ضمن تبریک فرا رسیدن سال نو خورشیدی به تمامی هموطنان عزیز، به اطلاع می رسانیم فعالیت این وب سایت با آغاز سال جدید متوقف خواهد شد. از همراهیتان در این مدت از سپاسگزاریم.

قند پارسی باغدار زبل

قند پارسی/ باغدار زبل

آخرین خبر/ مردی به باغی رفته بود و بر سر درختی نشسته بود و زرد آلو می چید و می خورد. ناگهان مرد باغدار از راه رسید و فریاد زد «از خدا نمی ترسی که میوه های باغ را می خوری؟» آن مرد همان گونه که زردآلو می خورد، گفت: «برای چه بترسم؟ این درخت از آن خداست و من هم بنده خدا، پس از آن می خورم.» باغدار به سرعت ریسمانی آورد و مرد را به درخت بست. سپس چوب زدن را آغاز کرد. مرد زیر ضربه های چوب فریادش بلند شد که: «ای مرد! از خدا نمی ترسی؟» باغدار گفت: برای چه بترسم؟ تو بنده خدایی و این هم چوب خداست و من هم با این چوب خدا، بنده خدا را میزنم.»


برگرفته از «قصه های شیرین"فیه مافیه مولوی"»



[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabarkhan0511@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات




جدیدترین اخبار منتشر شده

X