استاد بازنشسته علوم سیاسی دانشگاه تهران: واقعیت‌های منطقه بهبود روابط با ایران را به امریکا تحمیل کرد

استاد بازنشسته علوم سیاسی دانشگاه تهران: واقعیت‌های منطقه بهبود روابط با ایران را به امریکا تحمیل کرد

اعتماد/ متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

قاسم افتخاری برای دانش‌آموختگان علوم سیاسی و روابط بین‌الملل نام‌آشنا است. این نام‌آشنایی هم از جهت تدریس قریب به ٤٥ سال این رشته علمی در دانشگاه تهران است و خودش می‌گوید که بسیاری از استادان یا دیپلمات‌های امروز از شاگردان او بوده‌اند و برای مثال نام سیدعباس عراقچی و سیدحسین موسویان دو عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای امروز و دیروز را می‌آورد. در یکی از روزهای پاییزی به سراغ او در دانشگاه تهران رفتیم و با او درباره رویکرد امریکا در دوران پسا برجام و تاثیر برجام در نظم امنیتی منطقه گفت‌وگو کردیم. این استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل در گفت‌وگو با «اعتماد»، با اشاره به رویکرد جدید امریکا در خاورمیانه مبنی بر مدیریت تنش‌ها و دنبال کردن استراتژی انتقال به آسیای شرقی، معتقد است که امریکایی‌ها می‌خواهند از ظرفیت‌های ایران برای کنترل شرایط امروز خاورمیانه استفاده کنند. البته او ابایی هم ندارد که بگوید نوع موضع‌گیری‌های دولت امریکا نسبت به ایران بیشتر جنبه سیاست داخلی دارد و مبتنی بر واقعیت‌های نظام بین‌الملل نیست. افتخاری با یادآوری تحولات صورت گرفته در ساختار امنیتی خاورمیانه در سال‌های گذشته تاکید می‌کند که با اجرای برجام هم این روند، تسریع بیشتری به خود خواهد گرفت و در این تحولات ایران نقش مهمی را بیش از پیش ایفا خواهد کرد. این استاد دانشگاه معتقد است که در این راستا، متحدان منطقه‌ای امریکا به شرایط جدید تن خواهند داد. مشروح گفت‌وگوی «اعتماد» با قاسم افتخاری در ادامه می‌آید.

برجام هم‌اینک به مرحله پذیرش رسیده است و در هفته گذشته، امریکا و اتحادیه اروپایی نیز در بیانیه‌هایی جداگانه دستورات لازم مبنی بر لغو متوقف شدن تحریم‌ها را صادر کردند. به نظر شما، با اجرای برجام امریکا نسبت به ایران چه رویکردی را اتخاذ می‌کند؟

مساله نخستی که باید به آن اشاره کنم، این است که اختلاف میان ایران و امریکا ساختگی است. دو کشور ایران و امریکا نه اختلاف ارضی دارند و نه اختلاف مرزی و نه اختلاف تاریخی جز دو مورد رویداد ٢٨ مرداد سال ٣٢ و اشغال سفارت امریکا. دولت امریکا در زمان آقای خاتمی از بابت نقشش در رویداد ٢٨ مرداد رسما از ملت ایران عذرخواهی کرد. اختلاف ایران با عربستان و قطر و عراق ممکن است زمینه‌هایی تاریخی داشته باشد ولی اختلاف ایران و امریکا به صورت تاریخی و طبیعی نیست. امریکایی‌ها از ابتدا علاقه خاصی برای ارتباط با ایران داشته‌اند. برای درک این مهم، بهتر است آن را در یک چارچوب تاریخی قرار دهیم. در سال ١٩٤٣ میلادی، سه قدرت جهانی آن زمان یعنی شوروی سابق، امریکا و انگلستان پس از اشغال ایران، نشستی را در تهران برگزار کردند که برای پیشبرد جنگ و اوضاع جهانی پس از پایان جنگ بود. رییس‌جمهور وقت امریکا در آن زمان، فردی به‌نام روزولت بود. وی در هنگام خروج از کشور به یکی از مشاورانش که ژنرال برادلی بود، گفت که این ملت که این همه در تاریخ نقش داشته، به چه روزی افتاده است. در آن زمان، تهران مانند یک روستای بزرگی بود و فاقد هر نوع امکانات یک شهر. روزولت در هواپیما، یادداشتی را با این محتوا نوشت که «من بر این عقیده هستم که ما می‌توانیم در مرز اتحاد جماهیر شوروی یک ویترین پیشرفت را درست کنیم تا کشورهایی که از توسعه عقب مانده‌اند، بدانند که سرمایه‌داری چه معجزه‌ای می‌تواند در توسعه و پیشرفت کشورهای عقب مانده بکند.» همین یادداشت رییس‌جمهور امریکا مبنایی شد تا نخستین پژوهش‌های جامعه‌شناختی و طبیعی در ایران صورت بگیرد که گزارش این تحقیقات گسترده، هنوز در کتابخانه دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران موجود است. هدف امریکا هم کمک به توسعه ایران بود هر چند که جنبه سیاسی و استراتژیک هم داشت چراکه می‌خواستند با این کار جلوی گسترش نفوذ اندیشه‌های مارکسیستی و سوسیالیستی در جهان سوم آن زمان را بگیرند. این تحقیقات سرانجام به برنامه‌ریزی‌هایی برای پیشرفت و توسعه ایران با کمک‌های فکری و مالی امریکا، طی برنامه‌های توسعه اقتصادی هفت ساله شد که دنباله آنها هنوز هم به صورت برنامه‌های پنج‌ساله در کشور ادامه دارد. با توجه به آنچه گفته شد، من از سوی امریکا هیچ مانعی بنیادی برای بهبود و گسترش روابط با ایران مشاهده نمی‌کنم. از سوی دیگر، امریکا امروز مدعی است که مسوولیت اداره جهان را برعهده دارد. سیاست دولت امریکا هم در شرایط کنونی، مدیریت اختلافات و آرام کردن تنش‌هاست. در همین چارچوب، خاورمیانه یکی از مناطق پر تنش جهان امروز ما است و ایران هم به یکی از قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای در ابعاد مختلف تبدیل شده است. برای همین واشنگتن می‌خواهند با کاهش اختلاف با تهران، به مدیریت منطقه بپردازند و از ظرفیت‌های ایران برای کنترل شرایط استفاده کنند.

ولی با دستیابی به برجام، دولت امریکا مدعی است که مانع از گسترش نفوذ ایران در منطقه خواهد شد.

در امریکا دو جریان وجود دارد. یکی، اختلافات میان دو حزب دموکرات و حزب جمهوریخواه است. این دو حزب همواره می‌خواهند با استفاده از هر بهانه‌ای و در هر موقعیتی، حزب طرف مقابل را مورد انتقاد قرار دهند تا بتوانند نظر رای‌دهندگان را برای انتخابات دوره بعدی به سوی خود جلب کنند. دومین مساله، در رابطه با اسراییل و لابی‌های یهودی است. این جریان‌ها در امریکا از نفوذ بسیاری برخوردار هستند و رای یهودیان و حمایت‌های بنیادها و موسسات یهودی از سیاستمداران بسیار با اهمیت و تاثیرگذار است. با توجه به این دو مساله، نوع موضع‌گیری‌های دولت امریکا نسبت به ایران بیشتر جنبه سیاست داخلی دارد.

آیا اجرای برجام می‌تواند دیوار بی‌اعتمادی میان تهران و واشنگتن را کوتاه‌تر کند؟

وقوع این مساله بستگی دارد که چه اتفاقی در ایران بیفتد. در امریکا هر کدام از دو حزب دموکرات یا جمهوریخواه بر سرکار باشند، خواهان بهبود روابط با تهران خواهند بود. این مساله هم به دلیل شرایط موجود است و واقعیت‌های منطقه این نوع کنش‌ورزی را به امریکا تحمیل کرده است تا بهبود روابط با ایران را دنبال کند.

هیچ نامزد جمهوریخواهی از برجام حمایت نکرده است و همگی علیه آن سخن گفته‌اند. در دولت احتمالی جمهوریخواه، آنها هم این رویکرد را دنبال می‌کنند؟

بله. حرف‌هایی که هم‌اکنون درباره برجام و نوع برخورد با تهران زده می‌شود، ریشه در سیاست داخلی امریکا دارد و مبتنی بر واقعیت‌های نظام بین‌الملل نیست. در انتخابات نیز همه نوع حرفی زده می‌شود و این طبیعی است. به نظر من، اگر ایران براساس برجام به تعهدات خویش پایبند باشد، جمهوریخواهان هم هیچ بهانه‌ای برای ادامه ندادن رویکرد اوباما نسبت به ایران نخواهند داشت. هم‌اکنون بهبود روابط با ایران جزو منافع امریکا محسوب می‌شود زیرا این‌گونه می‌تواند با استفاده از ظرفیت ایران در منطقه، ثبات بیشتری را هم در خاورمیانه ایجاد کند و در این صورت، امریکا نیازمند آن همه سرمایه‌گذاری و صرف آن همه هزینه‌های هنگفت و اعزام سرباز و دادن تلفات نباشد.

به غیر از اجرای کامل برجام از سوی دو طرف، چه اقدامات دیگری به کاهش بی‌اعتمادی طرفین کمک می‌کند؟

مهم‌ترین گام برای کاهش بی‌اعتمادی در شرایط کنونی، اجرای دقیق و کامل برجام از سوی دو طرف است. اعتماد با حرف ایجاد نمی‌شود بلکه با عمل به تعهدات شکل گرفته و قوام می‌یابد بنابراین اگر هر دو طرف به تعهدات‌شان عمل کنند و نخواهند که از تعهدات خود سرپیچی کنند، گام بسیار مهمی در تنش‌زدایی برداشته می‌شود. در مورد مسائل دیگر، باید بگویم که هم امریکایی‌ها و هم ایرانی‌ها انتظاراتی متقابل از یکدیگر دارند. مثلا ایرانی‌ها با مذاکرات هسته‌ای چند هدف را دنبال می‌کردند که کوتاه‌مدت هم است؛ مثل لغو تحریم‌ها، آزاد شدن دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و فراهم شدن امکان سرمایه‌گذاری خارجی در ایران. امریکا هم می‌خواهد مانع از دستیابی ایران به بمب اتمی شود. از دیدگاه نظام سرمایه‌داری بهترین راه برای بهبود و گسترش روابط، مبادلات اقتصادی است. این همکاری‌های اقتصادی در نهایت منجر به همکاری‌های سیاسی و گسترش روابط در عرصه‌های دیگر بین‌المللی هم می‌شود. به عبارت دیگر، همکاری اقتصادی و مبادلات تجاری در نهایت همکاری سیاسی را هم ایجاب می‌کند ولی از همکاری سیاسی بدون دادوستد اقتصادی نمی‌تواند ریشه بدواند و محکم‌تر شود. من فکر می‌کنم که امریکایی‌ها از انجام سرمایه‌گذاری خارجی در ایران استقبال می‌کنند. هدف دیگر امریکا، گاز ایران است. هم‌اکنون اروپای غربی متکی به گاز روسیه است که این وابستگی منجر به این می‌شود که اروپایی‌ها نسبت به سیاست‌های دولت پوتین مقاومت آنچنانی نکنند. امریکا می‌خواهد با کشاندن گاز ایران به اروپا، از وابستگی متحدان اروپایی‌اش به روسیه و نفوذ روس‌ها در غرب بکاهد تا امریکا و اروپا بتوانند با اتحاد بیشتری در مقابل دولت مسکو بایستند.

آیا برجام در تغییر ساختار امنیتی منطقه اثرگذار بوده است؟

ساختار امنیتی خاورمیانه در سال‌های گذشته دچار تحولاتی شده است و با اجرای برجام هم این روند، تسریع بیشتری به خود خواهد گرفت. ایران به دلیل موقعیت ژئوپولتیک و ژئواکونومیک‌اش، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. ایران بزرگ‌ترین کشور منطقه است و از نفوذ سیاسی و فرهنگی بسیار زیادی در کشورهای دیگر منطقه برخوردار است. در سال‌های گذشته نیز توان نظامی و دفاعی ایران هم افزایش یافته است. اگر به گذشته نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که در دهه‌های گذشته و در زمان شاه، امریکا به دنبال این بود تا ایران نقش منطقه‌ای بسیار گسترده‌ای را داشته باشد و در مدیریت منطقه نقش مهمی را بازی کند. در زمان ریاست‌جمهوری نیکسون هم اساس سیاست‌های خاورمیانه‌ای امریکا بر این پایه تعریف شده بود. البته اسراییل و عربستان نیز حضور و نقش داشتند. وقوع انقلاب در سال ٥٧، این نظم و این ساختار امنیتی را برهم زد. ایران اکنون در موقعیتی است که می‌تواند نقش دوگانه‌ای را ایفا کند؛ یعنی هم می‌تواند آرامش را در منطقه حاکم کند و هم می‌تواند کاری کند که منطقه روی آرامش به خود نبیند. در حال حاضر، سیاست ایران برهم زدن آرامش منطقه نیست. با تحولاتی که در سوریه، یمن، عراق و. . . رخ داده است، ایران حتی بیشتر از امریکا به دنبال ثبات منطقه‌ای است. این مسائل نشان می‌دهد که هم ایران و هم امریکا در فرونشاندن بحران‌های منطقه‌ای سود مشترکی دارند و با این حساب، من فکر می‌کنم زمینه برای همکاری مشترک امنیتی دو کشور در این باره فراهم است. البته این همکاری‌ها به صورت غیررسمی در حال انجام شدن هستند ولی صورت رسمی ندارد و به عنوان مثال در افغانستان و عراق نوعی همکاری‌های نانوشته و غیررسمی صورت می‌گیرد.

پس می‌توان گفت که با دستیابی به برجام، جایگاه ایران برای نقش‌آفرینی‌های منطقه‌ای بیش از پیش فراهم شده است؟

در دوره تحریم، سیاست امریکا این بود تا حد امکان ایران را محاصره کند و منزوی سازد. این محاصره و انزوا، فقط اقتصادی نبود بلکه انزوای سیاسی هم بود و برای همین شاهد بودیم هنگامی که دو اجلاس مهم بین‌المللی در رابطه با سوریه برگزار شد، امریکایی‌ها به هیچ‌وجه از ایران دعوت نکردند. آنها تلاش داشتند تا با تحت فشار قرار دادن ایران دست به تغییر رفتار دولت ایران بزنند و در این راستا می‌گویند که تحریم‌ها موجب آمدن ایران پای میز مذاکره شد اما به نظر من، در جریان اجرای برجام، این نقشه عوض خواهد شد یعنی امریکا به جای آنکه بکوشد تا ایران را منزوی کند، تلاش دارد تا ایران را به عنوان بازیگری فعال و با نقشی سازنده وارد گود کند. از نظر آنها، ایران تا قبل از دستیابی به توافق هسته‌ای، بازیگر مطمئنی نبود و معتقد بودند ایران قواعد بین‌المللی را رعایت نمی‌کند و برای همین نقشی را در جهت کنشگری ایران در عرصه منطقه‌ای قایل نمی‌شدند در حالی که مذاکرات هسته‌ای و دستیابی به برجام، در تغییر این دیدگاه موثر بود و نشان داد که با جمهوری اسلامی ایران هم می‌توان مذاکره سازنده داشت. من اعتقاد دارم اجرای کامل برجام می‌تواند بسیاری از این سوءتفاهم‌ها را از بین ببرد یا به طور قابل‌توجهی کاهش دهد. تردیدی ندارم اگر برجام به صورت کامل اجرا شود، ایران می‌تواند نه تنها به امریکا بلکه به جهانیان نشان دهد که ایران بازیگر موثر و قابل‌اطمینانی است. من فکر می‌کنم این مساله می‌تواند یک دستاورد بسیار مهمی باشد.

واکنش متحدان منطقه‌ای امریکا همچون برخی کشورهای عربی حاشیه‌خلیج فارس و اسراییل نسبت به این تحولات در نظم امنیتی منطقه چیست؟

هم اسراییل و هم کشورهای عربی بیش از آنکه در جامعه ایران تصور می‌شود، وابسته به امریکا هستند. این امریکا است که اسراییل را سرپا نگه داشته است. این امریکا است که به میزان بسیار زیادی امنیت عربستان را تامین کرده است. این کشورها می‌توانند در مسائل جزیی و نه کلان با امریکا اختلاف داشته باشند ولی در مسائل کلان و حیاتی، حتما با امریکا گام برمی‌دارند. امریکا در چندین نوبت، مانع از مداخله نظامی اسراییل نسبت به ایران شده است بنابراین در چنین مواردی، اسراییل نمی‌تواند به صورت کامل، مستقل و دلبخواهانه عمل کند. با این وجود، اگر سیاست منطقه‌ای امریکا تغییر کند، به احتمال بسیار زیاد آنها هم تغییر سیاست خواهند داد.

ولی در مساله هسته‌ای شاهد عصیان متحدان منطقه‌ای امریکا بودیم. در ماه‌های گذشته شاهد خرید هنگفت تسلیحات دولت عربستان از روسیه و فرانسه هستیم و بسیاری آن را دهن‌کجی به امریکا می‌دانند. در مسائل منطقه‌ای هم ریاض نظری برخلاف واشنگتن دارد. آیا این مساله می‌تواند مقدمه‌ای در تغییر مناسبات منطقه‌ای امریکا و برخی از متحدان کنونی‌اش باشد؟

موقعیت کنونی عربستان از جهات بسیار زیادی شبیه موقعیت شاه قبل از انقلاب است. در آن زمان، اکثر تجهیزات نظامی، صنعتی، اقتصادی و... منشا امریکایی داشتند ولی همین شاه، با اتحاد جماهیر شوروی ارتباط برقرار کرد و مقادیر هنگفتی از تسلیحات نظامی را از آنها خریداری کرد ولی در نهایت مشخص شد که خرید تسلیحات و تجهیزات از کشورهای دیگر به معنای کاهش وابستگی رژیم شاه به امریکا نبود. به عبارت دیگر، تا زمانی که عربستان در یک چارچوب معین فعالیت می‌کند، می‌تواند مقداری مستقلانه عمل کند ولی وقتی مسائل حیاتی مطرح شود، وابستگی به امریکا اثر خود را نشان می‌دهد. من می‌خواهم بگویم افزایش ارتباطات عربستان با روسیه و فرانسه و خرید تجهیزات از آنها، به معنای آن نیست که این کشورها می‌خواهند وابستگی‌شان به امریکا را از بین ببرند. آنها در آینده قابل پیش‌بینی هیچ جایگزینی برای تامین امنیت‌شان به‌جای امریکا نمی‌توانند تصور کنند. من اعتقاد دارم تمامی کشورهای عربی وابسته به امریکا هستند و با تغییر سیاست امریکا، سیاست آنها هم تا حدود بسیار زیادی کاهش می‌یابد.

به فرض تن ندادن آنها به این تغییر به هر دلیلی، امریکا چه سیاستی را نسبت به آنها اتخاذ می‌کند؟

نخست آنکه احتمال این مساله بسیار کم است. من فکر می‌کنم اگر این اتفاق رخ بدهد، روابط میان ایران و امریکا نسبت به گذشته، گرم‌تر خواهد شد. به دیگر سخن، اگر کشوری مانند عربستان بخواهد نسبت به سیاست کلان امریکا سرپیچی کند، از آنجا که امریکا دیگر مایل نیست مانند سابق در این منطقه مداخله نظامی بکند بنابراین واشنگتن با آن کشوری همگام می‌شود که دست بالا را در منطقه دارد و می‌تواند حرف موثر را در منطقه بزند و بااطمینان باشد. امریکا هم مانند سابق دیگر به فکر ماندن در منطقه نیست. مشکل امریکا در شرایط کنونی، خاورمیانه نیست بلکه مشکل کنونی امریکا آسیای دور و چین است. هم‌اکنون چین بزرگ‌ترین تهدید برای امنیت ملی امریکاست. امریکا فقط یک‌بار در تاریخ مورد تهاجم نظامی قرار گرفت و آن هم در منطقه اقیانوس آرام و آسیای دور بوده است که ژاپنی‌ها در جنگ جهانی دوم به بندر پرل هاربور حمله کردند. بنابراین امریکا در این هنگام، بیشتر خود را از این ناحیه آسیب‌پذیر می‌بیند. هم‌اکنون هم استراتژی امریکا بر این اساس قرار گرفته است که تجهیزات و نیروهای خود را به خاور دور منتقل کند و یکی از شرایط این انتقال، آن است که تنش‌ها در خاورمیانه کاهش یابد ولی اتفاقاتی در خاورمیانه رخ داده است که موجب شده آنها نتوانند این کار را بکنند و مجبور هستند در خاورمیانه موقتا باقی بمانند و حتی مجبور شوند تا سرمایه‌گذاری بیشتری را هم بکنند. از طرفی، امریکا هم‌اینک می‌خواهد پس‌لرزه‌های بحران اقتصادی خود را پشت سر بگذارد و برای همین به بازارهای کشورهایی مانند کشورهای خاورمیانه چشم‌دوخته است. فروش کالا و برقراری مبادلات تجاری هم نیازمند ثبات و صلح است زیرا سرمایه‌داری از آشوب و درگیری صدمه می‌بیند.

روس‌ها برای اولین بار پس از فروپاشی شوروی به صورت نظامی به خارج از مرزهای سنتی‌شان آمده و حملات‌شان را در سوریه آغاز کرده‌اند. خاورمیانه در دوران پسابرجام برای روس‌ها چه اهمیت استراتژیکی دارد؟

من فکر می‌کنم روس‌ها علاقه چندانی به اجرای برجام به صورت کامل ندارند.

استدلال‌تان چیست؟

البته با اجرای برجام، منافعی هم دارند ولی از عدم اجرای آن هم منتفع می‌شوند. آنها از نظر استراتژیکی می‌خواستند که ایران به هیچ‌وجه نتواند بمب اتمی بسازد ولی از نظر اقتصادی و از نظر سیاسی، وجود تنش میان ایران و کشورهای غربی به نفع روسیه بوده است. روس‌ها با وجود این تنش، می‌توانستند مانع از ورود گاز ایران به بازار جهانی و به خصوص اروپا شوند. این گاز فقط وسیله اقتصادی نیست بلکه اهرم فشار و ابزار سیاسی هم هست. پس روس‌ها می‌توانستند تا زمانی که این اختلافات باقی بود، انحصار تامین نیازهای اروپای غربی را در دست داشته باشند. البته امریکا دیگر نیاز چندانی به منابع انرژی خاورمیانه ندارد و احتمالا در سه، چهار سال آینده خود به صادرکننده انرژی تبدیل خواهد شد. از طرفی، روس‌ها به صورت رسمی یا غیررسمی با چینی‌ها درباره نفوذ غرب در مناطق مختلف و از جمله شرق آسیا و خاورمیانه همکاری می‌کنند پس اگر روس‌ها بتوانند موجب باقی ماندن شرایط کنونی در خاورمیانه شوند، این مساله موجب می‌شود تا استراتژی انتقال به شرق امریکا هم به تعویق افتد و در واقع به صورت ضمنی به چینی‌ها در حال کمک هستند. این در حالی است که امریکا می‌خواهد به هر صورت مانع از گسترش نفوذ چین شود. از چندین سال پیش، چینی‌ها نفوذشان را در شرق گسترش داده‌اند و این کار را هم با وجود اختلافات عمیق و دیرپای خود با همه همسایگان انجام می‌دهند و برای همین دست به تصرف اقیانوس آرام زده‌اند. جزایری در این اقیانوس وجود دارد که گاهی زیر آب می‌روند و گاهی پدیدار می‌شوند. چینی‌ها از مدت‌ها قبل در حال ریختن سنگ و خاک روی این جزایر هستند تا آنها را به جزایر قابل سکونت تبدیل کنند و ادعا می‌کنند این جزایر در ادامه خاک چین است و به این ترتیب، فضا و قلمرو هوایی و زمینی خویش را نسبت به امریکا توسعه می‌دهند. در مجموع، به نظر می‌رسد روسیه و چین در این باره به صورت هماهنگ در حال همکاری با یکدیگر هستند تا مانع از انتقال امکانات امریکا و سایر کشورهای غربی به سمت چین شوند. از طرف دیگر، سوریه یکی از پایگاه‌های سنتی روس‌ها در خاورمیانه بوده است و نمی‌خواهند تنها پایگاه‌شان را در شرق مدیترانه که هم اکنون در سوریه است، از دست بدهند.

اگر امریکا به هر دلیلی نخواهد برجام را به صورت کامل اجرا کند یا از ادامه اجرای آن خودداری کند، این اقدام چه عواقبی را برایش به دنبال خواهد داشت؟

در صورتی که ایران تعهداتش را براساس برجام به صورت کامل انجام دهد، بعید است که امریکا بخواهد بازی برهم بزند. یادمان باشد که مساله توافق هسته‌ای، مساله ایران و امریکا نیست بلکه یک مساله جهانی است و در منظر قضاوت افکارعمومی جهانی قرار دارد. هم‌اکنون افکارعمومی جهانی به قضاوت نشسته است و می‌بیند که کدام یک از طرفین به عهد و پیمان خویش وفادار است پس هر طرفی که بخواهد به تعهداتش در برجام پایبند نباشد، فقط شاهد واکنش طرف مقابلش نیست بلکه با واکنش جامعه جهانی هم روبه‌رو می‌شود و به نوعی اعتبار سیاسی‌اش هم به زیر سوال می‌رود.

اگر امریکا به هر دلیلی اجرای برجام را متوقف سازد، آیا این مساله موجب شکاف میان امریکا با اروپا خواهد شد؟

اگر ایران به تعهدات خود عمل کند ولی امریکا بازی به دلیلی مانند روی کار آمدن جمهوریخواهان برهم بزند، به احتمال قریب به یقین، دیگر اروپایی‌ها در زمینه هسته‌ای با امریکایی‌ها همکاری نخواهند کرد ولی باید بگویم که امریکایی‌ها این کار را نخواهد کرد. از طرف دیگر، امریکایی‌ها به این نتیجه رسیده بودند که اگر توافق هسته‌ای صورت نگیرد و این تحریم‌ها ادامه پیدا کند، رفته‌رفته اروپایی‌ها راه‌شان را جدا خواهند کرد. با این حال و با دستیابی به توافق هسته‌ای، من فکر می‌کنم فرصت و شرایطی برای ایران فراهم شده است و در صورتی که زمامداران ایران از آن به صورت دوراندیشانه استفاده کنند، ایران می‌تواند مشکلات و زیان‌های گذشته خود را جبران کند. مهم این نیست که دارایی‌های بلوکه‌شده ایران آزاد شود یا نشود، مبلغ هنگفتی هم محسوب نمی‌شود. بخش اعظمی از آنها هم صرف دادن بدهی‌های دولت خواهد شد و پول دندان‌گیری نصیب دولت نمی‌شود. ده‌ها برابر این پول عاید دولت قبلی شد ولی معلوم نشد که صرف چه اموری شد. پیامدهای برجام بسیار مهم‌تر از حواشی متن برجام است و آنها می‌توانند شرایط بی‌نظیری را برای ایران ایجاد کند. مساله اصلی بازکردن فضا برای سرمایه‌گذاری خارجی است و این می‌تواند گره‌گشا باشد. من نمی‌توانم قبول کنم که ایران نمی‌تواند به چین دوم در قیاس خود تبدیل شود. کاملا آشکار است که ایران تشنه سرمایه‌گذاری خارجی است و سرمایه‌داران خارجی هم تشنه سرمایه‌گذاری در ایران هستند. تنها اندکی انعطاف‌پذیری و مصلح‌گرایی لازم است تا از این فرصت گرانبها استفاده بهینه به عمل‌ آید.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «استاد بازنشسته علوم سیاسی دانشگاه تهران: واقعیت‌های منطقه بهبود روابط با ایران را به امریکا تحمیل کرد» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات