«کیمیا» و محورهای استراتژیکی که در میان شبهه آفرینی‌های شبه روشنفکران گم شده است!

«کیمیا» و محورهای استراتژیکی که در میان شبهه آفرینی‌های شبه روشنفکران گم شده است!

سینماپرس/ بی شک برای اثرگذاری مطلوب و ماندگار، باید بیش از این مشق کرده و تجربه اندوزیم تا بتوانیم در مقابل سریال های مخدوش ترکیه ای، کلمبیایی و آمریکایی که بیش از هر چیز نفوذ فرهنگی را در دستور کار خود لحاظ کرده اند و برای حصول آن تلاش بی وقفه می کنند مقابله کنیم.
سریال کیمیا به نویسندگی مسعود بهبودی نیا و کارگردانی جواد افشار، اولین سریال ۱۱۰ قسمتی تولید شده در سیما است که قرار است آغاز کننده مجموعه های طولانی و فصلی به این شکل باشد. فرمی که در خارج از کشور و در کشورهایی نظیر ترکیه، کره، کلمبیا، آمریکا و ... سابقه طولانی تری دارد. کشورهایی که توانسته اند با تولید سریال های طولانی و البته با کیفیت، نبض ببیندگان خود را در سراسر جهان در دست بگیرند و در زمانی طولانی آن ها را با شخصیت های داستانشان همراه کنند. همراهی که بی شک به خاطر استمرار ارتباط دیالکتیکی مخاطب و شخصیت ها و نیز عمق اثرگذاری دراماتیک به دلیل همزاد پنداری مخاطب، می تواند نتایج مطلوب و غیرقابل کتمانی چه در جهت مثبت و چه مخدوش ایجاد کند.
سریال کیمیا که اولین تجربه سیما در تولید اینگونه مجموعه های تلویزیونی است، در بطن خود تصویرهای استراتژیکی را لحاظ کرده که توانسته با حل کردن آن ها در داستان و شخصیت پردازی های درام، در وجود مخاطب نشسته و اثرگذار باشد، محورهایی که بی شک نیاز به تحلیل و بررسی بیشتر از جانب تحلیل گران و منتقدین دارد تا با بازخوانی آن ها بتوانیم راه را برای اثرپذیری بیشتر و بهتر این مجموعه و نظایر آن در ذهن مخاطب آگاه باز کنیم. بی شک برای اثرگذاری مطلوب و ماندگار، باید بیش از این مشق کرده و تجربه اندوزیم تا بتوانیم در مقابل سریال های مخدوش ترکیه ای، کلمبیایی و آمریکایی که بیش از هر چیز نفوذ فرهنگی را در دستور کار خود لحاظ کرده اند و برای حصول آن تلاش بی وقفه می کنند مقابله کنیم و با تلاش و ارتقاء سطح کیفی آثارمان با تسلط بر تکنیک روز و داستانگویی بی نقص، بتوانیم خوراک بیننده فهمیم و ارزشمند ایرانی را فراهم کرده و او را با ایجاد بصیرت در جهتی راهنمایی کنیم که مخاطب خود بتواند با تشخیص تصویر مخدوش در هر گونه درامی، خوراک بصری و داستانی خود و خانواده اش را تفکیک و انتخاب کرده و در تغییر یا بهبود سبک زندگی اش تلاش کند.
این نوشتار تلاشی است در جهت بهتر دیده شدن یک مجموعه تلویزیونی وطنی که مخاطب ایرانی را تاکنون راضی نگه داشته و شبه روشنفکران ساده اندیش را که این روزها با سوء استفاده از هر گونه ابزار مجازی و حقیقی در جهت مخدوش ساختن آنند، به جهت موضوعات استراتژیک و انقلابی اش سردرگم و بلاتکلیف ساخته است!

انقلابی مردمی:

داستان پردازی مجموعه کیمیا در سه مقطع زمانی پیش از انقلاب، پس از انقلاب و دوران جنگ تحمیلی تا زمان حال، بستری را ایجاد کرده است تا مخاطب بتواند نقش خود را از انقلاب اسلامی تا جامعه کنونی اسلامی، به خوبی بازشناسد و جایگاه مردم را در انقلاب اسلامی به وضوح ببیند. پرداخت اثر به نقش های اصلی که از اقشار مختلف جامعه و در طبقات متوسط و پایین جامعه اند به خوبی توانسته است محصول انقلاب را که حاصل انقلابی مردمی است در داستان ارائه کند. انقلاب اسلامی به عنوان یک مطالبه مردمی و نه یک ایدئولوژی سلطه و توتاریتال، با پرداخت سریال به شخصیت ها در بستر یک انقلاب توانسته است نشان از رشد انقلاب از درون به بیرون داشته باشد. انقلابی که بیش از سی سال از آن گذشته و روز به روز و سال به سال به اقتدار و محبوبیت آن در جامعه افزوده شده و نقش حیاتی و استراتژیک اش در منطقه و در جهان غیرقابل کتمان است. سریال کیمیا همچنین با بررسی آسیب های اجتماعی در بازه زمانی پیش از انقلاب و پس از انقلاب، توانسته به تصویری رئال از زندگی اجتماعی اقشار مختلف مردم در دو بازه مهم زمانی(رژیم پهلوی و انقلاب اسلامی) بپردازد و خواست مردم را در پذیرش یک نظام اسلامی به طرزی گویا و ملموس نشان دهد. حضور شخصیت های پیش از انقلابی و طاغوتی در میان شخصیت های اثرگذار سریال در داستان ها و زندگی شخصیت های اصلی پس از انقلاب و در زمان جنگ به خوبی بیانگر تلاش غرب و استکبار جهانی برای نفوذ فرهنگی از طرق مختلف است و ایدئولوژی ماتریالیستی غربی در مطالبات شخصیت هایی نظیر شهرام، مشفق، آرش و ... به خوبی نمایش داده شده است.

انقلاب اسلامی به عنوان راه نجات و قلب تپنده ای در خانواده ایرانی تصویر شده است که برای احیای یک خانواده ایرانی اسلامی امری ضروری و اجتناب ناپذیر است، همگرایی شخصیت های اصلی و قهرمان داستان در پس از انقلاب و تلاش برای اتحاد و کنار هم ماندن، این انسجام درونی انقلاب را که نشأت گرفته از روحیه مردم ایران اسلامی است به شکلی داستانی و اثر گذار بیان کرده است.

پشتوانه نظام:

نقش مردم، شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی و نیز جانبازان و آزادگان سرافراز در سریال به عنوان پشتوانه های نظام جمهوری اسلامی هر یک از جایگاه شاخص و مهم خود در سریال بهره مندند و تقسیم نقش ها از لحاظ بار معنایی به عنوان داشته های نظام از لحاظ پشتوانه نیروهای انسانی که در جهت مطالبات انقلابی و اسلامی حرکت کرده اند به خوبی در وجود قهرمانان و شخصیت های اصلی داستان پرداخت شده است. شخصیت هایی که در خانواده نکونام و پارسا به عنوان دو همسایه حضور دارند بیشتر شخصیت های اصلی قهرمانان قصه را تشکیل داده اند، پیوند این دو خانواده نیز به سبب ازدواج پیمان با کیمیا و نیز سبقه حضور پدر کیمیا در ارتش و نیز چهره روحانی و معتمدی که از پدر پیمان در سریال تصویر شده است، توانسته گروهی از شخصیت های اصلی داستان را در چینشی درست بکار ببندد که در ارائه چهره کلی نظام از لحاظ نیروی مردمی و اکثریت جامعه بیانگر واقعیت پیشین و کنونی جامعه ایران از انقلاب تاکنون است. همچنین روایت داستان در بستر زمانی جنگ تحمیلی در خرمشهر و داستان پردازی حول رشادت ها و شهادت بزرگ مردان خرمشهر نظیر محمد جهان آرا که شخصیت بزرگ حقیقی جامعه معاصر انقلاب و نظام است توانسته در اثر پذیری درام نقش مهمی ایفا کرده و ادای دینی باشد به پیشگاه شهدای انقلاب و دفاع مقدس که بی شک از پشتوانه های معنوی نظام جمهوری اسلامی هستند.

نفوذ فرهنگی:

در سریال کیمیا مجموعه آنتاگونیست ها علاوه بر تشدید خصومت داستانی و ایجاد کشمکش داستانی، به موضوع نفوذ فرهنگی نیز اشاره دارند که در ارتباط با دسیسه، فتنه و خیانت اجتماعی دشمنان نظام است و در عملکرد آننتاگونیست ها به خوبی دیده می شود. خانواده پارسا به عنوان نمادی از یک انقلاب نو پا مطرح شده است که علاوه بر عزم راسخ و همچنین استواری و مقاومت بالا، اما در معرض آسیب است و در مقابل نفوذ دشمن و فتنه هایش باید هشیار و بیدار باشد. شخصیت آرش به عنوان پسر مشفق که آنتاگونیست اصلی داستان به حساب می آید و با زندگی در آمریکا نیز به خوبی موضع درونی او نسبت به قهرمانان اصلی مشخص شده است، به عنوان داماد خانواده پارسا و همسر اول کیمیا توانسته در هسته اصلی خانواده به مثابه انقلاب نفوذ کرده و آن ها را آسیب پذیر و در معرض خطر قرار دهد. عملکردی خصمانه که می توان در آن مقطع زمانی از آن به عنوان فتنه و دسیسه گروهک های معاند همانند منافقین و یا حزب توده یاد کرد. همچنین وجود دختر بچه «آزاده» که فرزند پدر و مادری شهید است و توسط کیمیا به فرزند خواندگی پذیرفته شده است، استعاره ای از ثمره و آینده این انقلاب است که می تواند به بار نشسته و آینده ای روشن در سرزمین خود و در میان مردمی انقلابی داشته باشد و یا اینکه توسط دسیسه دشمن و فتنه های آن ها به یغما و تاراج رفته و محصول انقلاب را به سود دشمن تمام کند. این بارگذاری استعاری و شخصیت پردازی دراماتیک که از استراتژی خوبی در سریال برخوردار است توانسته به داستان علی رغم پیچیدگی اثر، عمق و غنای خاصی بخشیده و ما به ازای ادوار تاریخی در برهه های گوناگون دوران معاصر، شخصیت های گیرا و کاربردی خلق کند.

نقش زن در جامعه ایرانی اسلامی:

پرداختن به نقش زنان در جامعه اسلامی و همچنین دوران انقلاب و دفاع مقدس از دیگر مواردی است که نویسنده توانسته است با محور قرار دادن شخصیت قهرمان اصلی یعنی کیمیا آن را در بطن اثر لحاظ کند. در این میان نقش مادر کیمیا، مادر آزاده و دیگر زنان داستان نیز در قیاس با دیگر آثاری که در ارتباط با انقلاب یا دفاع مقدس کار شده است پر رنگ تر و اثرگذارتر است. همچنین کارکرد استراتژیک این چینش در میان پروتاگونیست های داستان، می تواند بار مفهومی را در ذهن بیننده غنا بخشیده و به اثر پذیری سریال در وجوه مختلف استراتژیکش کمک کند. مفاهیمی نظیر «سرزمین، باور و عقیده» که در استعاره ادبی و دراماتیک، به زن اطلاق می شود و سریال با قهرمان محوری کیمیا توانسته مفهوم مام کشور را به عنوان سرزمین مادری مردم جامعه اش معنا بخشیده و به تصویر کشد. در کنار این موضوع، موضع مادری کیمیا نسبت به آزاده که سمبلی از آینده و دست آورد انقلاب است، دلسوزی ایران و انقلاب اسلامی را برای مردم جامعه اش و آحاد مردم نشان می دهد. همچنین باید اذعان کرد که بازی خوب و باور پذیر گروه بازیگران زن سریال در مجموع توانسته اثرگذاری مفاهیمی استعاری را بر روی بیننده تا حد زیادی تقویت کند.

سبک زندگی:

خانواده ایرانی پارسا به عنوان یک خانواده اصیل، و در عین حال معمولی که شامل اقشار کثیری از مردم جامعه وقت کشور و نیز زمان حال می شود، به عنوان سمبلی از یک خانواده ایرانی زیر ذره بین و نگاه تیز بین مخاطب قرار گرفته است، در این میان هر حرکت، کنش، تصمیم گیری و نیز کلامی از جانب آن ها ناخودآگاه در ذهن بیننده، ما به ازای عملکرد یک خانواده معیار در کشور به حساب می آید و همزاد پنداری مخاطب با شخصیت های اصلی که عموما خانواده پارسا و نزدیکان آن ها را در بر می گیرد می تواند در این اثر پذیری نقش زیادی را ایفا کند. پس در نتیجه موضوع سبک زندگی در هر کنش و کلام دراماتیک شخصیت ها مطرح بوده و نزد مخاطب از اصالت خاصی برخوردار خواهد بود. می توان دوری از شعار زدگی، اغراق در دغدغه مند بودن و نیز خالی از اشتباه نبودن این خانواده و عملکردهایشان را مصداقی برای کار کرد درست القای سبک زندگی ایرانی در سریال دانست.

برای مثال موضوع حجاب در خانواده پارسا و در نظر قهرمان قصه یعنی کیمیا، به خوبی با مقدمه چینی، منطق، احساس و جهان بینی بیننده به مثابه تصمیم قهرمان، بجا و درست بیان شده است. جایی که کیمیا با گذشت چند سال از انقلاب و درگیری در جنگ و گذراندن سختی هایش در خرمشهر، پس از گذشت ۷۰ قسمت از سریال، چادر را برای خود به عنوان حجاب برتر انتخاب می کند بیشترین اثرپذیری را بر روی مخاطب عام و امروزی خود خواهد داشت، چرا که تصمیم او برای اتخاذ این امر گام به گام با احساس و عقل و منطق مخاطب جلو رفته و عمل قهرمان از موضعی خاکستری به سمت سفیدی حرکت می کند و دلزدگی و شعار زدگی نزد مخاطب به دور است. همچین نحوه برخورد شخصیت ها با یکدیگر در خانواده، درهمسایگی، نزد دوستان و آشنایان و ... می تواند از لحاظ کار کرد سبک زندگی در میان شخصیت های اصلی حائز اهمیت باشد. در این میان چینش درست شخصیت ها و حوادثی که بر آن ها تحمیل می شود و رفته رفته آن ها را پالایش و تطهیر می کند به مخاطب نیز سمت و سو داده و او را به رستگاری دعوت می کند که گام به گام با شخصیت هایش به سمت آن در حرکت اند.



[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان ««کیمیا» و محورهای استراتژیکی که در میان شبهه آفرینی‌های شبه روشنفکران گم شده است!» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات