تحلیل زیباکلام از اثرات سیاسی کاهش درآمدهای نفتی

تحلیل زیباکلام از اثرات سیاسی کاهش درآمدهای نفتی

تجارت/ متن پیش رو در تجارت منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.لازم به ذکر است که هر روز یک مطلب از نشریات مهم داخلی به صورت برگزیده در کاشی تحلیل ها ارائه خواهد شد.
صادق زیباکلام، استاد دانشگاه در مورد تاثیراتی که کاهش قیمت نفت و افت درآمدهای نفتی بر اوضاع سیاسی و رفتار دولت می گذارد توضیح می دهد که دولت در این شرایط مجبور می شود بودجه بخش های عمرانی و آن چه را که مربوط به توسعه و بهبود رفاه مردم است کم کند و همین موضوع بر محبوبیت و رای دولت اثر منفی می گذارد. سپس وی پیش بینی می کند که با بروز چنین اتفاقی در انتخابات سال 96 محمود احمدی نژاد دیگری ظهور می کند و یک دولت پوپولیست بر سر کار می آید. با این حال وی به دولت روحانی توصیه می کند که تنها راهکار مقابله با ظهور دولت پوپولیستی دیگر این است که خاص بودن شرایط اقتصادی کشور به مردم اطلاع داده شود تا مردم در جریان باشند. زیباکلام تصریح می کند: روحانی باید به مردم بگوید که ما با نفت 30دلاری باید ماهی حدود چهار هزار میلیارد تومان یارانه فله ای بدهیم که این کار یعنی خودکشی.

آخرین اخبار حاکی از این است که قیمت نفت در کانال 30دلاری قرار دارد و از سوی دیگر در خوش بینانه ترین حالت برخی برآوردها مانند برآورد اوپک گویای این است که قیمت نفت تا پنج سال آینده به 80 دلار می رسد. به نظر شما این ارزانی نفت و در پی آن کاهش درآمدهای نفتی ایران چه چشم اندازی را برای سیاست ایران ترسیم می کند؟
به نظرم خوب است که ابتدا در مورد همین کاهش قیمت نفت یک توضیحی بدهم. چون در ایران یک نگاه توهم توطئه نسبت به قیمت کاهش نفت وجود دارد. انگار این حکم کلی است. ما الان شاهد هستیم طیف های مختلف سیاسی چنین اعتقادی دارند. اصلاح طلب ها هم همین نگاه را دارند و کسانی که در دولت روحانی هستند هم همین نگاه را دارند ،آن هایی هم که در بیرون از دولت آقای روحانی هستند باز این چنین به این اتفاق نگاه می کنند.از سویی دیگر اصولگرایان هم همین نظر را دارند . کاهش قیمت نفت توطئه ای است که در راس آن و بازیگر اصلی آن عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند و اینها با اشاره کشور آمریکا دارند قیمت نفت را با تولید بیشتر پایین می آورند و هدف آن ها هم ضربه وارد کردن به کشور ماست. نکته خیلی جالب این است که هر وقت قیمت نفت پایین می آید در ایران می گویند این توطئه استکبار جهانی و آمریکا برای ضربه زدن به ایران است. اما ببینید در دوران آقای احمدی نژاد که قیمت نفت حتی به بالای 100 دلار در هر بشکه رسید و ما به اندازه تمام دورانی که تا پیش از آن درآمد نفت داشتیم، در آن هشت سال از این طریق درآمد کسب کردیم، هیچ وقت نگفتیم این توطئه است. یعنی وقتی قیمت نفت افزایش می یابد کسی نمی گوید این توطئه است اما وقتی قیمت نفت کاهش می یابد همه بلافاصله انگشت اتهام را به سوی عربستان و آمریکا می گیرند و می گویند که این دو کشور دارند علیه ما توطئه می کنند.واقعیت مطلب این است که این فرضیه ها در ایران وجود دارد و برخی فکر می کنند علیه ایران توطئه هایی دارد صورت می گیرد. اما نفت هم مثل هر کالای دیگری تابع عرضه و تقاضاست. محصولات پتروشیمی، مس، فولاد، پارچه، طلا و هر کالای دیگری وقتی که تولید آن ها زیاد شود خب، قیمت آن هم پایین می آید و وقتی که تقاضا برای آن زیاد می شود قیمت آن افزایش می یابد. این نکته اول است. نکته دیگر این که در ایران می گویند عربستان مقصر ارزانی نفت است، برای این که این کشور دارد نفت زیادی تولید می کند، اما هیچ وقت در ایران نمی گویند درست است که عربستان نفت زیادی را دارد تولید می کند، اما روسیه از عربستان هم بیشتر دارد نفت تولید می کند. در ایران از عربستان توقع دارند حدود یک یا دو یا سه یا چهار میلیون بشکه نفت از تولید خود را کاهش دهد اما هیچ کس نمی گوید چرا کشور روسیه یک یا دو یا سه میلیون بشکه نفت از تولید خود را کاهش نمی دهد . سوم این که چرا کشور عراق میزانی از تولید نفت خود را کاهش نمی دهد؟ عراق که متحد ماست، عراق که دستش در دست ما قرار دارد چرا عراقی ها یک میزانی از تولید نفت خود را کاهش نمی دهند؟ چرا ما از عربستان که با آن مشکل هم داریم، توقع کاهش تولید را داریم اما از کشور روسیه که دوست ماست و از عراق که متحد استراتژیک ماست توقع نداریم تولید نفت خود را کاهش دهند. نکته دیگر این که ببینید آقای مهندس بیژن نامدار زنگنه بارها و بارها صراحتا اعلام کرده اند که تحریم ها برداشته شود تمام توان خود را به کار خواهیم بست تا میزان تولید خود را به بالای پنج میلیون بشکه نفت در روز برسانیم، خب این یعنی چه؟ یعنی اینکه ایران نفت زیادتری را به بازار جهانی وارد خواهد کرد؛ به عبارت دیگر اگر نفت اوپک الان بیش از30 و چند دلار قیمت دارد بعد از این که آقای بیژن نامدار زنگنه میزان تولید نفت را به بالای پنج میلیون بشکه در روز برساند میزان قیمت نفت از 30 و چند دلار شاید به 20 و چند دلار برسد.

در همین مورد صندوق بین المللی پول هم اخیرا پیش بینی مشابهی داشته و اعلام کرده که بازگشت ایران به بازار جهانی بعد از برداشته شدن تحریم ها تاثیر زیادی بر جهان خواهد گذاشت. تجدید حیات صادرات نفت ایران در سال 2016 می تواند عواقب وخیمی را برای قیمت نفت داشته باشد که حتی بیشتر از سقوط اخیر بازار نفت است. براساس این گزارش جریان صادرات نفت ایران در بازارهای جهانی قیمت نفت را از 5 تا 15 دلار دیگر کاهش خواهد داد.
ببینید چرا ما از عربستان انتظار داریم که تولید خود را کاهش دهد اما چرا از خودمان این انتظار را نداریم که این تولید اضافی را با توجه به این که بازار این طوری است وارد بازار نکند؟ یعنی می خواهم بگویم که صدر و ذیل رویکردما در خصوص نفت و اوپک به همدیگر نمی خورد. بالاخره در شرایطی که ما با کشور عربستان اختلافاتی داریم، نمی دانم آن وقت چطور توقع و انتظار داریم که آن ها بگویند برای این که به ایران کمک شود که یک یا دو یا سه میلیون بشکه نفت وارد بازار کند و مشتریان خود را دوباره احیا کند و به دست آورد، ما بیاییم تولید نفت خود را کم کنیم، یعنی در حالی که ما با عربستان مشکل داریم در عین حال توقع داریم که این کشور این موضوع را بفهمد و همکاری و برادری کند و تولید نفت خود را کاهش دهد. اما در خصوص اصل موضوع خب، این واقعا تاسف
بار است که درآمد نفتی دولت آقای روحانی متاسفانه رو به کاهش است و اصلا نمی توان درآمدهای دولت آقای روحانی را از فروش نفت با درآمدهای نفتی دولت آقای احمدی نژاد مقایسه کرد. یعنی درآمدهای نفتی آقای احمدی نژاد خیلی خیلی بیشتر و چندین برابر درآمدهای نفتی آقای روحانی بود.

در این مورد می توان به آماری که تابستان امسال دکتر نیلی، مشاور اقتصادی رییس جمهور ارایه کرده بود هم اشاره کرد که وی گفته بود درآمدهای نفتی امسال دولت یک ششم این میزان در سال 90 و معادل 25 میلیارد دلار است.
دقیقا درست می گویند چون هم میزان تولید ما کاهش یافته و هم در دوران آقای احمدی نژاد نفت به صورت متوسط هر بشکه 80 دلار فروخته می شد، یعنی در مقاطعی 60دلار و در یک مقاطعی بیش از 100 دلار نفت قیمت داشت که در مجموع میانگین آن هشت سال نفت نرخی نزدیک به 80 دلار داشت. در حالی که میانگین قیمت نفت در دوران آقای روحانی در دو سال گذشته چیزی حدود 40تا45 دلار بوده و رو به پایین هم هست. سوالی که اینجا مطرح می شود این است که وقتی درآمد نفتی کم می شود چه اتفاقی برای کشور رخ می دهد؟ متاسفانه رکود ادامه پیدا خواهد کرد، برای این که درآمد اصلی دولت جمهوری اسلامی ایران از نفت است، و وقتی که درآمد نفتی ایران کم می شود بودجه عمرانی دولت کاهش می یابد، هزینه ای که دولت برای تامین اجتماعی یا آموزش و پرورش یا جاده سازی یا راه سازی یا راه آهن یا مترو انجام می دهد، همه اینها با کاهش درآمدهای نفتی، کم می شود . چرا که دولت یکسری بودجه ها را در هیچ شرایطی نمی تواند کم کند، حقوق کارمندان یا هزینه های تسلیحاتی یا امنیتی ما را که دولت به هیچ وجه نمی تواند کاری کند، بنابراین دولت مجبور می شود از بودجه عمرانی، جاده سازی، راه آهن یا در مجموع از آن چه مربوط به توسعه، عمران و بهبود رفاه مردم است کم کند. در حقیقت در بلندمدت رفاه و توسعه است که بهای پایین آمدن قیمت نفت را می دهد. از سوی دیگر، دولت آقای روحانی خیلی نمی تواند بگوید که درآمدهایش را از محل مالیات تامین می کند. چون آقای روحانی زمانی می تواند مالیات بیشتری بگیرد که کارکرد و رونق اقتصادی وجود داشته باشد، بخش خصوصی و شرکت های خصوصی، تجار و بازاری ها درآمد بیشتری نسبت به گذشته داشته باشند. در زمانی که رکود در بازار وجود دارد و شرکت ها، بازاری ها، صادرکننده ها و تولیدکننده ها درآمد مناسبی ندارند، آقای روحانی از چه کسی می خواهد مالیات بگیرد که جبران کاهش درآمدهای نفتی را بکند؟

دارایی های بلوکه شده دولت که قرار است آزاد شوند یا افزایش درآمدهای ناشی از گشایش های پس از اجرای برجام چطور؟ آیا این منابع نمی توانند جایگزین شوند؟
بله، تا حدودی جای امیدواری است که درآمدهای بلوکه شده ایران بتواند کمک کند. البته یک نکته دیگر هم وجود دارد. ببینید وقتی قیمت نفت به 30 دلار یا حتی 20 و چند دلار می رسد از یک جهت باعث می شود یکسری از تولیدکننده ها که نفت آن ها از نفت خاورمیانه گران تر است از بازار بروند. چون قیمت تمام شده نفت در خاورمیانه و کشورهایی مانند کویت، عراق و عربستان حدس زده می شود که بین 5 تا 10 دلار در هر بشکه باشد، بنابراین وقتی که ما این نفت را بشکه ای 20تا30دلار می فروشیم، هنوز این فروش برای ما صرف می کند ،اما برای استخراج و فروش نفت شیل یا نفت آلاسکا یا نفت دریای شمال (برای نروژ و انگلستان) یا نفت بخشی از حوزه های نفتی روسیه مثل سیبری 20تا 30دلار هزینه می کنند. بنابراین برای آنها خیلی دیگر صرف نمی کند و وقتی که قیمت نفت از یک قیمتی پایین تر می آید برای اوپک همچنان مقرون به صرفه است که نفت بفروشد، اما برخی از تولیدکننده ها هستند که خیلی برای آن ها صرف نمی کند. اینها نکات قابل توجهی است اما در مجموع آن چه بنده می خواهم بگویم این است که به هر حال پایین آمدن درآمدهای نفتی، با توجه به هزینه های جاری بالایی که در کشور داریم اعم از نظامی و عمرانی و مخارج دیگر و اصلا خود بودجه جاری وحشتناکی که دولت دارد شرایط خاصی را به وجود آورده است. توجه کنید که در همین شرایط مثلا نمی توان حقوق کارمندان را نداد یا به عبارتی دیگر به کسانی که در بخش ها، شرکت های دولتی و وزارتخانه ها کار می کنند نمی توان حقوقی پرداخت نکرد و برای همین است که عرض می کنم دولت متاسفانه از بودجه های عمرانی خود کم می کند.

در واقع از این سخنان شما می توان نتیجه گرفت که کاهش قیمت نفت می تواند باعث کاهش بودجه عمرانی و بودجه بخش های مهمی که صرف رفاه مردم می شود، شود و در نتیجه بر محبوبیت دولت نزد مردم اثر منفی بگذارد.
بله، همین طور خواهد شد. ببینید یکی از بخش هایی که کاهش درآمد نفتی خیلی بر آن تاثیر می گذارد بیکاری است. حدس زده می شود که برای ایجاد هر شغل رقمی حدود 30میلیون تومان بودجه لازم است یعنی شما اگر بخواهید برای 10نفر شغل ایجاد کنید، حداقل باید 300 میلیون تومان سرمایه گذاری کنید. بنابراین یکی از بخش هایی که در این شرایط کاهش درآمدهای نفتی آسیب جدی می بیند سرمایه گذاری هایی است که دولت برای ایجاد شغل انجام می دهد. سال گذشته حسب آمارهایی که از سوی مسوولان اقتصادی دولت ارایه شده بود ما چیزی حدود شش میلیون نفر بیکار داشتیم و معتقدم در سال 94 که ما در ماه های پایانی آن هستیم اگر این رقم به هفت میلیون نفر نرسیده باشد یقینا پایین هم نیامده است.از سوی دیگر دکتر طیب نیا، وزیر اقتصاد اخیرا اعلام کردند که دولت حدود 540 هزار میلیارد تومان بدهی دارد که این رقم وحشتناک است. شما تصور کنید که یک فرد معمولی کلی بدهی دارد، وقتی فردی این قدر بدهی دارد نه می تواند درآمدی را صرف درمان خانواده کند، نه می تواند رنگ و نقاشی جدیدی به نمای خانه خود بزند، نه حتی می تواند به مسافرتی برود ، حکایت ما هم الان همین گونه شده است.

در واقع اشاره دارید با این اتفاق ها ممکن است برخی نیازهای ضروری بی پاسخ بمانند و نارضایتی ها افزایش یابد و در نتیجه روی رای دولت یازدهم تاثیر بگذارد؟
بله، دقیقا من معتقدم درست است که تندروهای مخالف دولت به عربستان حملات زیادی می کنند ولی خیلی هم بدشان نمی آید که در حال حاضر تولید نفت در این کشور و کشورهای دیگر پایین نیامده و نفت گران نشده و وضع دولت روحانی از این شرایطی هم که هست بدتر شود.

به نظر شما آیا ممکن نیست کاهش قیمت نفت به دموکراسی در کشور ما کمک کند؟
کاهش قیمت نفت به دموکراسی نمی تواند کمک کند، برای این که رکود و بدتر شدن وضعیت اقتصادی باعث می شود که در انتخابات سال 96 یک احمدی نژاد دیگر پیروز میدان شود.

فکر می کنید دولت آینده پوپولیست خواهد بود؟
بله. ببینید از سال 1901 که امتیاز دارسی داده شده تا به امروز که ما وارد سال 2016 می شویم، در این 115 سال هر کدام از مسوولان ایرانی می خواستند وابستگی به نفت را کمتر و کمتر کنند، اما شما اگر منحنی وابستگی به نفت را از سال 1901 که امتیاز دارسی داده می شود تا سال 2016ترسیم کنید، می بینید که منظم داشتیم وابسته و وابسته تر به نفت می شدیم. یعنی این که ما به نفت وابسته نباشیم، یک شعار است. تمام کسانی می گویند به نفت وابسته نباشیم هیچ کدام حاضر نیستندیک ریال یا یک سنت از هزینه ای که در بخش های مرتبط با خودشان، انجام می دهند کاهش دهند. یعنی فلان فردی که مثلا مسوول بودجه فرهنگی کشور است، شعار می دهد که وابستگی به نفت را کم کنیم، اما وقتی به او بگویید که می خواهیم بودجه شما را بزنیم فریاد او به آسمان می رود. همه توقع و انتظار دارند برای آن هزینه هایی که می خواهند انجام دهند پول وجود داشته باشد و در عین حال شعار هم می دهند که باید وابستگی به نفت را کم کنیم اما حاضر نیستند از کوچک ترین هزینه خود بزنند و سر سوزنی به خودشان ریاضت اقتصادی تحمیل کنند. آن وقت شعار عدم وابستگی به نفت را می دهند.

در واقع پیش بینی شما این است که با این وضعیت کاهش درآمدهای نفتی این احتمال وجود دارد که دولت آینده، دولتی پوپولیست شبیه دولت آقای احمدی نژاد شود. فکر می کنید راهکار حفظ رای دولت فعلی چیست که بتواند با این کار مانع ظهور دولت پوپولیستی دیگری شود؟
من در سال های اخیر بارها گفته ام راهکار این است که آقای روحانی باید بیاید و یک شب در برنامه تلویزیونی دست از تعارف بردارد و صادقانه با مردم سخن بگوید. این که همه موارد عالی است، همه چیز خوب است و دارد بهتر می شود و با شیب ملایم داریم جلو می رویم و تورم دارد تک رقمی می شود را بگذارد کنار، باید بگوید که ما با نفت 30دلاری باید ماهی حدود چهار هزار میلیارد تومان یارانه فله ای بدهیم که این کار یعنی خودکشی. باید چنین مسایلی را به مردم بگوید. باید به مردم یادآور شود که به هر حال بودجه جاری کشور چقدر است و کجاها دارد هزینه می شود. باید واقعیت های اقتصادی را به مردم بگوید، شاید آن وقت بتواند از مردم انتظار داشته باشد که مردم همکاری کنند اما در شرایط فعلی، وضعیت این طور نیست. اگر همین فردا شما اعلام کنید که می خواهیم برای یارانه ثبت نام کنید، مطمئن باشید که از سال 92 هم افراد بیشتری برای ثبت نام اقدام می کنند. بنابراین معتقدم که آقای روحانی باید واقعیت ها را رودررو با مردم در میان بگذارد، تنها راهی که می شود از آن فاجعه پوپولیستی جلوگیری کرد این است که آقای روحانی بیاید و واقعیت های اقتصادی را با مردم در میان بگذارد.

مدتی پیش هفته نامه تجارت فردا با پروفسور پل کالیر، کارشناس پیشتاز در حوزه اقتصادهای نفتی و استاد دانشگاه آکسفورد گفتگویی داشت که وی توصیه کرده بود کشورهای نفت خیز برای استفاده از منابع طبیعی خود لازم است چند کار از جمله مشارکت تکنوکرات ها در تصمیم سازی و سیاستگذاری انجام دهند. وی توضیح داده بود: می توان تیم های متخصص در زمینه سیاستگذاری به وجود آورد: این نهادها ، می تواند بانک مرکزی، سازمان برنامه ریزی، صندوق، ذخیره ارزی، صندوق سرمایه گذاری خارجی یا هر سازمان دیگری که گروهی از تکنوکرات های توانا را برای پیگیری یک سیاست شفاف گرد هم آورد، شامل شود. به نظر شما تقویت نهادهای تکنوکرات چقدر می تواند برای حل این مشکل موثر باشد؟

ببینید دقیقا همین است برای عملی کردن چنین پیشنهادهایی باید مثلا اختیارات خیلی بیشتری به بانک مرکزی داد. از سوی دیگر باید تصدی دولت کاهش پیدا کند. تا تصدی دولت از اقتصاد کاهش نیابد، این اقتصاد فاسد و ناکارآمد دولتی در ایران همچنان به بقا و دوام خودش ادامه خواهد داد و وضع ما از نظر اقتصادی از بد به بدتر خواهد رفت.
مانند معتادی که سالیان سال با طعم تشنگی افیون مانوس شده و حالا باید یک شبه از این سرخوشی دیرینه، دست بشوید. وضعیت کنونی اقتصاد ایران و دولتی که پول نفت در رگ ها و نسوج آن جریان دارد، به این معتاد بی شباهت نیست. نهادی که در طول چند دهه با درآمدهای نفتی خود خو گرفته است، اکنون باید به یمن سقوط بی سابقه قیمت نفت در کیسه را محکم کند و به ریاضت تن در دهد. تردیدی نیست که این رنج و تعب بلادرنگ از حوزه اقتصاد به سایر عرصه ها، به سیاست، جامعه و فرهنگ نیز نفوذ خواهد کرد.

براساس آن چه وعده داده شده است دولت در روزهای آینده لایحه بودجه سال 1395 را به مجلس تقدیم می کند و قیمت هر بشکه نفت در آن 35 دلار پیش بینی شده است. حال آن که گفته می شود به شرط صادرات نفت، با این
نرخ، درآمد دولت از این محل فراتر از 22 میلیارد دلار نخواهد رفت. چنان چه، صادرات نفت با همین سناریو در سال آینده به پیش برود، درآمدهای نفتی ایران در سال1395 به یک دوم درآمدها در سال 1392 خواهد رسید. درآمد ایران از محل فروش نفت در سال 1392 به روایت بیژن نامدار زنگنه حدود 44 میلیارد و 610 میلیون دلار برآورد شد. با وجود این و در شرایطی که تحلیل ها از بازارهای بین المللی حتی نوید افزایش قیمت در سال های آتی را نمی دهد، دولت چگونه به جبران کسری بودجه خود خواهد پرداخت؟ آیا دولت با کاهش درآمدهای نفتی به کاهش کیفیت خدمات عمومی خود ناگزیر می شود؟در این صورت ،آثار اجتماعی کاهش درآمدهای نفتی چه خواهد بود؟

اگر چه به نظر می رسد اثر کاهش درآمدهای نفتی، بر خدمات عمومی دولت در حال نمایان شدن است. از نشانه های آن، همین بس که عدم پایداری منابع اجرای طرح بزرگ دولت در حوزه سلامت را با کندی مواجه کرده است.حسن قاضی زاده هاشمی، وزیر بهداشت به تازگی در پاسخ به این پرسش که چرا بسته های جدیدی از طرح تحول سلامت به اجرا در نمی آید گفته است: «اگر منابع تامین نشود، دیگر اقدام جدیدی در طرح تحول نظام سلامت آغاز نمی شود.» از دیگر سو، وزیر آموزش و پرورش در انتظار آن است که اعتبارات وزارتخانه متبوعش تامین شود تا بتواند سرانه دانش آموزان و منابع مورد نیاز مدارس را تخصیص دهد. هنوز سال 1395، سال ریاضت بودجه ای دولت فرا نرسیده اما به نظر می رسد، کشمکش های ملال آور دولت وشهرداری در سال های گذشته، بر سر میزان توجه دولت به حمل و نقل عمومی در این دولت نیز آغاز شده است. گذشته از این اگر دولت به واسطه کاهش درآمدهایش، نتواند نقش خود را در رونق بخشیدن به تولید، سرمایه گذاری در زیرساخت ها، ایجاد اشتغال و متعاقب آن افزایش درآمد سرانه مردم و نیز افزایش سطح رفاه ایفا کند، بدون تردید قادر نخواهد بود در مقابل گسترش ناامنی های اجتماعی بایستد. با این وصف، شاید پیش بینی اثرات کاهش درآمدهای نفتی بر کیفیت خدمات دولتی چندان پیچیده و دشوار نباشد.

دکتر مسعود نیلی، به عنوان یکی از اقتصاددانان برجسته کشور در این باره می گوید:«اگر نسبت بودجه سرانه را به قیمت ثابت مورد بررسی قرار دهیم این نسبت در شرایط فعلی معادل بدترین سال های دوره جنگ است. این نسبت چه معنایی دارد؟ این بدان معناست که سبد راهی مردم، مدام در حال نحیف تر شدن است. اگر فکر کنیم، مهم ترین وظیفه دولت ایجاد زیرساخت ها و خدمات رسانی در سه حوزه امنیت، آموزش و بهداشت است، مشاهده می کنیم که کیفیت خدمات رسانی در این حوزه ها هر سال نسبت به سال قبل نازل تر می شود.» او ادامه می دهد: وقتی دولت در شرایط وفور منابع به شکل صحیح منابع را هزینه نکند، نتایج نگران کننده ای خواهد داشت و زمانی که تنگنای مالی گریبان دولت را بگیرد و در قالب ریاضت بودجه ای خود را نشان دهد آثار اجتماعی و سیاسی خود را خواهد داشت

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «تحلیل زیباکلام از اثرات سیاسی کاهش درآمدهای نفتی» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات