وقتی هاشمی‌نسب به استقلال رفت به او فحش دادم الان از او حلالیت خواستم

وقتی هاشمی‌نسب به استقلال رفت به او فحش دادم الان از او حلالیت خواستم

جام نیوز/ علی ملاقلی پور گفت: من باید بگویم که قبلا یک پرسپولیسی دوآتشه بودم و بعد هم وقتی هاشمی‌نسب را دیدم از او طلب حلالیت کردم.
هنوز چند دقیقه از بازی خیریه بین تیم‌های ستارگان ایران و ستارگان جهان نگذشته بود که یک جیمی‌جامپ به وسط زمین آزادی پرید و ماموران نیروی انتظامی که فکر می‌کردند او می‌خواهد یکی از بازیکنان ستارگان ایران یا جهان را ببیند و یا در آغوش بگیرد، خیلی سریع به سمت او رفته و او را به بیرون از زمین هدایت کردند اما بعدا مشخص شد که این جیمی‌جامپ کسی نبوده جز علی ملاقلی‌پور پسر زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور و کارگردان جوان سینمای ایران که این روزها فیلم سینمایی «قندون جهیزیه» را برروی پرده سینماها در اکران دارد و او به‌خاطر اعتراض به شرایطی که در اکران فیلم‌اش به‌وجود آمده، مانند یک جیمی‌جامپ به وسط زمین فوتبال پریده و لوگوی فیلم را که روی تی‌شرت‌اش چسبانده بود، تبلیغ می‌کند. به همین خاطر به سراغ او رفتیم تا درباره این اتفاق که برایش در یک مسابقه فوتبال و زمین چمن ورزشگاه آزادی رخ داده است، صحبت کنیم. ملاقلی‌پور که در حال پخش تراکت‌های فیلم‌اش در اتوبان آیت‌ا... کاشانی و نزدیک پردیس سینمایی زندگی بود، درباره اتفاقاتی که در زمان اکران فیلم «قندون جهیزیه» به‌خصوص روز جمعه و در ورزشگاه آزادی برایش رخ داده، با ما صحبت کرد هرچند که در ابتدا تمایلی به صحبت کردن در این باره نداشت اما چون سوژه یک سوژه فوتبالی و سینمایی بود، قبول کرد که در این باره حرف بزند.
آقای ملاقلی‌پور می‌خواستیم کمی درباره اتفاقات روز جمعه در ورزشگاه آزادی و در بازی ستارگان ایران و جهان با شما صحبت کنیم.
راستش در طول این چند روز حاشیه‌های زیادی به وجود آمده و من هم زیاد نمی‌خواهم به این ماجرا بپردازم. اما اگر سوال دیگری دارید در خدمت هستم.
اما اتفاقی که برای شما افتاده، در یک زمین فوتبال و در یک بازی مهم رخ داده و ما می‌خواهیم از این منظر به ماجرا نگاه کنیم.
بفرمایید من در خدمت هستم.
اولا می‌خواستیم کمی درباره فیلم‌تان و داستانی که دارد توضیح دهید...
داستان فیلم درباره اجاره‌نشینی یک زن و شوهر است که بنگاه به آنها زنگ می‌زند و می‌گوید باید اجاره‌شان را چندبرابر و بالاتر از همیشه پرداخت کنند اما آنها که پول زیادی در بساط ندارند فکری به سرشان می‌زند و تصمیم می‌گیرند که خانه‌شان را به یک موسسه سینمایی اجاره دهند تا از این طریق پول اجاره‌خانه‌شان را دربیاورند. یک فیلم کمدی با نگاه اجتماعی که بازیگرانی مانند اکبر عبدی، صابر ابر و خانم نگار جواهریان در آن بازی می‌کنند. من به شما پیشنهاد می‌کنم اول بروید فیلم را ببینید چون آقای عبدی و صابر ابر باهم دیالوگ‌های فوتبالی هم دارند و فکر می‌کنم این موضوع برای علاقه‌مندان به فوتبال جالب‌توجه باشد.
حتما همین‌طور است اما گویا در زمان اکران فیلم حاشیه‌هایی هم برای شما و این فیلم به وجود آمده که باعث اعتراض شما شده است.
این فیلم درواقع نقدی بر خود سینما دارد. سینمایی که از بعضی از ارگان‌ها سوژه می‌گیرد و برای آنها فیلم می‌سازد و از همان‌ها هم پول می‌گیرد اما حق کارگردان جوانی مثل من را که در بخش خصوصی کار کرده نمی‌دهند و آن را از جشنواره بیرون کرده و بایکوت می‌کنند. خبرنگاران وقتی فیلم من را در جشنواره سماء دیدند شروع به سوال‌پیچ کردن مسوولان کردند و برای همین فیلم من را به بخش بین‌الملل که چند ماه بعد از جشنواره برگزار می‌شود راه دادند. فیلم اکران شد اما از همان زمان شروع اکران اجحاف‌ها درباره فیلم ما شروع شد. معمولا رسم بر این است که در هفته دوم اکران فیلم‌ها، به فیلم‌های پرمخاطب و پرفروش سینمای بیشتری می‌دهند اما فیلم من که هم پرفروش بود و هم پرمخاطب، سانس‌هایش زیاد نشد که هیچ، کم هم شد و سینماهای آن را کم هم کردند. شاید فکر می‌کردند من چون جوان هستم جرات حرف زدن ندارم اما من آدم محافظه‌کاری نیستم چون شاید فردا زنده نباشم. ما هرچه اعتراض کردیم و نامه نوشتیم و درخواست دادیم که چرا سانس‌های سینمای ما کم می‌شود، اعتراض ما شنیده نشد. دیگر کارد به استخوان من رسیده بود و تصمیم گرفتم کاری کنم. خیلی‌ها که فیلم من را دیده‌اند می‌گویند این فیلم کمدی زندگی خودت هست که ساخته‌ای. جلوی پخش فیلم من را به هزار و یک دلیل واهی می‌گیرند و بعد می‌گویند قانون است. قانون که تفصیل‌ به رای نیست.
به خاطر همین شرایط تصمیم گرفتید که خودتان فیلم‌تان را در خیابان‌ها تبلیغ کنید؟
بله از روی ناچاری این تصمیم را گرفتم. ما گفتیم وقتی تبلیغ نداریم به خیابان‌ها برویم و از کف خیابان فیلم‌مان را تبلیغ کنیم. به اشخاص زنگ بزنیم، به آنها اس‌ام‌اس بدهیم یا حضوری به هر کسی که می‌بینیم بگوییم بروند فیلم‌مان را ببینند. این‌که سانس‌ها را به‌خاطر یک فیلم دیگر از ما بگیرند، اسمش عدالت نیست. متاسفانه عده‌ای از نسل قبلی سینمای ایران که بعضی از آنها صاحب‌منصب هم هستند، احساس قدرت می‌کنند و خودشان هم می‌برند و هم می‌دوزند.
و بعد هم تصمیم گرفتید بروید وسط زمین آزادی و در بازی ستارگان ایران و جهان فیلم‌تان را تبلیغ کنید؟
من خیلی نمی‌خواهم راجع به آن اتفاق صحبت کنم. تنها هدف من این بود که صدای اعتراضم شنیده شود. تمام سایت‌ها و خبرگزاری‌ها به این موضوع پرداخته‌اند. من با خودم فکر کردم و دیدم تنها جایی که ممکن است صدای اعتراضم تا حدودی شنیده شود، این بازی است. من می‌خواهم بگویم که باید بی‌عدالتی در سینما از بین برود و تبلیغات و اکران‌ها برای همه به صورت یکسان باشد.
وقتی شما را در وسط زمین چمن گرفتند، چه برخوردی با شما داشتند؟
ماموران وقتی فهمیدند که من کارگردان سینما هستم، خیلی با من محترمانه برخورد کردند. در این بین آقای علی قنبرلو خبرنگار- عکاس روزنامه همشهری هم آنجا آمد کنارم و خیلی کمکم کرد و بعد هم با من صحبت کردند و رفتند.
تصویری که از شما منتشر شده، نشان می‌دهد که شما در حال نشان دادن پیراهن‌تان با لوگوی فیلم به مهدی هاشمی‌نسب هستید. بازیکنان در آن لحظه با شما صحبت نکردند؟
من باید بگویم که قبلا یک پرسپولیسی دوآتشه بودم و بعد هم وقتی هاشمی‌نسب را دیدم از او طلب حلالیت کردم گفت چرا؟ من گفتم زمانی که تو به استقلال رفتی، من بچه بودم و به استادیوم می‌آمدم و به‌خاطر رفتن تو به استقلال، به تو فحش دادم و حالا می‌خواهم حلالم کنی و هاشمی‌نسب هم گفت من قبلا همه را حلال کرده‌ام.
پس قبلا هم استادیوم می‌رفتید؟
بله من خیلی استادیوم می‌آمدم. اولین بار بازی بانک تجارت و پرسپولیس که ناصر محمدخانی با ضربه قیچی‌برگردان گل زد، به همراه پدرم و آقای ناصر شعبانی و بهداد بهدادپور که قبلا بازیگر سینما بود به استادیوم رفتم. بازی خداحافظی فرشاد پیوس در استادیوم بودم. کلا خیلی بازی به ورزشگاه رفته‌ام. حتی این را هم به شما بگویم که من هفت، هشت ماه با تیم پاس تمرین هم کرده‌ام.
زمان چه کسی؟
زمانی که فراز کمالوند سرمربی جوانان پاس بود. در آن تیم محمد نصرتی، هادی شکوری و... هم بودند.
پس چه شد که فوتبالیست نشدید؟
فوتبال هم عین سینماست و خیلی وقت‌ها رابطه حرف اول را می‌زند اما من به جای این‌که از اسم پدرم استفاده کنم، رفتم 13، 14 سال شاگردی کردم و حالا هم فیلمم را در سینمای مستقل ساختم اما حالا توی سرم می‌زنند. واقعا وقتی عکس‌های خودم بعد از بازی ستارگان را دیدم، دلم به حال تنهایی خودم سوخت و حالم بد شد و گریه کردم اما هنرمندان زیادی از من حمایت کردند که از آنها تشکر می‌کنم و نشان دادند که تنها نیستم.
موقعی که فوتبال بازی می‌کردید، بازی‌تان خوب بود؟
من یک بازیکن معمولی بودم که در پست هافبک وسط بازی می‌کردم. آن موقع من نمی‌دانستم که بدون پارتی هم می‌توان فوتبالیست شد اما عواملی مانند پرروگری و ممارست وحشتناک می‌خواست که من آن‌موقع بلد نبودم. یادم هست که محمد نصرتی با ما تمرین می‌کرد و بعد که تمرین ما تمام می‌شد، تمرین تیم بزرگسالان پاس شروع می‌شد اما نصرتی با آن تن خسته می‌رفت و با تیم بزرگسالان هم تمرین می‌کرد. فیروز کریمی سر او داد می‌کشید که برو بیرون و دنبال تیم بزرگسالان نیا اما او گوش نمی‌داد و با آن تیم تمرین می‌کرد و همین دوندگی زیاد باعث شد تا او به اینجا برسد.
یعنی شما می‌خواهید بگویید به هیچ عنوان از نام پدرتان برای ورود به سینما استفاده نکردید؟
من اگر می‌خواستم از نام پدرم استفاده کنم پس چرا انقدر دیر به سینما آمدم؟ چرا 14، 15 سال دستیاری و حتی دستیار سه بودن را تجربه کردم. با آدم‌های مختلفی کار کردم؟ چرا در فیلم «میم مثل مادر» پدرم نبودم؟ که اگر بودم الان آقازاده سینمایی بودم. یک روز با پدرم بودم که گفتم می‌خواهم بروم با آدم‌های دیگر کار کنم که او هم گفت برو کار کن یا موفق می‌شوی یا نمی‌شوی.
ما می‌خواهیم اتفاقی که برای شما افتاد را به یک بازیکن فوتبال تعمیم بدهیم. به نظر شما اگر یک بازیکن استقلال یا پرسپولیس که نیمکت‌نشین شده و به نظرش حقش خورده شده یا از تیم‌ملی خط خورده، اگر برود در جشنواره فیلم فجر یا جلوی یک فیلم پرفروش در سینما سروصدا کند و بگوید حق من خورده شده درست است؟
یک زمانی هست شما تصور می‌کنید حق‌تان خورده شده اما زمان دیگری هست که به چشم دارید می‌بینید که حق‌تان از بین رفته است. در این شرایط نه فقط شما بلکه خیلی‌های دیگر هم هستند که دارند از شما حمایت می‌کنند و می‌گویند حق‌تان خورده شده، آن وقت چکار می‌کنید؟ من وقتی سینماها را می‌بینم که فیلم من نیست و یک فیلم دیگر آمده، به چشم می‌بینم که چه خبر است و دارد چه اتفاقی می‌افتد. من اگر می‌گویم آدم باید پررو باشد، منظورم این نیست که فردی بی‌ادب باشد منظورم این است که برود و از حقش دفاع کند و من تنها می‌خواستم صدای اعتراضم را برسانم.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «وقتی هاشمی‌نسب به استقلال رفت به او فحش دادم الان از او حلالیت خواستم» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات