گشتی در قدیمی‌ترین بیمارستان روانپزشکی کشور (قسمت دوم)

گشتی در قدیمی‌ترین بیمارستان روانپزشکی کشور (قسمت دوم)

میگنا/ شایع‌ترین سن بروز اختلالات روانی
از رییس بیمارستان روزبه می‌پرسم که اختلالات روان‌پزشکی از چه سنی آغاز می‌شوند و شایع‌ترین این اختلالات در کودکان و بزرگسالان کدامند؟ او پاسخ می‌دهد که بعضی از اختلالات روانپزشکی از ابتدای تولد وجود دارند یا در سنین کودکی ظاهر می‌شوند. بعضی دیگر در سنین نوجوانی و جوانی و بعضی در دوره میانسالی و سالمندی. شایع‌ترین مشکلات روانپزشکی در دوران کودکی اختلالات اضطرابی، اختلال پرتحرکی و بی‌توجهی، افسردگی و اختلالات رشد روانی هستند.
او ادامه می‌دهد: در افراد بزرگسال ممکن است، اشکال بسیار متنوعی از اختلال روانی بروز کند که بعضی از آنها شدیدتر و بعضی خفیف‌تر و سبک‌ترند. شایع‌ترین اختلالات روانی در افراد بزرگسال اختلالات اضطرابی، اختلالات خلقی به‌خصوص افسردگی‌ها و اختلالات سوء مصرف مواد هستند. اختلالات روانی هم از لحاظ شدت و وسعت مشکلاتی که برای بیمار ایجاد می‌کنند و هم از لحاظ سیر بیماری با یکدیگر بسیار متفاوتند. بعضی از اختلالات مثل اسکیزوفرنیا که معمولا با اختلال در تفکر و آشفتگی در رفتار همراه است، سیر مزمنی دارند، به این صورت که بعضی از علایم آنها به صورت مستمر ادامه پیدا می‌کند و بعضی علایم دیگر گاه و بی‌گاه عود می‌کند. بعضی اختلالات دیگر مثل افسردگی و اختلال دوقطبی ماهیت عودکننده دارند؛ به این معنی که فرد مبتلا ممکن است چند نوبت (گاهی کمتر و گاهی بیشتر) در طول زندگی، هر بار به مدت چند هفته تا چند ماه دچار بیماری شود و در فاصله این دوره‌ها به شرایط قبل از بیماری باز می‌گردد.
نقوی به عوامل بروز این اختلالات هم اشاره کرده و می‌افزاید: عوامل مختلفی در ایجاد اختلالات روانی نقش دارند. در بعضی موارد، مثل اسکیزوفرنیا و اختلال دو قطبی، آمادگی‌های سرشتی از جمله عوامل ژنتیک سهم بیشتری بر عهده دارند. نه به این معنی که یک ژن خاص مسوول ایجاد بیماری است بلکه به این معنی که حضور بعضی از ژن‌ها شرایط را برای ابتلا به بیماری مساعد کرده‌اند. کسانی که این آمادگی را دارند اگر بعداً در معرض استرس‌های بیولوژیک یا روانی‌اجتماعی قرار بگیرند ممکن است مبتلا به اختلال روانی شوند. در کنار عوامل سرشتی، عوامل محیطی نقش بسیار مهمی در ایجاد اختلالات روانی دارند. فشارهای روانی که در مراحل مختلف زندگی از بدو تولد تا بزرگسالی بر یک فرد وارد می‌شوند می‌توانند او را در معرض ابتلا به بعضی اختلالات روانی قرار بدهند. هر کودکی با توجه به ویژگی‌های مزاجی خودش باید در یک محیط پرورشی مساعد فرصت رشد روانی سالم را پیدا کند. محیط‌های متشنج خانوادگی، سوء رفتارها، بی‌توجهی‌ها، اعتیاد والدین و نابسامانی‌های دیگر خانواده، کودکان را برای ابتلا به بیماری‌های روانی آسیب‌پذیر می‌کند.
او اختلال پرتحرکی و بی‌توجهی را از مشکلات نسبتا شایع دوران کودکی دانست که اغلب باعث افت تحصیلی و سرخوردگی کودک می‌شود و می‌گوید: اگر این اختلالات به موقع تحت درمان مناسب قرار بگیرد معمولا به خوبی کنترل می‌شود. اما در بسیاری از موارد به دلیل عدم آگاهی خانواده، کودک از درمان به‌موقع محروم می‌ماند و در نتیجه ممکن است به انواع مشکلات ثانوی از جمله افسردگی، اضطراب و سوء مصرف مواد مبتلا شود. دوران نوجوانی مقطع بسیار مهمی از زندگی است و نوجوانانی که التهاب‌های این دوره را در غیاب مراقبت‌های تربیتی صحیح در محیط خانه و مدرسه تجربه می‌کنند در معرض ابتلا به سوء مصرف مواد و اختلالات روانی دیگر قرار می‌گیرند. پناه بردن به مصرف مواد در بسیاری از موارد چه در نوجوان‌ها و چه در افراد بزرگسال روشی است که اشخاص برای رفع مشکلات هیجانی خودشان انتخاب می‌کنند. در حالی که راه حل درست استفاده از خدمات مشاوره‌ای و مراقبت‌های روانپزشکی است.
نقوی ادامه می‌دهد: حوادث تلخ زندگی مانند فوت نزدیکان، جدایی والدین، ابتلا به بیماری مزمن و ناتوان‌کننده جسمی، شکست عاطفی، طلاق، بیکاری، ورشکستگی و امثال اینها هم می‌توانند نقش بسیار مهمی در ابتلا به بیماری‌های روانی از جمله افسردگی و اضطراب داشته باشند. اگر کسانی که در معرض این گونه فشارها قرار می‌گیرند بتوانند از حمایت‌های روانی -‌ اجتماعی لازم برخوردار شوند، احتمال ابتلای آنها به بیماری روانی کاهش پیدا می‌کند.
رییس بیمارستان روزبه درباره میزان شیوع اختلالات روانی تصریح می‌کند: این اختلالات در همه جوامع از جمله در کشور ما شیوع قابل توجهی دارند. مطالعات همه‌گیرشناسی در کشور ما نشان داده است که حدود یک چهارم تا یک سوم از افراد جامعه دچار نوعی مشکل روانپزشکی هستند. با توجه به شیوع بالای اختلالات روانی، افزایش آگاهی‌های مردم در باره این اختلالات برای ارتقای سلامت روان جامعه بسیار اهمیت دارد. متاسفانه ما شاهد این هستیم که نه تنها در بین افراد عادی جمعه بلکه حتی در اشخاصی که تحصیلات عالیه دارند انواع باورها و برداشت‌های نادرست درباره بیماری روانی وجود دارد که مواجهه درست و منطقی با مسایل این بیماران را تهدید می‌کند.

بیماری که سحر و جادو تلقی می‌شود!
نقوی به باورهای نادرست مردم درباره اختلالات روانی اشاره و اظهار می‌کند: مثلا بسیاری از مردم از تنوع بسیار زیاد بیماری‌های روانی آگاه نیستند و تصور می‌کنند همه بیماری‌های روانی کم و بیش از یک جنس هستند و خصوصیات مشابهی دارند. بسیاری اساساً بیماری روانی را به معنی واقعی بیماری نمی‌دانند بلکه ممکن است آن را نوعی جن‌زدگی یا حاصل طلسم و جادو تلقی کنند و یا آن را نتیجه ضعف اراده یا سستی ایمان شخص بدانند. این در حالی است که طبق مطالعات علمی اختلالات روانی، درست مثل بیماری‌های جسمی، نتیجه نابسامانی در عملکرد بخشی از موجودیت انسان هستند و با شیوه‌های مناسب مداخله بسیاری از موارد می‌شود آنها را مهار کرد.
او در پاسخ به اینکه این تصورات اشتباه چه تبعاتی را برای بیماران در پی دارد، می‌گوید: این تلقی‌ها عملا باعث می‌شود که بسیاری از کسانی که دچار مشکلات روانپزشکی می‌شوند، نه تنها از خدمات درمانی لازم محروم بمانند، بلکه فشارهای مضاعفی را علاوه بر رنج بیماری متحمل شوند. واقعیت این است که بیماری‌های روانی مثل بیماری‌های جسمی حاصل نوعی نابسامانی در ابعادی از موجودیت انسان تحت تاثیر عوامل درونی و بیرونی هستند. اگر فردی دچار یک بیماری قلبی، ‌ریوی یا گوارشی شود علایمی پیدا می‌کند که معمولا ما نسبت به آنها با ابراز همدردی و دلسوزی واکنش نشان می‌دهیم. اما اگر همین فرد به دلیل آسیبی که به ذهن و روان او وارد شده دچار اختلال روانی شود، ممکن است پرخاشگر شده یا حتی افکار یا رفتارهای غیر عادی پیدا کند. در چنین شرایطی اطرافیان اغلب به جای این که به فکر حمایت از بیمار باشند، با او کشمکش پیدا می‌کنند و ممکن است او را از خود برانند. به این ترتیب، بیمار روانی در شرایطی که نیاز به حمایت و پشتیبانی اطرافیانش دارد، مورد بی‌توجهی یا حتی آزار آنها قرار می‌گیرد.

برچسب‌هایی که بیماران روانی بر دوش می‌کشند
نقوی ادامه می‌دهد: متاسفانه فرهنگ ما از گذشته‌های دور شامل عناصری بوده است که دیدگاهی منفی را نسبت به اختلال روانی رواج می‌دهند. هنوز گاهی شاهد این هستیم که در رسانه‌های جمعی بیماری روانپزشکی بهانه‌ای برای تحقیر و تمسخر افراد در نظر گرفته می‌شود. این نوع نگاه نسبت به بیماری روانی سبب می‌شود که بیماران بابت بیمار بودن خودشان احساس شرم داشته باشند، در روابط اجتماعی آسیب ببینند و از جستجوی کمک‌های درمانی یا پذیرش و پیگیری برنامه‌های درمانی خودداری کنند. این مساله به خصوص در شرایطی اهمیت بیشتر پیدا می‌کند که اکثر مردم اطلاعات دقیق و درستی درباره تنوع بسیار زیاد اختلالات روانی ندارند، معمولا بیماری روانی را با انواع شدید آن برابر تصور می‌کنند. در حالی که انواع شدید اختلالات روانی که ضمن آنها بیمار علایمی مثل هذیان و توهم پیدا می‌کند، تنها نسبت کوچکی از طیف وسیع اختلالات روانی را تشکیل می‌دهند. اکثریت بیماران روانی که اختلالات سبک‌تری مثل اضطراب و افسردگی دارند بار برچسب اهانت‌آمیزی را به دوش می‌کشند که به ناروا بر گروه کوچکی از بیماران روانی تحمیل شده است.
او در اینجای صحبتش به تلقی غلط دیگری در جامعه اشاره می‌کند و می‌گوید: برخی تصور می‌کنند که بیماران روانی خودشان مسوول ایجاد مشکلات‌شان هستند. خیلی از خانواده‌ها از بیمارشان انتظار دارند که خودش به تنهایی مشکلش را حل کند و علایم اختلالی مثل افسردگی را با تقویت اراده و کنترل افکار، احساس‌ها و رفتار خودش برطرف کند. حال اگر نتواند، او را سرزنش می‌کنند. این گونه برخوردها با بیمار روانی به جز این که در او احساس گناه ایجاد کند و اعتماد به نفس او را پایین آورد، معمولا نتیجه دیگری ندارد. البته اشخاص می‌توانند با افزایش آگاهی‌ها و شناخت بیشتر از خودشان و تقویت مهارت‌هایشان به ارتقای سلامت روان خودشان کمک کنند، اما زمانی که یک اختلال روانی شکل گرفته باشد، معمولا کمک گرفتن از افراد متخصص برای رویارویی با مشکل ضروری است.

تاخت‌ و تاز رمالان و دعانویسان در غیاب نظارت‌های جدی
نقوی می‌افزاید: برداشت نادرست دیگری که متاسفانه هنوز در بخش‌هایی از جامعه ما وجود دارد و مانع از رسیدگی مناسب به مشکلات روانپزشکی می‌شود، این باور عامیانه و خرافی است که بیماری روانی نتیجه نفوذ ارواح خبیثه و اجنه است. متاسفانه بسیاری از بیماران و خانواده‌هایشان هنوز برای حل مشکلات‌شان به جای مراجعه به مراکز درمانی نزد اشخاصی که خودشان را دعا‌نویس و رمال و جن‌گیر معرفی می‌کنند، می‌روند و نه تنها منابع مالی و فرصت درمان درست را از دست می‌دهند، بلکه مشکلات بیشتری به مشکل بیماری اضافه می‌کنند. باید توجه کرد که اختلالات روانپزشکی ارتباط نزدیکی با انواع آسیب‌های اجتماعی از جمله فروپاشی خانواده، خودکشی، خشونت، بی‌مبالاتی‌های جنسی و جرایم و جنایات مختلف دارند. بنابراین درمان به‌موقع و صحیح بیماری‌های روانی نه فقط از جهت کمک به خود بیماران، بلکه علاوه بر این برای پیشگیری از انواع آسیب‌های اجتماعی و حفظ سلامت عمومی جامعه هم حائز اهمیت است.
در این زمینه گاهی شاهد وجود مراکز فاقد صلاحیت هستیم، مراکزی که بیماران را با روش‌های نادرست نگهداری می‌کنند. درباره این مراکز و نحوه نظارت بر آنها از نقوی می‌پرسم که می‌گوید: وزارت بهداشت قاعدتاً باید از طریق دانشگاه‌های علوم پزشکی بر همه فعالیت‌هایی که با عنوان ارائه خدمت به بیمار روانی صورت می‌گیرد، نظارت داشته باشد. اما متاسفانه این نظارت بی‌عیب و نقص نیست.
او ادامه می‌دهد: از همه اسفبارتر فعالیت اشخاصی است که با عناوینی از قبیل دعانویس از ناآگاهی‌های مردم سوء استفاده می‌کنند. با توجه به این که مراجعان ما از مناطق مختلف کشور و از گروه‌های متفاوت اجتماعی به این مرکز می‌آیند، بیماران زیادی را می‌بینیم که پیش از مراجعه به روانپزشک مراجعاتی به دعانویس داشته‌اند. این مراجعات طبعاً به جز اتلاف وقت و سرمایه هیچ سودی برای بیماران و خانواده‌هایشان ندارد، بلکه به واسطه تاخیر در شروع درمان‌های واقعی بیمار را در معرض خطرات بیشتر قرار می‌دهد. انتظار می‌رود که نهادهای نظارتی از این گونه فعالیت‌های غیر قانونی و مخرب ممانعت به عمل آورند.
رییس بیمارستان روزبه تاکید می‌کند که بخشی از فعالیت‌هایی هم که در بعضی مراکز خصوصی تحت عنوان درمان اعتیاد یا مراقبت شبانه‌روزی از بیماران روانی انجام می‌شود، بسیار دور از موازین علمی و اخلاقی است. فردی که به دلایل مختلف دچار سوءمصرف مواد یا سایر اختلالات روانی شده، به هیچ بهانه‌ای نباید از حقوق اولیه انسانی محروم شود. متاسفانه گاهی خانواده‌هایی که از مراقبت بیمارشان به ستوه آمده‌اند، به مراکزی رو می‌آورند که بیماران را در ازای دریافت مبالغ نسبتا کمی در شرایط بسیار نامناسب نگهداری می‌کنند، از امکانات اولیه بهداشتی محروم می‌کنند و حتی مورد ضرب و شتم و اذیت و آزار قرار می‌دهند. نهادهای نظارتی باید قاطعانه در برابر فعالیت چنین مراکزی که متاسفانه تعدادشان کم نیست بایستند و از حقوق بیماران روانی دفاع کنند.
نقوی می‌گوید: مساله نگران‌کننده دیگر اقداماتی است که در برخی از مراکز مشاوره خصوصی که با مجوز سازمان سازمان نظام روانشناسی و مشاوره فعالیت می‌کنند، صورت می‌گیرد. متاسفانه این مراکز در شرایطی خود را درگیر ارائه انواع خدمات درمانی به بیماران روانی کرده‌اند که هیچ نظارتی از جانب وزارت بهداشت به عنوان متولی سلامت کشور بر عملکرد آنها وجود ندارد. البته همکاران روانشناس بالینی می‌توانند در ارائه خدمت به بیماران روانی مشارکت موثری داشته باشند، اما فعالیت‌های درمانی چه از نوع بیولوژیک و چه از نوع روان‌درمانی باید تحت نظارت وزارت بهداشت صورت گیرد، در غیر این صورت ممکن است بیماران روانی از مداخله‌های نادرست و غیراصولی آسیب ببینند. روان‌درمانی‌ها بخش مهمی از خدمات مورد نیاز بیماران روانی هستند و باید صرفاً در قالب یک برنامه جامع درمانی در مراکزی که وزارت بهداشت فعالیت آنها را به رسمیت شناخته و بر عملکرد آنها نظارت دارد، صورت گیرند.

بیمارستان‌های عمومی به کمک روانپزشکی بیایند
از او می‌پرسم با توجه به موضوعی که مطرح کردید، آیا نیاز به گسترش مراکز درمانی روان‌پزشکی احساس می‌شود؟ که او می‌گوید: بهترین شیوه برای توسعه خدمات سلامت روان‌ در کشور این است که تمرکز اصلی بر خدمات غیر بستری باشد. ما با توسعه خدمات سرپایی به شیوه استاندارد، تأسیس مراکز روزانه و تقویت برنامه‌های توانبخشی می‌توانیم نیازمان به افزایش تعداد تخت‌ها را که عملا بسیار پرهزینه‌تر است، کاهش دهیم. البته ما به افزایش تعداد تخت‌های روانپزشکی هم نیاز داریم، اما قسمتی از این نیاز باید از طریق اختصاص تعدادی از تخت‌های بیمارستان‌های عمومی به بیماران روانی تأمین شود. زیرا بسیاری از بیماران روانی به ارزیابی‌های جامع تشخیصی و مراقبت‌های طبیعی هم نیاز دارند که در فضای بیمارستان عمومی با سهولت و کیفیت بهتری فراهم می‌شود.
او تاکید می‌کند که توسعه مراکز تک‌ تخصصی روانپزشکی تنها در صورتی می‌تواند مفید باشد که این مراکز صرفا به عنوان مکان‌هایی برای جداسازی بیماران از اجتماع و کنترل آنها با استفاده از داروهای آرام‌بخش و مهار فیزیکی در نظر گرفته نشوند. بلکه امکانات لازم برای مراقبت همه‌ جانبه از بیماران روانی با استفاده از خدمات روان‌درمانی فردی، گروه‌درمانی، کاردرمانی، تفریح‌درمانی و مددکاری اجتماعی در این مراکز وجود داشته باشد. در هر مرکز روان‌پزشکی باید فضای کافی و نیروهای تخصصی مجرب با کمیت و کیفیت لازم برای ارائه این خدمات وجود داشته باشد. تأمین چنین شرایطی مستلزم یک تغییر نگرش عمده در مسئولین نظام سلامت نسبت به شیوه طراحی مراکز خدمات روان‌پزشکی و اصلاح روش‌های پرداخت حق‌الزحمه به شاغلان بخش سلامت به طور کلی و کارکنان حوزه سلامت روان به طور خاص است تا امکان جذب و فعالیت نیروهای تخصصی کیفی در این مراکز به نحو مطلوب فراهم شود.
دوباره به حیاط بزرگ بیمارستان می‌روم. در گوشه‌ای از حیاط که با نرده‌هایی سبز رنگ و پر از درخت، زنان و مردان از هم جدا شده‌اند؛ یکی از بیماران با دیگری که در آن طرف نرده‌هاست، سخن می‌گوید؛ دلم می‌خواست بدانم چه می‌گویند اما...
در حیاط اینجا زنان و مردان تنها، یا در جمع‌های چند نفره نشسته‌اند، یا ساکتند یا صحبت می‌کنند، اما معلوم است که با دیدن ما خودشان را تکانی می‌دهند و سلام می‌کنند. برخی از مردان جلو می‌آیند و با عکاس همراهم و مدیران بیمارستان دست می‌دهند. بعضی‌ها سیگار می‌کشند و خیره به ما نگاه می‌کنند. اما حالا فکر می‌کنم این آدم‌ها آنگونه که فکر می‌کردم خاکستری نیستند، رنگ دارند، روح دارند؛ روحی به لطافت رنگ صورتی لباس‌هایشان ...
ادامه این گفت‌وگو در روزهای آتی ارسال می‌شود...

گشتی در قدیمی‌ترین بیمارستان روانپزشکی کشور (قسمت دوم)

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «گشتی در قدیمی‌ترین بیمارستان روانپزشکی کشور (قسمت دوم)» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات