گزارشی ازنشست بررسی سیره عملی امام سجاد (ع)

مجتمع فرهنگی و تفریحی طلائیه تهران در روزمیلادامام سجاد (ع) و به دعوت بنیاد فقه و معارف اهل البیت(ع) در قالب برگزاري برنامه ای با عنوان " نشست علمی بررسی سیره عملی امام سجاد(ع)" میزبان علاقه مندان به موضوعات امام شناسی و شیعه پژوهی بود.دراین نشست علاوه بربحث و گفتگو پیرامون سیره عملی امام چهارم(ع)،از کتاب "سر مکنون" اثرسیدمحمدباقرهاشمی شاهرودی نیز رونمایی شد.آنچه می خوانید گزارشی است از این نشست.

 
صدرا صدوقی

حجت الاسلام و المسلمین دکتر بیاتی رییس دانشگاه عدالت اولین سخنران این نشست بود.او در ابتدای سخنان خود گفت :موضوع نشست ما چنانکه مستحضرید تحلیلی بر سیره عملی امام سجاد(ع) است .در این امر مادرحقیقت وامدار مکتب شهید بزرگوار، شهید صدر رضوان الله علیه ایم . شهید صدر در تبیین ماهیت انسان نقدی دارد بر دیدگاه مشهور اهل معقول و فلاسفه،که انسان را به حیوان ناطق تعبیر می کنند ووجه فاصل انسان از موجودات دیگر را قدرت عاقله و نطق انسان میدانند. از دیدگاه ایشان این تعریف، تعریف ناتمامی است زیرا در اقسام دیگری از کائنات و موجودات نیز، ما مرتبه ای از قدرت استدلال و تعقل را شاهدیم.

او ادامه داد: استدلال و تعقل برخلاف آنچه که مشهور اهل منطق و  فلسفه است اختصاص به انسان ندارد. به تعبیر این بزرگوار شما می بینید که زنبور عسل، مورچه و دیگر حیوانات به اندازه خودشان آنقدر قدرت برای فکر کردن دارند که خانه بسازند، کندو بسازند و ذخیره ای داشته باشند. این  کارها آثار قدرت فکر است و آثار عقل است، آثار اندیشیدن است، یا به تعبیر بعضی از بزرگان، قرآن کریم در نقل داستان حضرت سلیمان ، نمل ، استدلال می کند و صغری و کبری منطقی چیده است. قرآن هم کتاب ادبی و دارای اغراق و نوعی قصه تعریف کردن نیست، کتاب هدایت است .بنابراین فصل تمایز انسان از موجودات دیگر به تعبیر سید شهید رضوان الله علیه ، صرفا قدرت تعقل و تفکر نیست، بلکه آن چیزی که انسان را از موجودات دیگر جدا می کند ترکیب عقل و عاطفه یا عقل و احساس است که در انسان این ترکیب وجود دارد و این درواقع یک نوع فصل مرکبی است که انسان را از بقیه موجودات جدا کرده است.

وی افزود: موجودات دیگر هم احساس و عاطفه  دارند، حیوانات هم بچه هایشان را دوست دارند؛ اما ترکیب عقل و عاطفه به این شکلی که در انسان است، این است که انسان را از سایر موجودات جدا کرده است. انسان بیشتر از اینکه عقلی باشد حسی است. این ویژگی تک تک ابناء بشر است و راز ماندگاری انبیا نسبت به فلاسفه همین است .فلاسفه در طول تاریخ حرفهای مهمی زده اندو میخ های تفکر بشری را به اصطلاح در زمین کوفته اند ، آیاشما سراغ دارید ازمیان کسانی که عشق می ورزند به فلاسفه بزرگ ، که مثلا روز نکوداشت ارسطو یا ابن سینا یا سهروردی و امثال اینها دور هم جمع بشوند، روز فوت اینها دور هم گریه کنند و مراسمی بگیرند؟ نه! هیچ پیوند روحی و عاطفی و احساسی، فلاسفه نمی توانند با مخاطبین خودشان برقرار کنند .اگرچه عقلها را بارور میکنند وپرورش می دهند ولی آنچه که سبب می شود ابناءبشر نتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند و آنها نتوانند هدایتگر نوع بشر باشند ،این است که انبیا الهی و اولیاء خصوصا ائمه (ع) دلها را تسخیر می کنند.

بیاتی ادامه داد: انسان موجود حسی است .شما باید درمقابل موجود حسی یک الگوی حسی و معجزه یا به تعبیر قرآن کریم یک اسوه قرار بدهید. مشرکین و کفار به پیامبر اعتراض می کردند که اگر خداوند قرار بود پیامبری بفرستد چرا از ملائکه نفرستاد؟ تو هم مثل ما هستی. تو هم آدم هستی ،بشر هستی ، خدای متعال آنجا میفرماید به آنها بگو اگر قرار بود از ملائکه، خداوند رسولی به سوی شما ارسال میکرد،باز این رسول را به شکل انسان درمی آورد و به سوی شما گسیل می داد. یعنی اینکه این کافی نیست که انسان فقط حرف بشنود و استدلال در گوشش برود و با صغری و کبری هدایت بشود، نمیشود، انسان باید الگو ببیند، الگوی عینی و عملی در مقابلش باشد تا بتواند مسیر هدایت را طی کند.

گزارشی ازنشست بررسی سیره عملی امام سجاد (ع)

رییس دانشگاه عدالت در ادامه اضافه کرد: اینکه اینقدر در مواضع مختلف از فقه تاکید شده به تاسی ودر نهاد سنت هم البته مصادیقی دارد ، بعضی وقتها بعضی از ظاهربینان می گویند این چیست که در فقه گفته شده که مستحب است حاکم مسلمین وقتی به جهاد میرود لشگر را به سه قسمت تقسیم کند. سمت چپ و راست ووسط. فقها گفتند :تاسی، چون پیامبر اینگونه تقسیم میکردند. بعضی ها اینجا انتقاد می کنند که این ظاهر بینی است، این چیزها که امور عادی است و(درآن) تاسی معنا ندارد. دکتربیاتی افزود :بنابراین اهمیت مطالعه در سیره عملی از اینجا آشکار میشود که هدایت به جز با اقتدا به قوه صادقه و شهود، تحقق پیدا نمیکند .او با اشاره به بیانات آیت الله العظمی هاشمی شاهرودی افزود: من خاطرم است که حضرت ایت الله العظمی هاشمی شاهرودی  تاکید می فرمودند ما باید رویکردمان را در مطالعات تاریخ اسلام  تغییر بدهیم و از اینکه صرفا تاریخ اسلام می تواند بیان سلسله وار حوادثی که اتفاق افتاده است باشد، به این سمت برویم که حوادث را تحلیل کنیم و به دنبال چرایی حوادث  باشیم با محوریت معصومین (ع)، یعنی تاریخ اسلام و تاریخ نگاری ما باید امام محور و معصوم محور باشد.

رییس دانشگاه عدالت با تقدیر ازسید محمدباقر هاشمی شاهرودی مولف کتاب سرمکنون(حاوی بررسی سیره امام سجادعلیه السلام) گفت: آقای شاهرودی اقدام مهمی را در تبیین سیره علمی امام سجاد (ع)انجام داده اند و امیدواریم در آینده سیره سایر معصومین (ع) را نیز تبیین و تفسیر نمایند.

اخلاق،دعا و اتصال به خدا

حجت الاسلام والمسلمین گلی دومین سخنران این نشست بود که به ایراد سخن پرداخت .او در ابتدای سخنان خود اظهار داشت :  در زندگی امام سجاد چیزی که تجلی می کند و متبلور از رفتاروگفتار ایشان است ، اخلاق ،دعا و اتصال به خدا و به سوی خدا توجه کردن، به گونه ای که جامعه را (بتوان )بر اساس این زیرساخت هدایت کرد، است .

وی افزود: در بدو توجه، خیال می کنیم که دعا کارکردش شخصی و فردی است ،درحالیکه در منش امام سجاد و حرکت ایشان و مدیریت جامعه ای که او بر عهده گرفته بود در عصر  وزمان خودش ،دعا،  تجلی دیگری دارد. چطور شده است در زندگی امام سجاد ارتباط با خدا و پیوند با خدا خیلی پررنگ شده است. شما صحیفه سجادیه را در کلمات امام سجاد می بینید. اگر بخواهید امام سجاد را به عنوان یک امام جامعه شناس که همه چالش های اجتماعی زمان را مدیریت کرده است و شناسایی نموده است معرفی کنید، تصور بنده این است که صحیفه کتاب جامعی است .حجت الاسلام گلی گفت: امام سجاد بعد از عصر بسیار خطرناک و خفقانی که جامعه آن زمان به آن مبتلا بود، بایستی جامعه را به یک مسیر صحیح هدایت کند.

او ادامه داد: درحقیقت کار امام معصوم این است که  تفکرات و باورها را به گونه ای تسخیر کند تا اصلاح  باورها در تامین سلامت جامعه و بهداشت جامعه تاثیرگذار باشد.لذاامام نمی تواند امام باشد مگر اینکه بتواند چالش ها و آسیب های جامعه را شناسایی کند و مواد لازم را برای از بین بردن کل محدوده اقدامات دشمن تزریق کند و فکرها را تغییر دهد.

او اظهارداشت: به عقیده ما ،جامعه و محیط از چند عنصر اصلی تشکیل میشود که این چند عنصر میتواند در تشکیل یک جامعه بیمار یا سالم تاثیرگذار باشد. اول افراد جامعه ،دیگری فضای جامعه و باورهای موجود ،امام سجاد در تشخیص محیطی که صاحب چالش شد با ملاحظه ظرفیت ها  و شناسایی آنها، به طور دقیق آمده است ،آفت و آسیب را کاملا شناسایی کرده است و آن آسیب این بود که جامعه بعد از پیغمبر در یک سراشیبی سنگین انحراف قرار گرفت و نتوانسته اند خدا و مدیریت خدا را در زندگی تعریف کنند .یعنی به طور کلی پیکره جامعه از یک از حقیقتی که همه حقایق به آن معنا خواهد شد منقطع گردید.لذاوقتی مدیریت فکری مردم به شکل دقیق شناسایی شد ، امام سجاد (ع) با یک اقدام بسیار ماهرانه با کلمات گوناگون  وبا ادبیات دقیق ، زندگی مردم را با نگاه به خدا تعریف کرد .

استاد حوزه علمیه قم درادامه سخنان خود گفت: امام در اوایل حرکت خودش متد صحیح زندگی وجامعه سالم را تبیین کرد. اما آرام آرام توانست مشکلات جامعه بیمار را نشان بدهد و راه حل آنرا عملی نماید واین طریق عملکرد امام (ع) حاکی از اسوه بودن این شخصیت بزرگ است.اودرپایان اضافه کرد: دایره مدیریت امام سجاد برای تنظیم یک نظام موفق دینی بر مدار تبیین دعا و نقش دعا در زندگی کاملا قابل تحسین است واین حرکت ، یک حرکت کاملا سنجیده و حساب شده بود.

امام سجاد (ع) و سرمکنون

سید محمد باقرهاشمی شاهرودی مولف کتاب سرمکنون دیگر سخنران این نشست بود.

او گفت :سخن ما درباره تحلیل سیره عملی امام سجاد است ،لذا می خواهیم تحلیل کنیم .او افزود: ما بایددر تمام زندگیمان تابع کلمات ،رفتار ،حرکات و بیانات معصومین باشیم وعمل و سخنانمان باید مستند به حرف  وعمل اهل بیت(ع) باشد.

وی اضافه کرد: اگرچه طرق الی الله متعددند اما صراط حمید یک صراط است . اودرادامه گفت: ضروری است که ما در تمام زندگیمان تابع کلمات، رفتار ،حرکات و بیانات معصومین باشیم چون اینان اسوه حسنه اندو هر کاری که می خواهیم انجام بدهیم باید مستند به سخنان اهل بیت یا عملکرد آنان  باشد.وی افزود: برای اینکه ما بتوانیم زندگی امام سجاد را تحلیل کنیم باید ابتدا بفهمیم که برایشان چه گذشته است ،مثلا در کربلا سن امام مشخص نبود. درحالیکه امام کلا 23 سالشان بود یا حضرت علی اکبر 27 سالشان بود حال چرا امام سجاد را بعضی ها تخمین زدند 14 سالشان  بوده است ؟ چرا ابا عبدالله الحسین میفرمایند خدا هر پسری به من بدهد اسم او را علی میگذارم؟ یعنی بقیه اهل بیت امیرالمومنین را دوست نداشتند که اسم بچه هایشان را علی نگذاشتند؟ فقط امام حسین دوست داشته اند؟ چرا اهل بیت از امام سجاد کم می گفتند ولی از حضرت علی اکبر زیاد مطلب بود؟ برخی می گفتند علی اکبر(ع)ممکن بودامام بعدی باشد،درحالیکه این گونه نیست از ابتدا علی بن حسین ،امام سجاد بوده است و امام چهارم امام سجاد بوده است .

هاشمی شاهرودی ادامه داد:  چرا در کربلا حضرت علی اکبر را اربا اربا کردند؟ میگویند شاید چون نام علی (ع)را داشت وبه خاطر بغض امیرالمومنین این کارراکردند، اما یک دلیل هم این بود که میخواستند ریشه امامت را از جا بکنند و فکر میکردند امام بعدی حضرت علی اکبر است.مولف کتاب سرمکنون در ادامه گفت: ما از همه حرکات اهل بیت باید درس باید بگیریم و برای اینکه بتوانیم به سوالات و ابهامات پیرامون اهل البیت پاسخ دهیم،باید شرایط زمان امام(ع) رادرک کنیم .هاشمی شاهرودی در تحلیل شخصیت امام چهارم(ع) اظهار داشت : بعضی ها می گویند امام گوشه نشین شدند و فقط رو به دعا آوردند. درصورتی که سخت ترین زمان اهل بیت، زمان امام سجاد (ع )بوده است .جو خفقان  حاکم بود، حادثه کربلا راه افتاده بود وخیلی ها شهید شده بودند ،وضعیت اقتصادی و اجتماعی اهل بیت در نازلترین وضعیت بود، فشارهای بنی امیه بسیار زیاد بود ،اجازه ارتباط با بزرگان داده نمی شد و در این شرایط امام (ع)حرکتش را مخفیانه رهبری می کرد.او اضافه کرد: حضرت زینب (س) چند ماه بعد از اینکه از اسارت برگشتند ،تبعید شدند و امام(ع) تنها شد، بزرگان بنی هاشم  هم کشته شده بودند و جامعه به یک سمتی می رفت که نظام مردم به هم ریخته بود.

مولف کتاب سرمکنون درتوضیح نگاه خوددر این کتاب اظهارداشت:  نگاهی که در این کتاب لحاظ شده است ،این است که امام روی می آورند به سمت دعا ، اما در قالب دعا چه کار میکنند؟ ارتباط با خدا!، ازسوی دیگر تمام نظامهای اقتصادی اجتماعی سیاسی فرهنگی را تبیین می کند.اینهاهمه برای ما به عنوان الگو واسوه باید مورد توجه باشد. وی در توضیح عملکرد امام سجاد گفت :امام نمیآید پول رامستقیم به دست مردم بدهد،اما برای مردم خانه می سازد ،شهرک سازی می کندو این برای امروزماهم به مثابه درس است .هاشمی شاهرودی اضافه کرد: امام از کجا شروع می کند؟ حرکتش را از گزینش غلامان آغاز می کند، در روایات آمده است که امام چیزی حدود هزار نفرازغلامان را خرید و تربیت کرد و آزاد کرد،البته معیار امام این بود که هر غلامی را انتخاب نمی کرد ،هر غلامی را نمی خرید، غلامی که فراست و هوش و ذکاوت داشت ، بنیه ای داشت ،اینها را انتخاب می کرد، الان ما گزینش هایمان به چه شکل است، ان شاءالله که خوب باشد ، نکته اساسی این است که امام نحوه عملکرد را به ما یاد می دهد.


صحیفه ،کتابی برای انسان سازی و تمدن سازی

حجت الاسلام والمسلمین ضیایی استاد حوزه و دانشگاه سومین سخنران این نشست بود که به ایراد سخن پرداخت.او در ابتدای سخنان خود گفت:اگر محاسن و زیبایی هایی که در سیره معصومین است روشن وتبیین بشود و ترویج گردد (این ها) خیلی میتوانند راهگشا باشند، لذا باید به دنبال این محاسن و  زیبایی هابود و سبک زندگی ای را باید دنبال کرد این زیبایی ها و محاسن درآن وجود داشته باشد.

 او اضافه کرد: خط تمایز اهل بیت و غیر اهل بیت این است که دیگران در تنوعات به سر می برند، امااهل بیت در تحرک اند و انسانها را به حرکت وا می دارند. بزرگان می گویند که تنوع این است که روی یک پله چند جور بایستید، تحرک این است که این گامها و این پله ها را یکی پس از دیگری طی کنیم  وسیر کنیم وصعود کنیم و بالا برویم.او اظهارداشت :باید توجه داشت که طبق آیات قرآن رنگی زیباتر از رنگ خدا نیست ،ربط این مسئله به  امام سجاد این است که (امام) در محراب عبادت ایستاد، زین العابدین(ع) در ادعیه ، سیره ، جهاد، در اشک و در روضه خواندنش رنگ زیبای خدا را نشان داد.

اودربیان مقام امام چهارم گفت :امام سجاد بین عادبدین، زین العابدین خطاب شد ،لذا وقتی به سیره امام می پردازیم باید به این نکته خیلی توجه داشته باشیم.حجت الاسلام ضیایی بااشاره به محتوای کتاب سرمکنون گفت :وقتی من این کتاب را تورق کردم متوجه شدم که سوالات جدی درآن طرح شده است و جادارد به این سوالات توجه جدی شود.او در پایان تاکید کرد:صحیفه سجادیه انسان ساز ، تمدن ساز و جامعه ساز است.

متن مقدس و تحلیل روانشناختی انسان

نصرت الله تابش مدیرمسوول و سردبیر ماهنامه فیلم نگار به عنوان دیگر سخنران این جلسه به ایراد سخن پرداخت وگفت:یکی از موضوعاتی که میخواهم به آن اشاره کنم بحث مسئله نسبت اسلام و هنر است معطوف به روایات و حتی بخشی از صحیفه سجادیه. یک بخشی از عرایضم هم معطوف است به این مسئله که آیا متون مقدس ما ظرفیت تحلیل روانشناختی انسان را دارند یا نه ،چون واقعیت این است که روانشناسی موجود مبتنی بر روش تجربی است ،در حالیکه متون مقدس ما تجربه پذیر به این معنا نیستند ،یعنی آنها حق مطلق اند و تجربه اگر بخواهد آنها را مورد سنجش قرار بدهد، عناصر متفاوتی  از معیارهای که لازم است که(به وسیله آن) حقیقت کشف بشود، در اختیار روش تجربی وجود ندارد.

تابش درادامه گفت: عده ای هم قائلند که اسلام چیزی به نام روانشناسی ندارد و این هم البته ادعای بسیار بزرگی است ،چون کسی که این حرف را میزند غیر از اینکه باید به علم روانشناسی مسلط باشد، قائدتا باید یک نگاه جامع و تسلطی جامع بر تمامی متون مقدس داشته باشد ،کسی که بر متون مقدس تسلط ندارد نمی تواند بگوید که متن مقدس چیزی را دارد یا فاقد آن است.

سردبیرماهنامه فیلم نگار اضافه کرد:یک بخشی از این بحث هم به کلام دینی مربوط می شود. پس ماشاهد مثلثی هستیم از کلام دینی از علم روانشناسی و مسئله هنر، که(اینها) در یک جایی با هم پیوند می خورند.

او درادامه اظهار داشت :اگر ما انسان را ترکیبی از معرفت، احساس و عمل بدانیم ، اگر چنین فرضی داشته باشیم، قاعدتا دین باید بتواند پاسخگوی پرسشهای ذهنی، پاسخگوی گرایش های عاطفی و زمینه ساز توانایی های عملی بشر باشد. یعنی ما زمانی می توانیم از جامعیت دین دفاع بکنیم که دین از طریق صرفا متن مقدسش و نه با وام گیری از علم و فلسفه و عرفان غیر اسلامی و حتی علم و فلسفه و عرفان مسلمین ،صرفا مبتی بر متون دست اول، مثل قرآن و روایات و نهج البلاغه و صحیفه، بتواند به پرسشهای عرصه های مختلف علوم جواب بدهد .تابش افزود:یعنی مثلا اگر ما پرسش های روانشناختی داشته باشیم، باید بتوانیم از طریق دین به آنهاجواب بدهیم. یعنی باید به پرسش هایی که در عرصه های مختلف وجود دارند (این پرسش ها را)به متن مقدس ارجاع دهیم و پاسخش را از متن قدس بگیریم، پس بنابراین متون مقدس ما هم باید بتوانند ذهنیت ما را به گونه ای تربیت کنندکه در مقابل شبهات بایستد ،نه فقط منفعل باشد در مقابل شبهات، نه اینکه ما بنشینیم شبهات طرح بشود وما به آنها پاسخ بدهیم از طریق متن مقدس ،بلکه کلام دینی ما آنچنان باید مسلط باشد که پرسش های مقدری که در آینده ممکن است پیش بیاید رانیز پیش بینی کند و یک کلام مهاجمی را طراحی بکند که بتواند برای آینده پاسخ داشته باشد.

پژوهشگر حوزه سینمای دینی افزود :یک پرسش  مهمی که در روانشناسی اجتماعی ، در کلام جدید و در هنر مطرح است این است که چه حلقه رابط و واسطی وجود دارد بین معرفت و عمل؟ آیا صرف انتقال آگاهی به ذهنیت انسان می تواند به مرحله عمل هم برساند انسان را؟ پس بنابراین باید یک حلقه رابطی وجود داشته باشد بین معرفت و عمل و این پرسشی است که در کلام جدید وجود دارد وروشنفکران دینی ما که ازیکی از نویسندگان متاثرند، قائل اند به این که بین ایدئولوژی و جهان بینی رابطه وجود ندارد از آنچه که" هست"،" باید" بیرون نمی آید، بنابراین یک انقطاعی وجود دارد بین معرفت و عمل، بین دانش و ارزش چنین نسبتی وجود ندارد، این یک نظریه است .

او اضافه کرد:نظریه دیگر قائل به این است که از جهان بینی، ایدئولوژی بیرون می آید! این هم یک نظریه است، اما نظریه دیگری وجود دارد که قائل است که معرفت اگر منطبق بر معارف وحیانی باشد در وجود انسان به صورت طبیعی به یک احساس تبدیل میشود و ترکیب این معرفت و احساس زمینه ساز عمل است. این است که بحث محبت و عشق در دین ما جزو کلیدی ترین مفاهیمی است که در کلام مطرح است .یعنی اگر معرفت به احساس به عاطفه و به عشق تبدیل نشود به عمل هم منجر نمی شود.

تابش ادامه داد: مرتبه ایمان مرتبه ای است که معرفت به محبت و عشق تبدیل شده و در دل انسان وارد شده است، بنابراین آن معرفت و این محبت، زمینه ساز تقوا میشود، یعنی کسی که عاشق خدا شده است وقتی در معرض گناه قرار می گیرد، می ترسد که آن لذت و انس را از دست بدهد، بنابراین  باتقوا می شود . بنابراین اگر انسان از مرتبه معرفت و عشق و احساس عبور نکرده باشد اعمالش کنترل نمی شود. زمانی هم که ما می رسیم به این نقطه که انسان عواطفش با معارف وحیانی سیراب می شود و با عشق جدید و با محبت جدید آشنا میشود ،از اینجا با هنر پیوند می خورد.

نصرت الله تابش اظهارداشت: هنر یعنی خلق یک موقعیت عاطفی معنا دار ،اگر هنر نتواند عواطف ما را به حرکت دربیاورد ،هنر نیست و می تواند سخنرانی و یا کلاس درس باشد .مدیرمسوول ماهنامه فیلم نگارافزود: هنر موقعیتی را خلق می کند که مخاطب وقتی مثلا پایان نمایش را تجربه میکند، تمامی عواطفش نسبت به این اثر داستانی یا نمایشی تلطیف می شود،یعنی بدون اینکه خودش این حادثه را از سر گذرانده باشد در موقعیت فهمی قرار می گیرد که آن فهم برای خودش دروني شده است.

تابش درادامه گفت: اگر ما بتوانیم از طریق متن مقدس خلق شخصیت کنیم ،درحقیقت یک منبع جدید برای تحلیل های روانشناختی شخصیت در داستان و نمایش و سینما خلق کرده ایم. وی با اشاره صحیفه سجادیه گفت: در یکی از دعاهای صحیفه امام سوم به خداوند عرض می کند: خدایا وجود من را به گونه ای قرار بده تا بتوانم به کسانی که به من بدی کرده اند ،خوبی کنم . فهم همین روایت نیازمند تحلیل روانشناختی انسان در موقعیت های مختلفی است که با آدمهای دیگر دارد و اینکه کسی می تواند به چنین موقعیتی برسد که نقطه ضعف نداشته باشد و به افرادی که به او بدی کرده اند،خوبی کند،این یک نوع تحلیل روانشناختی است.

اودرپایان سخنان خود گفت: شما در روایات می بینید که مثلا وقتی امام صادق (ع)با یک سوالی رو به رو می شوند،ارجاع می دهند به رسول خدا، میگویند رسول الله چنین فرمودند، یعنی ما از طریق کلام معصوم بعد از اینکه فهمیدیم چه فرموده اند، نیاز داریم برای اینکه بفهمیم چرا فرموده اند، از اینجا می توانیم بگوییم چرا به رسول خدا ارجاع می دهند، برای اینکه ممکن است مخاطبی که سوال کرده خودش امام صادق را قبول نداشته باشد، حتما باید به حضرت رسول ارجاع بدهد تا او بپذیرد، پس می شود روانشناسی مخاطب را با تحلیل کلام امام فهمید، به این جهت نبايد این کلام معصوم را تعمیمش  داد به همه موقعیت ها ،بلکه تعمیمش داد به مخاطبانی که شرایط روانشناختی مشابه دارند.

صحیفه سجادیه ،کتابی برای هدایت

رفیع الدین اسپارف ،شیعه اهل روسیه و کارشناس مسائل علمی و فرهنگی آخرین سخنران این نشست بود که مطالب خودرا بیان کرد ،اواظهارداشت: امام سجاد (ع) در یکی از صحبت هایی که با حسن بصری می کند، حسن بصری می گوید :تعجب است در این شرایط چگونه مردم هدایت می شوند ،امام سجاد می گوینداز آنهایی که هدایت می شوندجای تعجب ندارد،از آنهایی که هدایت نمی شوند باید تعجب کرد.

او درادامه گفت:اسراری وجود دارد که امام این حرف را میزند، چرا؟ امام می گویند باتوجه به این همه نعمتهای فراوان جای تعجب نیست کسی هدایت بشود جای تعجب در آن است که هنوز برخی آدمها هدایت نمی شوند .

وی افزود: عرفانی که ما در روسیه داریم عرفان نقش بندیه یا عبدالقادر گیلانی است ،اینها حرفی برای گفتن ندارند و متاسفانه هیچ وقت از عرفان صحیفه سجادیه صحبتی نشده است ومن همیشه در جلسات پیشنهاد میدادم که عرفان صحیفه سجادیه تنظیم بشود تا آنرا یاد بدهیم به جوانانی که می آیند و تشنه اند ، در نتیجه باتوجه به این دریای بیکران جایی برای عدم هدایت وجود نخواهدداشت.

اسپارف ادامه داد: در روسیه فعالیت بهایی ها داریم، فعالیت های ادیان مختلف را داریم ،امامتاسفانه فعالیت های مکتب اهل بیت کمرنگ است ،شیعیان روسی هم که به ایران می آیند ترجمه روسی از کتاب شریف صحیفه سجادیه وجود ندارد که در اختیارآنها باشد.اودرپایان اظهار کرد:امیدواریم درآینده به همت برادران ایرانی ترجمه روسی صحیفه سجادیه به عنوان کتابی انسان ساز و مایه سعادت دراختیارشیعیان روسیه قرار گیرد.



[ منبع این خبر سایت عصر ایران-فرهنگی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «گزارشی ازنشست بررسی سیره عملی امام سجاد (ع)» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت عصر ایران-فرهنگی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات