گفت‌وگو با دکتر غلاعلی حدادعادل درباره کتاب خاطرات اسدالله علم- قسمت دوم

گفت‌وگو با دکتر غلاعلی حدادعادل درباره کتاب خاطرات اسدالله علم- قسمت دوم

آخرین خبر/  نکته دیگری که وجود دارد این است که رعایت اخلاق در سطوح مدیریتی کلان و خرد کشور، کاملاً فردمحور است؛ یعنی اگر کسی خودش ملتزم بود، رعایت می کند و اگر هم کسی نیازی برای رعایت اخلاق نبیند، اخلاقی رفتار نمی کند. آیا نظام سیاسی کشور می‌تواند اخلاق‌محوری را نهادینه کند؟

اگر خود نظام نتواند این کار را انجام دهد، دیگر از کجا می¬شود این انتظار را داشت؟! خارجی که نمی¬آید برای ما نرم افزار تهیه بکند تا ما با کمک آن مسئولان پاک و درست را انتخاب بکنیم. این نظام برخاسته از یک انقلاب اسلامی است که رهبری مثل امام(ره) داشته که استاد اخلاق بوده و ملت قبل از اینکه او را یک رهبر سیاسی بشناسند، به او به عنوان پیشوای معنوی و اخلاقی می¬نگریستند و درست به همین دلیل به او اعتماد کرده اند. این نظام حتماً باید برای انتخاب مسئولان پاک و پاک-دست سازوکار داشته باشد. در همه این سال ها، اصطلاح «شایسته‌سالاری» خیلی به کار رفته است.
بنده معتقدم که بدنه نظام از اول انقلاب تا به امروز در همه دولت ها عموماً سالم بوده است؛ یعنی در بالاترین سطوح مثلاً در سطح وزیران و مقامات عالی اجرایی. من امروز با گذشت سی و شش یا هفت سال از پیروزی انقلاب اسلامی جز در مواردی معدود، کسی را در این سطح نمی شناسم که بتوانم با اطمینان حکم کنم که خدای ناکرده دزدی کرده یا اختلاس کرده است. ممکن است در یک جاهایی غفلت هایی کرده باشند که اگر نمی کردند بهتر بود ولی ما نمی توانیم بگوییم که در آن سطوح در جمهوری اسلامی افراد فاسدی بر سرکار بودند. حالا هر دولتی بوده ولو اینکه بنده مشی سیاسی و فکری آن دولت را می پسندیدم یا نمی پسندیدم ولی بدنه نظام و به قول رهبری قواره نظام، قواره فاسدی نبوده است.
* ولی چرا در سطوح مختلف فساد دیده شده و می‌شود؟
یک علتش این است که ما به جای شایسته سالاری به حاکمیت قومی و قبیله ای گرایش داریم. این باعث می شود که شایسته سالاری آن طور که باید محقق نشود؛ یعنی جناح پیروز در انتخابات، بلافاصله تصمیم می گیرد تمام افراد وابسته به جناح خود را سر کار بیاورد. در این جور عزل و نصب های اتوبوسی که با اتوبوس بیاورند و با اتوبوس ببرند، فساد پیدا می شود. مثلاً کسی رئیس جمهور می شود و بنا را بر این می گذارد که تمام کسانی که در ستادهای انتخاباتی به او کمک کرده اند، باید مسئول بشوند. این فکر غلطی است. از کجا معلوم کسانی که در ستادهای انتخاباتی کمک کردند، لایق تر از کسانی باشند که قبلاً سر کار بودند؟ ولی این دیده می شود.
گاهی اوقات نیز برخی با وقاحت اعلام می کنند که بله، اینها در ستاد انتخاباتی فعال بودند و ما نمی توانیم اینها را نادیده بگیریم و بنابراین عده ای را که سالم هستند و تخصص، تعهد و تجربه دارند و دارند کارشان را انجام می دهند، بی جهت عزل می کنند تا آن عده را سر کار بیاورند. افراد فرصت طلب و بی تقوا این جابه جایی ها را نردبان ترقی برای خود تلقی می کنند و بعد که سر کار می آیند به جای خدمت ممکن است آلودگی ایجاد بکنند. این یک علتش است. البته این تنها علت فساد نیست؛ تصمیم گیری ذهای شتاب زده، قوانین ناکافی، فقدان نظارت های لازم و خیلی چیزهای دیگر زمینه را برای فساد باز می-کند.
البته یک بستر مهم فساد مالی نیز، تصدی گری بیش از حد دولت¬ها است. اگر دولت ها مطابق آن تفسیری که رهبری از ذیل اصل 44 قانون اساسی کرده اند، تصدی گری را به حداقل برسانند؛ آلودگی مسئولان به امور مالی کمتر می شود و بخش خصوصی هم مراقبت و نظارت بیشتری نسبت به سالم بودن خود خواهد
داشت. برای اینکه اگر نداشته باشد، باید تاوانش را پس بدهد. در همه جای دنیا گفته می شود که دولت تاجر خوبی نیست. هیچ دولتی تاجر خوبی نیست؛ برای اینکه کارمند نه انگیزه ای برای کار دارد و نه انگیزه برای نظارت. بنابراین تصدی گری بیش از حد، زمینه آلودگی مالی را فراهم می کند و آن عزل و نصب های قبیله ای هم مزید بر علت می شود. اینها آن جهاتی است که باید مراقبت بشود.
* یکی دیگر از مسائل مربوط به رژیم گذشته که در کتاب‌های خاطرات آن زمان به‌وفور به چشم می‌خورد، استبداد رأی شاه است اما بعد از انقلاب می‌بینیم که ارتباط بین مردم و حاکمیت وثیق است. شما دلیل این امر را چه می‌دانید؟
نظام جمهوری اسلامی با اراده مردمی به وجود آمد که شعار کلیدی و اصلی شان «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود. مردم می دیدند که حکومت های فاسد و مستبد به این دلیل دوام پیدا می کنند که یا به دست خارجی ها به وجود می آیند یا خارجی ها از آنها پشتیبانی می کنند. چون خارجی ها دخالت می کنند حکومت ها به جای تکیه بر مردم به آنها تکیه دارند و از فساد خودشان نیز باکی ندارند. این وضعی بود که در دوران پهلوی وجود داشت. حالا هم در بعضی از کشورهای منطقه دیده می شود. حکومت هایی فاسد، عیاش و مستبد که آمریکا از آنها پشتیبانی می کند و اینها هم بر سر کار هستند. اینها باعث شد که حرف اول مردم در انقلاب استقلال باشد. حرف دوم نیز، آزادی بود که این آزادی در واقع استبداد را نفی می-کرد. شما در همین «خاطرات علم» می بینید که شاه شخصاً درباره همه چیز تصمیم می گرفت. یکی از طاغوتی ها در خاطرات خودش نوشته که اگر مدیرکل کشاورزی استان کرمان می خواست به مرخصی برود، باید شاه موافقت می کرد و در قضیه نفت نیز می بینیم که شاه حتی اجازه نمی دهد که مجلس کمترین دخالتی در تصمیم گیری ها داشته باشد. وقتی علم قراردادی را می خواهد
به موافقت مجلس مشروط بکند، شاه به او تشر می زند و اجازه نمی دهد؛ یعنی یک نفر در کشور تصمیم می¬گرفته است.
ملت ما در انقلاب اسلامی با تجربه  خود از زمان مشروطه تا انقلاب علاقه داشت که در قانون اساسی تفکیک قوا جدی باشد و در کنار قوه مجریه، به¬ویژه قوه مقننه قدرت داشته باشد. این اختیارات وسیع و قدرتی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به مجلس داده شده ناشی از تجربه تلخی است که از استبداد قبل از انقلاب مشاهده شده است. اگر دقت کرده باشید امام(ره) هیچ وقت اصل وجود مجلس را در نظام قبلی زیر سئوال نبردند. امام(ره) چهار سال قبل از پیروزی انقلاب مشروطه به دنیا آمده بودند و دوران آغاز مشروطیت با جوانی ایشان مقارن بود. ایشان به خاطر علاقه سیاسی و بینش سیاسی خود، از قم به تهران می آمدند و برای مشاهده اوضاع مجلس و موضع گیری های افرادی چون مدرس به مجلس می رفتند. ایشان قبول داشتند که با انتخابات فرمایشی اشخاص نالایق و ناصالح به مجالس راه پیدا کردند و به همین دلیل به مظروف انتقاد داشتند اما ظرف را لازم می دانستند و هیچ¬وقت موضوعیت ظرف و اهمیت مجلس را انکار نکردند.
در قانون اساسی هم اختیارات زیادی داده شده و خود قوه قضائیه هم از دخالت دو قوه دیگر مصون نگه داشته شده است. همچنین در قانون اساسی اختیار تعیین رئیس قوه را به ولی فقیه سپرده اند؛ چون فرض بر این بوده که آن صلاحیت-های معنوی و اخلاقی بیش از همه در رأس نظام که ولی فقیه باشد یافت می شود که تجربه سه الی چهار دهه اخیر صحت آن را به اثبات رسانده است. بنابراین با چنین تدابیری سعی شده که از بروز استبداد جلوگیری بشود.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «گفت‌وگو با دکتر غلاعلی حدادعادل درباره کتاب خاطرات اسدالله علم- قسمت دوم » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات