شعر طنز فکر نان کن...

شعر طنز/ فکر نان کن...

آخرین خبر/ یکی از بزرگان اهل تمیز
که آوردن نام او هست، چیز
به من گفت حرف حسابی نزن
مگو قرمز و حرف از آبی نزن!
زبان را نچرخان که، ایران من
به تو هیچ ربطی ندارد وطن
وطن مال اهل تمیز است و بس
نه مال تو که کمتر هستی از مگس
چه کارت به اینکه جناب فلان
نشسته ست جایی که ربطی ندارد به آن!
همین کارهای تو شعر مرا
غلط می‌کند از لحاظ هجا!
فضولی مگر، یک نفر می‌رود
به هر چه دلش خواست ور می‌رود
فضولی مگر، یک نفر می‌رود
به هر چه دلش خواست ور می‌رود
فضولی مگر اینکه آن سوی آب
چه سرمایه‌ها خفته در هر حساب؟!
تو را با سیاست و اینها چه کار
تو را نیست غیر از شعار سه کار!
به پندار و گفتار و کردار نیک
شود ظاهرت در جهت شیک و پیک
برو فکر نان کن که جاری‌ست آب
مگو در فلان روستا نیست آب
... و شد ساکت آن مرد اهل تمیز
که با بنده گپ می‌زد از پشت میز
خر بنده از کره گی دم نداشت!
سیاست که ربطی به مردم نداشت
فعولن فعولن فعولن فعول
که سرمایه جاودانی است پول!

برگرفته از کتاب «نزدیک ته خیار» نوشته «ناصر فیض»، ص148تا150.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «شعر طنز فکر نان کن...» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات