سرمقاله ابتکار اگر خوب فکر کنیم همه رد صلاحیت هستیم

سرمقاله ابتکار/  اگر خوب فکر کنیم همه رد صلاحیت هستیم

ابتکار/ « اگر خوب فکر کنیم همه رد صلاحیت هستیم » عنوان سرمقاله روزنامه ابتکار نوشته غلامرضا کمالی پناه است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

روز گذشته دوخبر خوش و ناخوش در لابه لای اخبار رسانه‌ها و شاید بهتر است بگوییم در صدر اخبار داخلی خودنمایی می‌کرد.هر دو خبر به ساعت های آینده یا امروز حواله داده می‌شد. یکی برداشته شدن سقف خفه کننده تحریم از سر اقتصاد و زندگی مردم ایران است که بسیاری از مردم انتظار آن را می کشند و مسئولان هم هردم بر طبل شادی رسیدن آن لحظه موعود می کوبند . باز چشم ها به وین دوخته شده. باز نگاهها و گوش ها به سخنان آمانو و کری و ظریف و موگرینی خیره گشته تا بالاخره ببینند این سقف ظالمانه تحریم ها شکافته خواهد شد یانه؟
البته واکنش‌های خوشایندی به فرارسیدن اجرای برجام در حال ظهور وبروز است. بورس تهران ناگهان روند صعودی گرفته است.اوباما مجوز فروش هواپیمای مسافربری را به ایران صادر کرده است.اتحادیه اروپا برای لغو تحریم‌ها اعلام آمادگی کرد. این‌ها خبرهای خوش روز است.
اما در کنار این خبرهای خوش اخبار چندان ناگواری به گوش می‌رسد و یا خبرگزاری‌ها منعکس می‌کنند که آمار تایید صلاحیت‌ها یا کسانی که احراز صلاحیت شده‌اند به نصف یا حتی یک‌سوم‌ نمی‌رسد. این موضوع خبر خوشایندی نیست. فارغ از هرگونه برداشت سیاسی واقعا تحلیل شود که درست یا نادرست چرا این همه افراد فاقد صلاحیت در جامعه وجود دارد؟ به هرحال مشت نمونه خروار است. کسانی که برای نمایندگی مجلس نامزد شده بودند همگی یا اکثریت قریب به اتفاق دارای مدرک دکترا وفوق لیسانس یا معادل آن از دانشگاه‌ها و مراکز مختلف علمی و فرهنگی و دینی بوده‌اند. غالبا با مسایل گوناگون کشور آشنایی داشته‌اند. پس آدم‌های معمولی نبوده‌اند.اگر در کشوری از هر سه نفر تحصیل کرده دو نفر فاقد صلاحیت باشند باید فاتحه آن کشور و مردمش را خواند.اکنون که این یادداشت را می‌نویسم دقیقا نمی‌دانم که چه تعداد رد صلاحیت شده‌اند و آمار تخمینی هم از خبرگزاری‌ها گرفته شده است. به هرروی اگر این آمار با خوشبینی هم نگاه شود؛ یعنی برعکس این تخمین‌ها واقعیت چیز دیگری باشد و یک سوم رد صلاحیت و دوسوم تایید شده باشند باز هم جای نگرانی است. یعنی سی درصد مردم ایران فاقد صلاحیت هستند.اگر هیات‌های اجرایی و نظارت اشتباه کرده باشند باز جای خوشحالی است . اما نگرانی اصلی آنجایی است که واقعا این تعداد یا حداقل بخشی از این افراد نتوانسته باشند که حداقلی از شایستگی‌های لازم را برای نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی کسب کرده باشند. در این صورت است که همگی از خود بپرسیم که در این فرهنگ و در دانشگاه و حوزه و به ویژه در دستگاه عریض و طویل آموزش و پرورش چه مطالبی و به چه شیوه هایی به خورد فرزندان جامعه داده می‌شود که از هر دسه نفر دونفر را نالایق بار می‌آورد؟این‌ها همه هزینه‌های گزافی است که بردوش جامعه سنگینی می‌کند. همه ما مسئول هستیم از خود بپرسیم که علت این همه نالایق پروری‌ها چیست. واقع امر این است که شایسته پروری ریشه در شایسته سالاری دارد. در بسیاری از مناصب افرادی در راس قرار گرفته‌اند که نه خود شایسته هستند و نه اصولا این موضوع دغدغه ی فکری آنان است. به فکر جیب و شهرت و منصب بی اعتبار خود هستند. چند روزی که بر اسب مراد سوار هستند با نمایش دستاوردهای دیگران به نام خود و یا اعلام آمارهای کذایی چنین وانمود می‌کنند که همه امور بر ریل درست خود روان و رو به پیشرفت است . در حالی که این گونه نیست. راستی اگر همه چیز درست بود این همه سرقت و جرم وجنایت واختلاس و چه وچه این گونه در جامعه رشد می‌کرد؟ راستی اگر مسیر تعلیم وتربیت درست وکارامد بود این گونه رد صلاحیت‌ها را داشتیم.؟(چه آنهایی که رد می‌کنند و چه آنهایی که رد می‌شوند.؟)اگر مسیر درست بود در آزمون استخدامی آموزش وپرورش برای جذب خدمتکار افراد دارای دکترا و فوق لیسانس با مدارک دیپلم در آزمون شرکت نمی‌کردند.این دروغ از صد راست برای آنان اولی تر است. زیرا مدرک دکترا و صداقت برای آنان نان و آب نمی‌شود. البته در شرع هم داریم که الضروریات تبیح محظورات.
به گفته مولانا :
در ضرورت هست هر مردار پاک برسر منکر زلعنت باد خاک
اگر مسیر تعلیم و تربیت درست بود این همه ترک تحصیلی و افت تحصیلی نداشتیم. اگر این مسیر درست بود آما ر خودکشی دانش آموزان ما سرطان وار رشد نمی‌کرد.می دانید چرا آن دختر جوان محجبه خود را از پل رسالت پایین انداخت و میدانید چرا آن پزشک اصفهانی بی رحمانه چانه بخیه زده پسر بچه بینوا و بی گناه را آش و لاش کرد و می‌دانید چرا معاونان رییس جمهور و برخی مدیران پشت میله‌های زندان قرار گرفته‌اند و می‌دانید چرا تعداد زیادی رد صلاحیت می‌شوند و می‌دانید که چرا خانواده‌ها از هم می‌پاشند و می‌دانید که ...؟ حقیقتا همه این‌ها بی گناه هستند . ریشه و علت العلل همه این ناراستی‌ها در بی توجهی به تعلیم وتربیت است. خشت اول را کج نهاده‌ایم. خشت اول چون نهد معمار کج...در اهمیت به امر تعلیم وتربیت همین بس که پاداش سی سال خدمت مدیر یک مدرسه به حقوق و در آمد ماهانه برخی مدیران و مسئولان در بخش‌های دیگر نمی‌رسد. حقوق یک معلم دبستان در طول یک سال به اندازه هزینه تفریح و خوشگذرانی هفتگی برخی مدیران و مسئولان دستگاههای دیگرما درفلان کشور خارجی نمی‌شود. این معلمان با این تورم سرسام آور و این همه مخارج گوناگون زندگی و این درآمد و حقوق بخور ونمیر چگونه می‌توانند فکر و دغدغه ی ساختن انسان‌های صالح و صلاحیت دار را داشته باشند؟ یک معمار گرسنه و بیمار و پریشان فکر چگونه می‌تواند خشت‌های بنا را کج ننهد؟ اگر خوب فکر کنیم همه رد صلاحیت هستیم.



[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «سرمقاله ابتکار اگر خوب فکر کنیم همه رد صلاحیت هستیم » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات