شعر طنز من و صاحبخونه، همین الان یکهویی

شعر طنز/ من و صاحبخونه، همین الان یکهویی

خراسان/ خانه ای دارم که خیلی کوچَک است
تا حدودی گنده تر از قلک است!

تا بخواهی سوسک دارد داخلش
می شود هر آدمی چِندِش دلش

بُرد صاحبخانه ی پر زورِ من
باز بر روی اجاره صد تومن!

گرگِ او شنگول ما را خورده است
نوش جانش؛ پول ما را خورده است

گر که مهمان خانه آید آن زبل
پولِ مهمان گیرد از من چون هتل!

گر صدای ضبطمان گردد بلند
می زند بر کله ی ما کله قند

می دهد بو داخل حمامِ آن
روزها کفتر بوَد بر بام آن!

از کثیفی؛ تیره رنگ خانه اش
اتصالی داشت زنگ خانه اش!

جای مهتابی ندارد در اتاق
عاقبت دق می کنم از این سیاق

امیرحسین خوش حال

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «شعر طنز من و صاحبخونه، همین الان یکهویی» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات