شرق نوشت: «دونالد ترامپ» بدترین نماینده از کلان‌شهر نیویورک

شرق نوشت: «دونالد ترامپ» بدترین نماینده از کلان‌شهر نیویورک

شرق/ متن پیش رو در شرق منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.

من نخستین‌بار «دونالد ترامپ» را در اولین سفرم به شهر نیویورک در سال ١٩٨٨ میلادی دیدم. برای یک قهرمان ٢٥ ساله شطرنج شوروی، دیدن سرمایه‌دار پرزرق‌وبرقی چون او به همراه همسرش «ایوانا» جالب بود. آنها در حال قدم‌زدن در هتل «پلازا» بودند که آن زمان به‌تازگی از سوی ترامپ خریداری شده بود. او در آن زمان تجسم توهم من درباره شهرهای بزرگ غربی بود. برای من که درباره آمریکا بسیار خوانده بودم، اما تجربه مواجهه عملی کمی داشتم، ترامپ نماد ثروت و فرصت در غرب سرمایه‌داری بود. در آن زمان فکر می‌کردم ترامپ صاحب پلازاست؛ پلازا نماد نیویورک است و نیویورک هم نماد آمریکا.
امروز نیز که ٣٠ سال از آن روزها می‌گذرد، ترامپ درصدد است تا توهم اسطوره موفقیت آمریکا را به جای واقعیت‌ها به مخاطبانش بفروشد. او با افتخار اعلام کرده نماد «ارزش‌های نیویورکی» است و از این موضوع برای مواجهه با رقیب هم‌حزبی خود «تد کروز» استفاده کرده است. این حرف‌ها وسوسه‌انگیز هستند، اما ما باید با آنها مقابله کنیم. واقعیت آن است که ارزش‌های نیویورکی که ترامپ نماینده آنهاست بدترین نوع از ارزش‌ها هستند. ترامپ نماد بخشی از شهر نیویورک است که ترفندهای کلاهبردارانه پونزی، فروشندگان پل بروکلین، گانگسترهای سرمایه‌داری چون برنی مدوف و جان گوتی را نمایندگی می‌کنند. او نماینده بخش سخت‌کوش و فداکار نیویورک و آمریکا نیست.
ترامپ از ما می‌خواهد باور کنیم می‌توانیم فقط با خرید کتاب او، دنباله‌روی مکتبش باشیم و با رأی‌دادن به شخص او، راهش را دنبال کنیم. او نماینده ارزش‌های جعلی است و از آنها دفاع می‌کند؛ نماینده بدهی به جای پرداخت نقد، تظاهر به جای توجه به محتوا و توجه به زرق‌وبرق‌ها به جای مسائل واقعی. او شاید در تجارت و کسب‌وکار صاحب تجربه باشد، اما برای مدیریت آمریکا نیازی به این تجربه نیست.
طرفداران او با افتخار ترامپ را به ‌عنوان فردی رک‌گو می‌شناسند، واقعیت اما این است که زبان او مبتذل است؛ این یکی از نکات اشتراک او با رئیس‌جمهوری روسیه «ولادیمیر پوتین» است. یکی از عادات اکثر نیویورکی‌ها این است که به شما چیزی را می‌گویند که دقیقا به آن فکر می‌کنید. ترامپ به مردم آن چیزی را می‌گوید که می‌خواهند بشنوند؛ عملی که واشنگتنی‌ها و سیاست‌مدارانش از آن دوری می‌کنند. یکی از مشکلات من این است که چگونه نامزدها از کلمه «ارزش» سوءاستفاده می‌کنند. امروز واژه‌هایی چون آزادی و عدالت به کلیشه‌هایی تبدیل شده‌اند که نامزدها و رأی‌دهندگان آمریکایی از آن استفاده می‌کنند. من قصد دارم به ارزش‌های آمریکایی بدون هیچ‌گونه طعنه‌ای اشاره کنم. هر روز دلیلی می‌بینم که از «رونالد ریگان» و نسل‌های آمریکایی که برای آزادی و رهایی ما از دیوار آهنین شوروی تلاش کردند و جان باختند، قدردانی کنم. امروز ٢٥ سال از سقوط اتحاد جماهیر شوروی می‌گذرد. ارزش‌های آمریکایی که در جنگ سرد برنده بودند یک نوستالژی قلمداد می‌شوند. آرمان‌هایی چون آزادی فردی، ریسک‌پذیری، رقابت و فداکاری اکنون جای خود را به ارزش‌های جعل‌شده خشنودی، نسبی‌گرایی اخلاقی و احساس امنیت کاذب داده‌اند.
ریگان یک فانوس دریایی درخشان برای ما و مردمانی بود که در جهان غیرآزاد زندگی می‌کردیم. او اتحاد جماهیر شوروی را با امتیازندادن به «میخائیل گورباچف» به زیر کشید. ترامپ خود را با گورباچف مقایسه می‌کند، درحالی‌که از پوتین نیز ستایش می‌کند و رهبران دیکتاتوری خشن کمونیستی چین را نیز تحسین می‌کند. او خاورمیانه و اسرائیل را رها کرده و خواستار دوری آمریکا از ناتو و پیمان منع گسترش تسلیحات هسته‌ای است. درحالی‌که آمریکا نیازمند رهبری است که اعتمادبه‌نفس را در متحدانش ایجاد کند و هراس را به دل دشمنانش بیندازد، اما ترامپ دقیقا راهی را می‌رود که عکس این موضوع تحقق می‌یابد.
اما من جاذبه‌های ترامپ برای مردم را درک می‌کنم. هفت سال از ریاست‌جمهوری «باراک اوباما» گذشته و سرخوردگی و سردرگمی میان بسیاری از آمریکایی‌ها ایجاد شده است. اکنون ترامپ به ‌عنوان ستاره‌ شوهای تلویزیونی این وعده را داده که باعث ایجاد تغییر خوشایند در جامعه خواهد شد. این خشم غیرمتمرکز سبب شده برخی به راه‌حلی ساده و نتایجی تخیلی روی آورند. این مسیر رو به سوی اقتدارگرایی به‌شدت ناآگاهانه‌ای خواهد داشت که ترامپ نماینده آن است. «برنی سندرز» نیز همان نت را منتها در شکلی سوسیالیستی می‌نوازد. از طرفداران سندرز عذرخواهی می‌کنم، اما باور دارم سرمایه‌داری با تمام شکست‌هایش هنوز هم بدیل بهتری در برابر سوسیالیسم است.
شاید یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های نشان‌دهنده ارزش‌های نیویورکی موضوع مهاجرت باشد. در‌های نیویورک همواره به روی جهان باز بوده است. آنان از ورود افراد غریبه به جامعه‌شان هیچ‌گاه هراسی نداشته‌اند. مردم این شهر نیازی به شنیدن تملق درباره وفاداری ندارند. اکنون که من در نیویورک زندگی می‌کنم، نیازی نیست شما به اظهارات گذشته من استناد کنید تا متوجه شوید چه اندازه ایالات متحده آمریکا و ارزش‌های آن را تحسین می‌کنم.
در سال ١٩٨٩ میلادی من در مصاحبه‌ای گفتم آمریکایی‌ها بسیار نزدیک به طبیعت و ماهیت واقعی انسان هستند و به‌سختی کار می‌کنند تا برنده شوند. این در آمریکا امری پذیرفته‌شده و طبیعی است که برای دریافت پاداش باید سخت‌کوش بود؛ امری که در اتحاد جماهیر شوروی کمونیست وجود نداشت و همه چیز عقب‌مانده باقی مانده بود، مانند خانه‌ای از آینه‌ها. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ١٩٩١ آینه‌ها را در هم شکست؛ یک‌بار برای همیشه و برای همه. به دلیل تحقق‌یافتن این تغییر تاریخی هیچ‌کس نمی‌توانست شادتر از من باشد. اما این موضوع پیامدهای طولانی‌مدتی برای آمریکا داشت.
مردم عادی هم خواستار کاهش مالیات هستند، هم خدمات بیشتر می‌خواهند و هم دولتی که تضمین‌کننده همه این موارد باشد. جهانی‌شدن و اینترنت، سبب گشودن درهای جهان به روی بازار تجاری و مالی آمریکا شد، اما سرمایه‌ها و فرصت‌های شغلی اغلب به بیرون از کشور سوق پیدا کردند و افزایش نابرابری و دستمزدها مشاهده شد. واقعیت آن است که مشکلات سرمایه‌داری از طریق سرمایه‌داری بیشتر حل می‌شوند، از طریق مقررات‌زدایی بیشتر، ریسک‌پذیری بیشتر، سرمایه‌گذاری بیشتر و ابتکار عمل بیشتر.
اما واقعیت آن است که ایالات متحده و گل سرسبد آن نیویورک تا حد زیادی جهت عکس را پیموده است. رونق سرمایه در جریان است، درحالی‌که رکود در حوزه اشتغال دیده می‌شود. بوروکراسی پروار شده و کارآفرینان به مرز خفگی رسیده‌اند. اکنون به مرحله‌ای رسیده‌ایم که نمود عینی ابتکار عمل آمریکایی از فرود بر سیاره ماه به ساختن مدل بزرگ‌تر و کوچک‌تر گوشی آیفون رسیده است. دراین‌میان، ترامپ نماینده ارزش‌های جعلی و وعده‌های دروغین و تفرقه‌افکنانه است. او به مهاجران حمله می‌کند؛ درحالی‌که واقعیت آن است که نیویورک و آمریکای بزرگ را همین مهاجران ساختند. او از پوتین و افراد دیگری تقلید می‌کند که تهدید اصلی علیه آمریکا هستند و خطرناک‌ترین نوع تبلیغات فاشیستی را بیان می‌کنند.
او به نیویورکی‌ها می‌گوید پس از ١١ سپتامبر باید از همه‌چیز بترسیم و به همه‌چیز بدبین باشیم. من به خیر و شر باور دارم. من باور دارم که ارزش‌های جهان آزاد تحت هجمه گسترده‌ای قرار دارند و ما باید از آن دفاع کنیم. بااین‌حال، بزرگ‌ترین تهدید از جانب سودجویانی است که از حس ترس، جهل و نفرت‌پراکنی سود می‌برند؛ کسانی چون ترامپ.
او معتقد است حقوق و آرمان‌های تصریح‌شده در قانون اساسی آمریکا تاریخ مصرف دارند. او به ما می‌گوید زمان آزمودن آزادی آمریکایی و همه‌شمول بودن آن به پایان رسیده است. اکنون نیویورکی‌ها باید به او نشان دهند در هر دو مورد سخت در اشتباه است و با او هم‌نظر نیستند.


[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «شرق نوشت: «دونالد ترامپ» بدترین نماینده از کلان‌شهر نیویورک» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات