ایرنا نوشت: گل به خودی تندروها

ایرنا نوشت: گل به خودی تندروها

ایرنا/ متن پیش رو در ایرنا منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

سیاست به معنای واقعی اش، درآمیخته با مفهوم هدف آن یعنی قدرتخواهی و اقتدارجویی است و از دیرباز رقابت برانگیزترین عرصه مناسبات انسانی بوده است؛ رقابتی که با شکل گیری جوامع بشری شکلی جدی تر و چارچوبی فراختر یافت و اکنون تکامل یافته ترین چهره آن را در روابط میان واحدهای ملی می توان دید.
سیاست و قدرت اگر چه زمانی در ساختارهای خاندانی و عشیره ای محملی برای دستیابی به خواست های مطلق فردی بود، اینک در پیشگاه مفهومی چون منافع ملی رنگی از چنین خواست هایی نمی پذیرد. البته هنوز هستند کشورهایی که خواست فرد در آن جایگاهی فراتر از سرنوشت یک ملت می یابد اما اینجا سخن از الگوهای مرجع جهانی است که در قامت نظام های سیاسی مردمسالار در سراسر جهان پراکندگی دارد.
منافع ملی سال ها است که حتی در نظام های استبدادی و تمامیت خواه نیز انگیزه و اهداف تصمیم ها و سیاست های خرد و کلان را به ظاهر می شناساند و به اعلام عمومی در می آورد. در این میان، ویژگی فراگیری و تفسیرپذیری مفهوم منافع ملی چنان است که حتی خواست های فردی و محفلی نیز زیر تابلوی آن به نمایش درمی آید. با این حال شاخص های بسیاری وجود دارد که منافع ملی را از غیر آن بازمی شناساند.
در شرایط کنونی کشور، با هر تفسیری و با هر دیدگاه سیاسی، منافع ملی نسبتی مستقیم با تقویت انسجام ملی، تحکیم پایه های مشروعیت نظام سیاسی، تنش زدایی با کشورهای منطقه و جهان، محدودسازی تهدیدهای امنیتی نظیر تروریسم پیرامونی، خروج از تنگناهای منطقه ای و بین المللی به ویژه تحریم های هسته ای، گسترش همکاری های خارجی با هدف افزایش توان اقتصادی و منزلت سیاسی کشور و ... پیدا کرده است.
نگاهی به پیامدهای ویرانگر سال ها کشمکش بی حاصل با قدرت های جهانی و تلاش برای پایان دادن به بحرانی غیرضروری در عرصه روابط خارجی از دریچه نگاهی منطقی به واقعیت های ایران و جهان، ترسیمی از 2 نمودار متضاد حول محور منافع ملی است.
در این میان، قرار داشتن منافع فردی و گروهی عده ای خاص ورای مرز منافع ملی سبب برانگیختگی جریانی موسوم به تندروی یا دلواپسی شد که طی 2 سال گذشته تمام توان خود را برای سنگ اندازی در مسیر گفت وگوهای هسته ای به کار گرفت؛ جریانی که به رغم تردیدناپذیر بودن نقش آن در گرفتاری ها و چالش های گذشته و اکنون کشور، با نیروهای ضدایرانی در سطح منطقه و جهان همیاری و هماهنگی تامل برانگیزی را به پیش برد.
از آغاز مذاکرات هسته ای ایران و 1+5، سنگ اندازی تندروهای داخلی همگام و همسو با رقیبان منطقه ای، صهیونیست ها و حلقه های سیاسی- تبلیغاتی ضدایرانی در غرب به ویژه آمریکا کلید خورد و در ادامه راه حتی به شکل گونه هایی از تقسیم کار مشترک برای به شکست کشاندن مذاکرات خود را نمایاند. اکنون و در آستانه اجرایی شدن «برجام» نیز همنوایی تندروهای داخلی و خارجی همچنان به گوش می رسد؛ همنوایی که تنها محدود به مخالف خوانی ها و کارشکنی های هسته ای نبوده است.
سال ها است ایران هراسی و خدشه دار ساختن چهره جهانی جمهوری اسلامی ایران از جمله دستورکارهای دشمنان کشور بوده که به رغم شدت و ضعف به صورت پیوسته جریان داشته است. در این میان بسیاری از اقدام های خودسرانه تندروهای داخلی بهترین خوراک را به دستگاه جهانی ایران هراسی تزریق کرده و نقشی انکارناپذیر در کارکردهای این دستگاه داشته است به گونه ای که ناظران، تندروی های داخلی و غرض ورزی های خارجی را 2 لبه ی قیچی برای دریدن اعتبار خارجی کشور قلمداد کرده اند.
همچنان که گفته شد، فرصت سوزی های ناشی از اقدام تندروهای داخلی که خواسته یا ناخواسته با هماهنگی همتایان خارجی صورت گرفته از گذشته تا اکنون پیوستگی داشته است. هجوم بر گردشگران و چهره های سیاسی، علمی و فرهنگی خارجی در ایران، اعلان مواضع افراط گرایانه و به تازگی تکرار حمله به نمایندگی های سیاسی کشورهای خارجی، گوناگونی و فراوانی کنش های تندروانه و ضدملی را نشان می دهد.
رفتار و مشی سیاسی تندروهایی که زیر عنوان نیروهای خودسر یا اجیر شناخته می شوند در حادثه حمله به نمایندگی های سیاسی عربستان سعودی در تهران و مشهد سبب شد تا سعودی ها پس از اقدام ضدحقوقی بشری خود در اعدام برخی فعالان مذهبی و مدنی این کشور در کنار متهمان اقدام های تروریستی، امکان فرافکنی و راه اندازی موج ضدایرانی را بیابند. در این پیوند، برخی بر این باورند حساب بازکردن آل سعود بر کنشگری غیرمنطقی تندروهای خودسر، امکان اجرایی چنین توطئه ای را به وجود آورده است؛ توطئه ای که به رغم درایت مسوولان جمهوری اسلامی در محکومیت شدید حمله به نمایندگی های عربستان، پیامدهای ناخواسته ای را در روابط تهران و همسایگانش به بار آورد.
تکاپوی جریان تندرو در جهت حضور پررنگ در بطن تحولات کشور از سال های نخست پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون هوده ای جز کارشکنی در مسیر اهداف معطوف به کسب منافع ملی و تقویت موضع دشمنان خارجی به دنبال نداشته است. این در حالی است که در برخی کشورها وجود جریان های تندرو به دلیل محدود ماندن نقش سیاسی آنان به مواضع اعلانی در جایگاه پلیس بد، گروه فشار و ... دارای کارایی بوده اما در ایران منافع ملی در بسیاری موارد زیر تیغ کنشگری غیر منطقی و بی محابای تندروها قرار گرفته است.
از دید شماری از ناظران، رویکرد تندروهای داخلی را می توان به بازی معدودی از بازیکنان یک تیم فوتبال شبیه دانست که با انگیزه های گوناگون شخصی یا باندی، به جای تلاش برای گشودن دروازه مقابل، در چارچوب تاکتیک خراب کردن بازی، پاسکاری های دقیق و تک ضربی را با مهاجمان رقیب به اجرا در می آورند و با هدف قرار دادن عمق دفاع، آسیب رساندن به یارانشان و گل به خودی ناکامی تیم خود را در دستورکار قرار داده اند. این در حالی است که چشمان هزاران تماشاگر شاهد بازی اینچنینی تندروهای داخلی است و با قضاوت عملکرد کارشکنانه و ویرانگرانه آنان، در نهایت برای تعویض چنین بازیکنانی فریاد اعتراض خود را سرخواهد داد.


[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «ایرنا نوشت: گل به خودی تندروها» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات