماهیت، ماهیت متفاوتی با بازیگران کلاسیک دارند و همه این بازیگران در خاورمیانه حضور و تنوع دارند. اما نکته سوم آنکه در میان بازیگران موجود در خاورمیانه جایگاه استراتژیک ایران ارتقای خاصی پیدا کرده است. تحولات چند ساله گذشته در دنیای عرب از سال 2001 به این طرف نیز باعث فلج شدن فضای استراتژیک دنیای عرب شده است و اکنون عربستان سعودی تنها بازیگر عربی است که به‌طور جدی در حال نقش‌آفرینی است. بازیگران دیگر عرب نقش منطقه‌ای عمده‌ای نیز در منطقه ندارند و نقش عربستان سعودی یک نقش سازنده نیست و به گونه‌ای است که حتی دوستان غربی عربستان سعودی نسبت به رفتارهای منطقه‌ای آن شکوه و شکایت علنی دارند. لذا در مجموع ایران در منطقه از موقعیت ممتازی برخوردار است و همان‌طور که قبلا اشاره شد ایران تنها کشوری است که در بعد تولید امنیت متکی به خود بوده و علاوه بر این توانسته با برجام یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های بین‌المللی را مدیریت کند و گذار از این بحران به ارتقای موقعیت منطقه‌ای و بین‌المللی ایران نیز منتهی شده است و ایران نیز در یک موقعیت متفاوت و ممتازی نسبت به سایر کشورهای منطقه قرار دارد.
اما در نهایت آینده خاورمیانه با وجود همه کنشگران منطقه‌ای و بازیگران فرامنطقه‌ای به کجا خواهد انجامید؟
بحران سوریه نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در آینده خاورمیانه نیز دارد و به همین جهت هم همه بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی متوجه و متمرکز در خاورمیانه هستند اما با اطمینان می‌توان گفت که خاورمیانه آینده با گذشته تفاوت اساسی دارد. یکی از تفاوت‌های آن این خواهد بود که صرفا خاورمیانه توسط قدرت‌های فرامنطقه‌ای شکل نخواهد گرفت بلکه آنها صرفا بخشی از کنشگران منطقه‌ای خواهند بود و قدرت‌های منطقه‌ای از جمله ایران می‌توانند نقش بسیار موثری در آینده خاورمیانه ایفا کنند.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «استاد دانشکده وزارت خارجه: بحران سوریه نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده‌ خاورمیانه دارد » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات